واحد مشترک کمکی پژوهش و مهندسی «هوش یار-تواندار»     (HT-CSURE)

واحد مشترک کمکی پژوهش و مهندسی «هوش یار-تواندار» (HT-CSURE)

Hooshyar-Tavandar Common Subsidiary Unit for Research & Engineering
واحد مشترک کمکی پژوهش و مهندسی «هوش یار-تواندار»     (HT-CSURE)

واحد مشترک کمکی پژوهش و مهندسی «هوش یار-تواندار» (HT-CSURE)

Hooshyar-Tavandar Common Subsidiary Unit for Research & Engineering

مرگ تدریجی رشته های مهندسی در ایران

مرگ تدریجی رشته های مهندسی در ایرانبسیاری از متخصصان بر این باورند که دیر یا زود همه مشاغل در دنیای امروز به آموزش رشته‌های مهندسی نیازمند خواهند بود. این در حالی است که حداقل طی دو دهه اخیر با افت چشم‌گیر گرایش به رشته های مهندسی در کشور مواجه بوده‌ایم و دیگر اشتیاقی در بین دانش آموزان برای ادامه تحصیل در رشته ریاضیات نسبت به گذشته وجود ندارد.

 
به  گزارش ایسنا، امروزه رشته های مهندسی در ایران شرایط پیچیده‌ای را تجربه می‌کنند و این رشته ها به نوعی می توان گفت که در اولویت انتخاب داوطلبان ورود به دانشگاه‌ها نیستند و استادان و دانشجویان این رشته نیز از رخوت حاکم بر دانشگاه‌ها شکایت دارند. در همین رابطه دکتر میرضا مجیدی رییس دانشگاه تبریز ضمن ابراز نگرانی از آینده رشته های مهندسی می گوید: "در طول ۴۰ سال اخیر بلایی بر سر دانشجویان آوردیم که بر اثر آن دانشجویان ما تمایل دارند در سه رشته پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی تحصیل کنند و با روندی که امروز پیش می‌رود آینده رشته‌های فنی و مهندسی که موتور محرکه جامعه هستند نگران کننده است".
 
این اظهار نظر تنها گوشه ای از نگرانی و نقد دست اندرکاران آموزش عالی به وضعیت ورودی رشته های ریاضی و فیزیک و همچنین بی توجهی به آینده شغلی تعداد کثیری از فارغ التحصیلان بیکار این رشته ها در کشور هستند. دانش آموختگانی که با هزار امید و آرزو برای با تلاش شبانه روزی سدی به نام "کنکور" را برای کسب عنوان مهندسی در دانشگاه ها از جمله برترین دانشگاه های کشور پشت سر می‌گذارند اما پس از چهار سال تحصیل، چشم انداز و نقطه امیدی برای ورود به بازار کار در کشور ندارند و بین دو راهی رفتن یا ماندن و درجا زدن قرار می گیرند.
 
رتبه جهانی ایران در رشته های مهندسی
 
این در حالی است که دکتر غلامحسین رحیمی معاون پژوهش و فناوری وزارت علوم نیز چند روز پیش در نشست روسای پارک های علم و فناوری اعلام کرد؛ "ایران در رشته‌های مهندسی رتبه جهانی ۱۰ و ۱۱ را از آن خود کرده است". خبری که شنیدن آن می تواند مخاطب به خصوص دانشجویان و فارغ التحصیلان این رشته ها را هم خوشحال و هم غمگین کند. خوشحال از جهت رتبه خوبی که در آن تحصیل می کنند و غمگین ازآن جهت که در رشته‌های برتری که تحصیل کرده‌اند باید نگران آینده شغلی باشند، بنابراین حکایت وضعیت رشته های مهندسی در ایران ما را یاد ضرب المثل "درون مرا می کشد از بیرون شما را" را دارد.
 
زیرا اگر چه مسئولان و مدیران ارشد آموزش عالی با استناد به آمار و ارقام مختلف خبر از توسعه و پیشرفت رشته های مهندسی در کشور می دهند. اما واقعیت درون دانشگاه ها و حرف دل اساتید، دانشجویان و فارغ التحصیلان این رشته ها، از بحرانی بودن و بی توجهی به این رشته ها در کشور خبرمی‌دهد و گویا هنوز برنامه ریزان و سیاست گذاران عرصه های علمی و آموزشی و همچنین سایر سیستم های تاثیرگذار به اهمیت رشته های فنی و مهندسی در توسعه پی نبرده و نمی دانند بدون علوم پایه از جمله رشته های فنی و مهندسی هر کار علمی اساسی، ناقص و ناتمام است. اگر این علوم نباشد، علوم دیگر هر کدام مسیر خاص خودشان را می‌روند و نمی‌توان آن‌ها را به صورت یک پیکره علمی واحد در دنیا مطرح کرد.
 
در کشور ما با وجود تأکید ویژه‌ای که در سال‌های اخیر بر تولید علم و فناوری شده، شرایطی به نحوی پیش رفته که رشته های علوم پایه اعم از رشته های فنی و مهندسی مغفول واقع شوند. این موضوع به پررنگ‌ترین شکل ممکن خود را در کاهش هرساله آمار داوطلبان ورود به رشته ریاضی و فیزیک نشان داده است؛ به طوری که آمار داوطلبان ورود به این رشته در کنکور سراسری سال‌های ۹۵ تا ۹۷ بالغ بر ۱۸ هزار نفر کاهش داشته و در سال ۹۷ حدود ۶۵ درصد متقاضیان ورود به دانشگاه‌ها٬ داوطلب ورود به رشته‌های تجربی بودند.
 
نگاهی به ورودی های رشته های مهندسی
 
با نگاهی به آمار شرکت‌کنندگان کنکور سراسری در سال‌های مختلف درمی‌یابیم که این نگرانی از کجا نشات می‌گیرد به عنوان مثال با نمایش نموداری درباره‌ی پذیرفته‌شدگان فنی و مهندسی در یک دوره‌ چهل ساله (از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۹۵) باید تاکید کرد اوج پذیرفته شدگان دوره کارشناسی فنی مهندسی در سال ۱۳۹۰ بوده است. طی دو سال، ۶۰ هزار نفر در رشته‌های فنی مهندسی دانشگاه پیام نور پذیرفته شده‌اند.
 
بر این اساس در سال تحصیلی ۹۶-۹۵ تعداد چهار میلیون و ۷۳ هزار و ۸۲۷ نفر در آموزش عالی ایران مشغول به تحصیل بوده‌اند که حدود ۲۹ درصد آن‌ها دانشجویان فنی مهندسی بوده‌اند. در همین سال،  ۴۶۶ هزار و ۲۲۳ دانشجو از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل شده‌اند که تعداد دانش‌آموختگان فنی و مهندسی ۱۹۴ هزار و ۲۲۹ بوده است. نرخ بیکاری در ایران در سال ۱۳۹۶ حدود ۱۲ درصد بوده است. این در حالی است که نرخ بیکاری دانش‌آموختگان رشته‌های مهندسی ۳۷.۵ درصد بوده است.
 
همچنین در سال تحصیلی ۹۶-۹۵ بیش از ۴۷ رشته و ۴۵۹ گرایش مهندسی در مقاطع مختلف تحصیلی فعال بوده است. از این ۴۵۹ گرایش فنی مهندسی ۱۲۹ گرایش برای دوره کاردانی، ۳۲ گرایش متعلق به دوره کارشناسی، ۱۷۳ گرایش برای کارشناسی ارشد و ۱۰۶ گرایش برای مقطع دکتری تعیین شده است و  ۴۱۸ دانشگاه، دانشکده‌های مستقل و مراکز آموزش عالی دولتی، موسسات غیرانتفاعی و موسسات وابسته به سازمان‌های دولتی رشته‌های فنی و مهندسی را ارائه می‌دهند.
 
بر اساس اعلام کارشناسان، با گذر حباب جمعیتی ایجاد شده در دهه ۶۰ از دوره دبیرستان، تقاضا برای آموزش عالی از اوایل دهه هشتاد به سرعت افزایش یافت. در طول یک دهه (۹۲-۸۲)، متوسط نرخ رشد سالیانه دانشجویان کشور ۹.۸ درصد بوده است. در همین مدت، رشد سالیانه دانشجویان در گروه فنی- مهندسی ۱۳.۴ درصد بوده است.
 
در واقع با گذر تدریجی حباب جمعیتی از مانع کنکور، تعداد متقاضیان این آزمون در اغلب گروه‌های آموزشی به تدریج کاهش یافت. طی یک دوره‌ی پنج ساله (۹۴-۹۰) تعداد داوطلبان گروه ریاضی و فنی از ۳۶۰ هزار و ۸۷۳ به تعداد ۱۸۱ هزار و ۸۵۶ نفر رسید. این در حالی بود که در همین مدت، تعداد داوطلبان گروه آزمایشی علوم تجربی از ۴۵۱ هزار به ۴۹۸ هزار و ۸۲۲ نفر رسید.
 
اشکال کار کجاست؟
 
در حالی که آمار شرکت‌کنندگان کنکور سراسری امسال نیز حکایت از کم بودن متقاضیان گروه رشته‌های ریاضی و فیزیک نسبت به سایر گروه‌ها داشته است، متخصصان این موضوع را به نبود جایگاه شغلی مناسب برای دانش‌آموختگان رشته‌های علوم پایه نسبت می‌دهند موضوعی که به زعم متخصصان باعث شده داوطلبان کنکور گرایش چندانی به تحصیل در رشته‌های علوم پایه و رشته های فنی و مهندسی نداشته باشند و آمار دانش‌آموختگان رشته‌های دانشگاهی نامتوازن شود.
 
صرف نظر از نامتوازن شدن رشته‌های دانشگاهی، مغفول ماندن علوم پایه تبعات جدی برای بخش پژوهش در پی دارد چرا که تحقیقات بنیادی در علوم پایه هستند که جایگاه علمی کشور را تعیین می‌کنند و به عبارتی توسعه تحقیقات در علوم کاربردی، در گروی پیشرفت و توسعه تحقیقات علوم پایه است.
 
یکسان بودن آیین‌نامه ارتقای اساتید رشته ریاضی
 
در همین زمینه سلمان ابوالفتح بیگی دزفولی، پژوهشگر جوان برجسته شاخه ریاضی فرهنگستان علوم در گفت‌وگو با ایسنا از یکسان بودن آیین‌نامه ارتقای اساتید رشته ریاضی با سایر رشته‌ها انتقاد کرد و توضیح داد: اساتید خوب ریاضی در دانشگاه‌های درجه یک دنیا معمولاً یک یا دو مقاله در طول سال ارائه می‌دهند، در حالی که در ایران بر طبق آیین‌نامه ارتقای اساتید واحدی که برای همه رشته‌ها وجود دارد، از استاد انتظار می‌رود تعداد زیادی مقاله ارائه دهد که عملاً امکان‌پذیر نیست و استاد مجبور است برای ارتقای خود و رعایت کمیت کار، کیفیت علمی مقالات خود را پایین بیاورد.
 
وی ادامه داد: فردی در رشته ریاضی به عنوان عضو هیأت علمی در جایی مشغول به کار می‌شود؛ این فرد در صورت ارتقای شغلی ملزم به رعایت آیین‌نامه‌ای است که به عنوان مثال با رشته مهندسی مکانیک یا سایر رشته‌ها یکسان است و معضلاتی که در دوره دکتری وجود داشت، به دوره استادی هم تسری پیدا می‌کند.
 
بیگی با بیان اینکه اساتید خوب ریاضی در دانشگاه‌های درجه یک دنیا معمولاً یک یا دو مقاله در طول سال ارائه می‌دهند، اظهار کرد: این در حالی است که در ایران بر طبق آیین‌نامه ارتقای اساتید واحدی که برای همه رشته‌ها وجود دارد، از استاد انتظار می‌رود تعداد زیادی مقاله ارائه دهد که عملاً امکان‌پذیر نیست و استاد مجبور است برای ارتقای خود و رعایت کمیت کار، کیفیت علمی مقالات خود را پایین بیاورد.
 
پژوهشگر جوان برجسته شاخه ریاضی فرهنگستان علوم در سال ۹۸ سپس به ارائه یک مثال پرداخت و تشریح کرد: رشته فیزیک از رشته‌های نزدیک به ریاضی است که جزو علوم پایه هم محسوب می‌شود. یکی از معتبرترین مجلات رشته فیزیک  Physical Review Letters نام دارد و چنان‌چه از اسم آن برمی‌آید طول مقالات آن کوتاه و در حد ۴ صفحه است. این در حالی است که مقاله ۴ صفحه‌ای در ریاضی تقریبا معنی ندارد و در رشته ریاضی طول مقالات با کیفیت معمولا بیشتر از ۳۰ صفحه است.
 
عضو هیئت علمی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی تأکید کرد: بنابراین با توجه به اینکه هر رشته مقتضیات خود را دارد، باید تفاوت‌های بین رشته‌ها به رسمیت شناخته شده و این موضوع در آیین‌نامه‌های پذیرش دانشجوی دکتری یا ارتقای اعضای هیئت علمی دیده شود.
 
دلایل کاهش رغبت به رشته های ریاضی
 
دکتر مجید میرزاوزیری در خصوص وضعیت رشته‌های علوم پایه به ویژه رشته ریاضی(فنی و مهندسی) به ایسنا گفت: کاهش رغبت به علوم ریاضی می‌تواند دلایل زیادی داشته باشد. باید این را در نظر داشت که اگر امروز وضعیت شغلی ریاضی خوب نیست و افراد کمی به سمت آن می‌روند، پس می‌توان پیش‌بینی کرد که حدود ۱۰ سال بعد با مشکل کمبود متخصص ریاضی و مهندس مواجه شویم در نتیجه منطقی است که به همین دلیل استقبال از رشته ریاضی بیشتر شود. اما آنچه افراد را از رفتن به رشته ریاضی و رشته‌های مرتبط با آن باز می‌دارد، ارائه و آموزش بد، غیر جذاب این رشته و نبود هدف مشخص در آموزش آن است.
 
استاد علوم ریاضی دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: معتقدم شغل ربطی به دولت ندارد؛ مشاغل را نیاز جامعه تعیین و نهادهای خصوصی ایجاد می‌کنند. دولت تنها می‌تواند مزاحم این فرآیند نباشد. گاهی اوقات دخالت دولت در ایجاد مصنوعی شرایط ممکن است حتی چرخه را از حالت طبیعی خارج کند.
 
میرزاوزیری بیان کرد: این که رشته‌های مرتبط با ریاضی جایگاه شغلی دارند یا خیر، وابسته به کارآفرینی متخصصان همین حوزه است. به طور کلی چرخه زیستی یک جامعه را مستقل از دولت می‌دانم. به نظرم دولت و قوای دیگر می‌توانند به وضع قانون، اجرای آن و رسیدگی به متخلفین از قانون بپردازند. اگر در انجام این وظیفه اصلی موفق باشند مشاغل خوب خود به خود جای خود را پیدا می‌کنند و جوانان هم با دید باز، مسیری را انتخاب می‌کنند که آن‌ها را به مقصد و مقصود متعالی برساند.
 
مسیر اصلی شغل‌های شرافتمندانه دچار خلل می‌شود
 
وی تصریح کرد: آنچه وضعیت شغلی را در فرآیند فعلی دچار خلل کرده بی‌اطلاعی از آینده، عدم ثبات و پیش‌بینی ناپذیری شرایط شغلی است. وقتی دلایل فایده کوتاه‌مدت پر درآمد دارد، مسیر اصلی شغل‌های شرافتمندانه دچار خلل می‌شود و طبیعتاً کسی که آینده را تاریک می‌بیند به سمت آن نخواهد رفت و لذا انباشتگی شغلی در یک جا و عدم علاقه در جای دیگر ظهور می‌کند. دلایل افت علاقه صرفاً همین است.
 
به گزارش ایسنا، با اندکی دقت به محیط پیرامون می‌توان دریافت که ریاضیات و به تبع آن رشته های فنی و مهندسی چه نقش پررنگ و گسترده‌ای در هستی دارند. از اشکال هندسی گوناگون طبیعت و نظم موجود در روند رشد برخی گیاهان تا ساخت بناهای مختلف و پیشرفت فناوری.
 
ریاضی، ابزار دانشمندان رشته‌های مختلف علمی برای گسترش تحقیقاتشان و اطمینان از نتایج فعالیت‌هایشان است. اما عواملی نظیر گسترش کمی بی‌رویه و سریع آموزش مهندسی به ویژه در چند دانشگاه، ارائه آموزش‌های بعضا کم کیفیت در بسیاری از مراکز آموزشی، انتشار آمارهای سال‌های اخیر در مورد میزان بالای بیکاری دانش‌آموختگان فنی و مهندسی و افزایش جاذبه گروه‌های علوم پزشکی به دلایلی چون تصور بهتر بودن بازار کار از عوامل اصلی بی رغبتی برای حضور در رشته های فنی و مهندسی در کشور عنوان شده است.
 
در مجموع می‌توان گفت با مروری بر وضعیت کنونی رشته‌های فنی و مهندسی، این نتیجه به دست می‌آید که کاهش گرایش دانش‌آموزان به انتخاب این رشته‌ها زنگ خطری برای مسئولان به حساب می‌آید و لازم است رسانه‌های گروهی با همراهی مسئوان امر در راستای فرهنگ‌سازی برای این رشته‌ها، به ویژه در دبیرستان‌ها گام بردارند.
 
همچنین در مواردی لازم است که نگاه مسئولان به علوم پایه فنی و مهندسی تغییر کند و این علوم نه به عنوان علوم کاربردی و زودبازده، بلکه به عنوان زیربنای تولید فناوری و بالابرنده جایگاه علمی کشور در نظر گرفته شوند که البته بایستی بودجه‌های کلان به آن‌ها اختصاص داده شود.

یک سالگی کرونا در ایران؛ تلنگری برای تغییر/ انسان‌های جدید تربیت کنیم

دنیای پس از کرونا، دنیای جدیدی است و فرصت های آینده بسیار گسترده. دنیایی کار در زمینۀ ساخت نیروگاه‌های انرژی های تجدیدپذیر، هوش مصنوعی، نانوربات‌ها، صنعت پژوهش‌ها، اکتشافات کیهانی و عرصه های تازۀ دیگر

سعید منصورافشار


  وقتی یک اتفاق نامتعارف در طول زندگی‌مان رخ می‌دهد، معمولا انتخاب‌های متعدد نداریم. یا باید اجازه دهیم آن اتفاق ما را به کنترل خود درآوَرَد و نومیدی را بر ما مستولی و نابودمان کند و یا فرصتی فراهم می‌آید تا قدرت‌مند شویم.

  در آغاز دومین سال درگیر بودن با ویروس کووید 19 و بیماری کرونا در ایران دیگر کسی تردید ندارد که مشکلات زیادی برای ایران و جامعه جهانی به وجود آورده است. اقتصاد جهان در طول یک سال گذشته کوچک‌تر شده و در ایران هم با توجه به رکود اقتصادی قبلی و فعلی و تحریم‌های بین‌المللی مشکلات کمرشکنی برای مردم و واحدهای تولیدی و کسب و کار در تمام حوزه ها خصوصاً خدمات مسافرتی و گردشگری و برخی تولیدات صنعتی و کشاورزی ایجاد شده است.

برخاستن از خاکستر کرونا با مطالبات و دستاوردهای تازه

  از سوی دیگر گسترش بیماری، ضربات سنگینی به سلامت محیط زیست و منابع آبی وارد کرده است. استفادۀ گسترده از مواد شویندۀ شیمیایی، پاک کننده‌ها، وجود زباله‌های بیمارستانی عفونی و زباله‌های خانگی حاوی ماسک‌های مصرف شده و مواد آلایندۀ دیگر تنها بخشی از این زیان انباشته برای سلامت و حتی حیات نسل آینده به شمار می‌روند.

  چه کسی تصور می‌کرد که در سال 1399 خورشیدی یا 2020 میلادی یک بیماری همه‌گیر، همۀ معادلات موجود را بر هم زند و اقتصاد جهانی را تقریبا به حداقل رشد کاهش دهد؟ احیای اقتصاد آسیب‌دیده اما نیازمند آموختن و به کارگیری درس‌هایی تازه است؛ متفاوت با آنچه تاکنون آموخته‌ایم و در کنار آن به ذهنی باز در مقابل تغییرات آینده و کسب مهارت های لازم نیاز داریم.

  از این رو بر این باوریم که در اقتصاد پس از کرونا شاهد مطالبات و دستاوردهای جدید و بیشتری در حوزه خدمات و به ویژه صنعت حمل و نقل خواهد بود. مشاغل بیشتری در زمینه خدمات فنی و مهندسی، کامپیوتر، برنامه نویسی، تولید محتوا، استارت‌آپ‌ها و در کنار این مورد پیشرفت هوش مصنوعی در دوران بعد از کرونا – هر چند قبل از آن هم بود- شکل زندگی انسان ها را از بسیاری جهات دگرگون خواهد کرد و البته بهبود خواهد بخشید. از افزایش کارایی در زندگی و کار شخصی انسان‌ها و بازارهای مالی (با توجه به بلاک چین و ارزهای دیجیتال و بده بستان‌هایی از این نوع، نیاز به حضور فیزیکی بانک ها به شکل فعلی از بین خواهد رفت) تا اتومبیل های خودران، ربات های جراح و ماشین های تشخیص بیماری.

  اگر در طی پروسه، برنامه ریزی اصولی انجام گیرد، با به کارگیری ماشین‌های هوشمند و استارت‌آپ‌ها حتی جامعه‌ای با میزان اشتغال پایین می‌تواند هم از نظر مالی مسیر رشد را طی کند و افراد آن می‌توانند با ارتقای کیفیت دانش و کسب مهارت‌های جدید زندگی بهتری را تجربه کنند.

  ممکن است پرسش اصلی جوانان و دانشجویان این باشد که با وجود ماشین‌های هوشمند و سیطرۀ هوش مصنوعی بر زندگی و کار افراد، چه رخ خواهد داد؟ بهتر است به جای آن بپرسیم «چه باید رخ بدهد؟». چرا که ما انسان‌ها به دلیل ابداع فناوری های جدید و هوش مصنوعی بر نتیجه نهایی اثر می گذاریم.

  کرونا شاید تلنگری باشد تا انسان روش زندگی و کار خود را تغییر دهد. تغییرات اقلیمی، خشکسالی‌ها، نابودی منابع آب و جنگل ها را جدی بگیرد و به گرم شدن کره زمین به عنوان جدی‌ترین خطر برای نابودی نسل بشر توجه کند و این در صورتی است که با تغییر سبک زندگی ، جریان امور را به سمت آینده دل‌خواه هدایت کنیم و بدانیم اگر بی توجه به خطراتی که ذکر شد، به روش نابودگرایانه کنونی ادامه دهیم و ندانیم که چه باید انجام دهیم، بعید است بتوانیم از نابودی سیاره زنده جلوگیری کنیم.

  بر این اساس سخنی گزاف نخواهد بود اگر بگوییم زمان آن فرا رسیده است که با تغییر سبک و سیاق آموزش های موجود، انسان هایی جدید تربیت کنیم.

  هوش مصنوعی در این بخش می‌تواند همه دانش آموزان را تا یک سطح پایه ای آموزش دهد، این آموزش در همه جهات و با احترام به تنوع انسان‌ها خواهد بود، از هوش مصنوعی نهراسیم. چرا که آن ها فرزندان ذهن ما انسان‌ها هستند و نسل جدید‌ به شمار می‌آیند.

  دنیای پس از کرونا، دنیای جدیدی است و فرصت های آینده بسیار گسترده. کافی است کمی به اطراف‌مان نگاه کنیم، دنیایی کار در زمینه ساخت نیروگاه‌های انرژی های تجدیدپذیر، هوش مصنوعی، نانوربات ها، صنعت پژوهش ها، اکتشافات کیهانی و عرصه های تازه دیگر.

 بپذیریم اگر در این جهت «تغییر» کنیم، هم‌زمان با رشد انسان‌ها، هوش‌شان هم افزایش چشم‌گیری خواهد یافت.

  و کلام آخر: هر وقت انسان‌ها مطالب و دانش بیشتری فرا می‌گیرند، عاقل‌تر می‌شوند و اغلب هدف هایشان تغییر می‌کند.

------------------------------------------

بیشتر بخوانید:

*دنیای پس از کرونا چگونه خواهد بود؟

* چرا گذشته‌گرا شده‌ایم؟

محسن رضایی: ۵۰ سال است که در کشور گرانی و تورم داریم/ باید پول نفت از دولت گرفته شود

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: ۵۰ سال است که در کشور گرانی و تورم داریم و دلیل اصلی آن فروش دلارهای نفتی به بانک مرکزی است. برای بهبود شرایط فعلی باید پول نفت از دولت گرفته شود و در امور اساسی سرمایه گذاری گردد.

محسن رضایی میرقائد روز سه شنبه ۲۱ بهمن در کارگاه آموزشی اقتصاد که در مرکز علمی-کابردی شهرداری کرج برگزار شد، ضمن تبریک ایام دهه فجر اظهار کرد: پیروزی در انقلاب اسلامی بزرگترین پیروزی ملت ایران در صد سال اخیر است.

به گزارش ایسنا، وی در ادامه با اشاره به اینکه اقتصاد مقاومتی واژه و مفهومی است که توسط مقام معظم رهبری ابداع و بعد از مدتی به یکی از مهمترین سندهای سیاستی کشور تبدیل و به سه قوه ابلاغ شده، افزود: سیاست‌های کلی نظام بعد از قانون اساسی و قبل از قوانین مجلس قرار گرفته و در حقیقت حلقه ارتباط دهنده قانون اساسی با قوانین مصوب مجلس محسوب می‌شوند.

وی توضیح داد: سیاست‌های کلی نظام وقتی ابلاغ شوند باید در مرحله اول تبدیل به قانون و بعد از آن ابلاغ و اجرایی گردند.

این مسئول اضافه کرد: متاسفانه طی چند سال گذشته در تبدیل این سیاست‌ها به قانون به درستی عمل نشده و به جز یکی دو مورد مابقی هنوز به قانون تبدیل نشده‌اند و این گسیختگی و اشکالات باید در گام دوم انقلاب برطرف شود.

رضایی تاکید کرد: بدون شک اگر پیوند و ارتباط درستی بین سیاست‌های کلی نظام، قانون و نحوه اجرای آنها برقرار نشود و به هر یک به شکل جزایر جداگانه نگاه شود، بسیاری از تلاش‌ها ابتر و بی نتیجه باقی می‌ماند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه با بیان اینکه یکی از مهمترین سیاست‌های کلی نظام اقتصاد مقاومتی است، گفت: هدف کلی اقتصاد مقاومتی پایدارسازی، افزایش قدرت تاب آوری و توسعه اقتصاد ملی است.

وی اضافه کرد: اگر سیاست‌های اقتصاد مقاومتی به درستی محقق شود، اقتصاد ایران حتی اگر در مقابل تحریم، وقوع حوادث طبیعی و ... از مسیر اصلی خود منحرف شود، پایداری خود را از دست نمی دهد.

این مسئول با بیان اینکه سه مانع اصلی در مسیر تحقق سیاست‌های اقتصاد مقاومتی وجود دارد، توضیح داد: برای تحقق اقتصاد مقاومتی در مرحله اول باید به سمت مردمی کردن اقتصاد پیش برویم. وقتی مردم در تولید، تجارت، بازرگانی و... دخیل باشند، ضریب پایداری اقتصاد افزایش می یابد.

وی توضیح داد: نمی‌شود از مردم انتظار داشت در اقتصاد مشارکت داشته باشند ولی مسیر به گونه ای باشد که یک فرد برای گرفتن مجوز یک کارخانه، شرکت، واحد تولیدی و ... چندین ماه انتظار بکشد.

رضایی تاکید کرد: علاوه براین نباید از سرمایه گذار انتظار داشت که با سود بانکی به ظاهر ۱۸ درصد و در عمل ۳۰ درصد نوآوری و خلاقیت داشته باشد.

وی گفت: بدون شک اگر خرج مردم بیشتر از دخل آنها باشد حتی اگر کارخانه و مغازه ای هم داشته باشند می فروشند و عطای فعالیت اقتصادی را به لقایش می بخشند.

وی با بیان اینکه ۲۰ سال است بر ایجاد ایالت‌های اقتصادی در کشور تاکید می‌کنم ولی تا کنون عملی نشده، افزود: با ایجاد ایالت‌های اقتصادی مردم هر استان می‌توانند در خصوص سپرده های بانکی خود تصمیم بگیرند و این طور نخواهد بود که مالیات استان‌ها به تهران سرازیر شود.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: راه دوم برای تحقق اقتصاد مقاومتی اصلاح رابطه دولت با درآمدهای نفتی است.

وی اضافه کرد: ۵۰ سال است که در کشور گرانی و تورم داریم و دلیل اصلی آن فروش دلارهای نفتی به بانک مرکزی است. برای بهبود شرایط فعلی باید پول نفت از دولت گرفته شود و در امور اساسی سرمایه گذاری گردد.

این مسئول دلیل سوم عدم تحقق سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را برخی تصمیم‌های نادرست پولی و ارزی دولتمردان عنوان کرد و توضیح داد: باید بپذیریم در برخی موارد دلیل بی ثباتی اقتصاد کشور دولتمردان و تصمیمات نادرست آنها است.

وی ادامه داد: پول تنها کالایی است که هیچ رستمی قادر به زندانی کردن آن نیست به همین دلیل با تصمیمات و مسکن‌های کوتاه مدت نمی توان در این حوزه راه به جایی برد.

تحلیل دکتر لیلاز از وضعیت اقتصادی کنونی و آینده

باید با هم صریح باشیم اگر صادرکنندگان، بانک مرکزی و دولت می‌دانند که ارز یا صادراتی که از کشور خارج می‌شود امکان بازگشت برای آن وجود ندارد همین الان باید جلوی خروج آن را بگیرند چون با این اقدام فشار به محرومان را کاهش می‌دهند و قطعاً قیمت مثلاً گوجه فرنگی ارزان‌تر می‌شود. استدلال من بسیار روشن و منسجم است.

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در واکنش به انتقادها از او برای مقایسه عملکرد دولت مصدق با روحانی گفت: هنوز سرحرفم هستم رکورد اقتصاد بدون نفت مصدق را دولت روحانی شکست؛ صادرات غیرنفتی در دولت مصدق افزایش شدیدی یافت اما صادرات از اسفند گذشته تا خرداد امسال تقریباً صفر شد.

به گزارش ایرنا، سعید لیلاز روز جمعه درباره سخنان چندی پیش رییس مجلس مبنی بر اینکه ریشه مشکلات کشور را نه در خارج بلکه باید در باب همایون (وزارت اقتصاد)، بهارستان (مجلس) و پاستور (دولت) جست و جو کرد، اظهار کرد: ممکن است گفته او حرف حق و مراد از آن نادرست باشد. شخصاً معتقدم ریشه اصلی همه مشکلات و مسائل، داخلی است ولی اینکه بگوییم تحولات بین‌المللی یا سایر موضوعات روی ایران اثر نمی‌گذارد، حرف نادرستی است. در عین حال اینکه همه مشکلات ما ناشی از آمریکا است را قبول ندارم.

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی افزود: آمریکا توان اثرگذاری روی مناسبات داخلی ایران را دارد ولی این اثرگذاری تعیین‌کننده نیست و به تنهایی نمی‌تواند سمت و سوی اوضاع کشور را تغییر دهد و دیگر اینکه این اثر اولیه نیست و پیامد تحولات دیگر است.
حمله به دولت روحانی فضیلت نیست

لیلاز افزود: رییس مجلس این اظهارات را در فضای سیاسی موجود مطرح می‌کند ما هم روش مدیریت و سوابق او را می‌شناسیم و می‌دانیم این صحبت را از چه منظری بیان می‌کند.

این اقتصاددان، حمله به دولت روحانی را در شرایط کنونی فضیلت ندانست و گفت: آقای روحانی و دولت او چون دولت‌های گذشته نقاط مثبت و منفی دارد اما معتقدم در شرایط کنونی باید از دولت و نظام حمایت کنیم. ممکن است الان در صحنه بین‌الملل و حتی در خانواده بپرسند چرا به تازگی به راست گرایش پیدا کرده ام، در حالیکه اینطور نیست مواضع من در مورد مسائل سیاسی، اقتصادی و داخلی چون گذشته فرقی نکرده است.

لیلاز تصریح کرد: به اعتقاد من راه‌حل مشکلات ایران را باید در رای مردم جست و جو کرد. اتفاقاً اظهارات رییس مجلس بر مبنای راه‌حل مسائل اقتصادی در داخل، به این معناست که بدون طبقه متوسط حل مشکلات اقتصادی کشور امکان پذیر نیست. اینکه او رای مردم را به شکل گزینشی قبول دارد اما راه‌حل مسائل را در داخل جست و جو می کند نادرست است. بخشی از مسائل این است که اگر مصالح و منافع طبقه متوسط در نظر گرفته نشود کاری پیش نمی‌رود. اکنون درآمد نفتی نداریم و در آینده هم نخواهیم داشت با این شرایط دیگر نمی‌توان بدون توجه به طبقه متوسط کارها را پیش برد.

وی یادآور شد: معتقدم برای ثبات در کشور به طبقات پایین و متوسط و برای پیشرفت به طبقات متوسط و بالای جامعه نیاز داریم. بنابراین طبقه متوسط در هر دو بخش نقش مهمی ایفا می‌کند. باید سخن رییس مجلس را بر مبنای یک نظام فکری منسجم بیان کنیم نه اینکه بخشی از صحبت او را قبول کنیم.

لیلاز تاکید کرد: معتقدم که الان زمان ایستادگی جمهوری اسلامی و دولت برابر آمریکا است که بخشی از آن مرتبط با حمایت و حفاظت از طبقات متوسط و محروم جامعه و بخشی هم حمایت از دولت است. ما اکنون باید بی‌قید و شرط در نبرد با آمریکا از نظام حمایت کنیم اما نباید تضادها و مشکلات را فراموش کرده یا با آن کنار بیاییم.

وی رویکرد مجلس در قبال دولت را احتمالاً انتخاباتی عنوان کرد و گفت: در این موضوع اشکالی نمی‌بینم. من از اینکه طبقات فرودست جامعه مورد حمایت قرار بگیرند، به شدت دفاع می‌کنم. نرخ تورم از ابتدای سال ۹۷ و سطح عمومی قیمت‌ها تاکنون حدود ۱۶۰ تا ۱۷۰ درصد افزایش پیدا کرده که این عدد بسیار سنگین در تاریخ ایران کم‌سابقه است در این چارچوب طبقات پایین حتماً باید مورد حمایت قرار گیرند. ولی این مساله با دعوای سیاسی و طرح یارانه‌ای احتمالاً تورم‌زای مجلس حل نمی‌شود.

این فعال سیاسی افزود: ایراد قانونی شورای نگهبان هم به منابع مالی این طرح سرانجام برطرف شد. گرچه خود من هم این طرح را ۲ سال و نیم پیش و قبل از تولد مجلس یازدهم به دولت ارائه کردم و پیشنهاد روشن شدن منابع این طرح را دادم.

لیلاز در ادامه خواستار خویشتنداری مجلس و همراهی با دولت در این دوره سخت انتقالی شد و افزود: مجلس باید نگرانی‌های خود را به دولت منتقل کرده و به یک طرح مشترک برسند. روحانی قطعاً نامزد انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ نخواهد بود. بنابراین دعوا با او بر سر مسائل سیاسی نیست چرا که دولت روحانی تا آن زمان به پایان می‌رسد.

وی ادامه داد: کاملاً مشخص است که نمی‌توانیم واقعیت سیاسی چون مجلس یازدهم را نادیده بگیریم ولی تجربه نشان داده آن چیزی که همواره نصیب ملت می‌شود از دعوای میان جناح‌ها است.بنابراین این دعواها از نظر من مذموم نیست و در جهان هم همین‌گونه است. موضوع نگران‌کننده این است که مصالح کشور به دلیل منافع جناحی زیرپا گذاشته شود. گاهی به نظر می‌رسد مجلس یازدهم از این محدوده خارج می‌شود و وارد خط قرمزی می‌شود که برای آینده ایران نگران‌کننده است.

لیلاز با اشاره به سخنان رییس مجلس درباره ریشه داخلی مسائل، بخش مهمی از مشکلات فعلی را محصول پوپولیسم ۱۵ تا ۲۰ سال اخیر دانست و گفت: در این سالها ۲ تا ۳ یادداشت سیاسی در مطبوعات نوشتم و در آن مطرح کردم که این طرح‌های پوپولیستی که تصویب می‌کنید در آینده ما را گرفتار خواهد کرد و الان هم می‌بینیم که گرفتار شده‌ایم. طرح‌هایی چون صندوق‌های بازنشستگی، سن بازنشستگی، مسائل مربوط به بازنشسته‌ها و دستمزدها نمونه این طرح هاست.

این اقتصاددان افزود: «ما دائماً و بدون توجه به اینکه ماشین تولید ثروت، چقدر ثروت تولید می‌کند، روی توزیع ثروت فشار می‌آوریم.» در ۱۵ سال گذشته میانگین پس‌انداز ناخالص داخلی به کل تولید ناخالص داخلی ایران از حدود ۳۵- ۴۰ درصد به کمتر از ۲۰ درصد کاهش پیدا کرده یعنی ماشین تولید ثروت ایران در حال مردن است. در برخی از سال‌ها از جمله سال گذشته و امسال نرخ مقدار استهلاک سرمایه و قیمت ثابت از مقدار تشکیل سرمایه بیشتر شده و یقین دارم که ثروت ملی ایران به طور سرانه روند کاهشی داشته است و باید برای این مسائل چاره‌ای بیندیشیم.
روی معیشت توده‌های فقیر تمرکز کنیم

لیلاز یادآور شد: معتقدم که در شرایط کنونی باید روی معیشت توده‌های فقیر تمرکز کنیم و پیشنهادم این است که این اقدام باید با هماهنگی دولت و با در نظر گرفتن منابع دولت صورت گیرد. سازمان برنامه فقط محمد باقر نوبخت نیست. این سازمان یک نظام فکری و یک سازمان کارشناسی نیرومند با دهها کارشناس زبده است که با مجلس تعامل می‌کنند. اینکه ما از حالا برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ عجله کنیم زیان آن را حتماً سال‌ها و دهه‌های آینده خواهیم دید.

وی درباره سود یا زیان طبقات اجتماعی از تحریم‌ها، گفت: روشن است که کاسبان تحریم و همه کسانی که میان بازار خرید ایران با بازار فروش خارج قرار می‌گیرند و منجر به افزایش شدید قیمت می‌شوند اعم از افراد داخل و خارج، همه موافق تحریم هستند. تصور می‌کنم هیچ کشوری در دنیا خواستار لغو صد درصدی تحریم ایران نیست چرا که همه این کشورها به نحوی از این تحریم منتفع می‌شوند. حدس من این است به طور میانگین ماهانه ۱۰ میلیارد دلار تا قبل از سقوط قیمت نفت خام در اسفندماه گذشته از دست می‌دادیم و شاید تا الان ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار به‌دلیل تحریم‌ها از دست داده‌ایم و باید پرسید که این مبالغ به جیب چه کسانی رفته است.

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ادامه داد: به اعتقاد من رفع تحریم‌ها ماموریت فوق‌العاده و مهمی است که حتماً باید انجام شود. اما در وهله نخست به دلیل همین مساله مخالف وادادگی برابر آمریکا هستم و موضع من کاملاً روشن است. به اعتقاد من روی کار آمدن هر شخصی در آمریکا به‌لحاظ استراتژیک برای ما تفاوتی نمی‌کند. البته حتماً در روی کار آمدن جو بایدن یا دونالد ترامپ تفاوت وجود دارد. وقتی ما به اثر پروانه‌ای در عالم خلقت معتقدیم و می‌گوییم تکان خوردن بال یک پروانه در آمریکا ممکن است در چین توفان ایجاد کند چگونه ممکن است بایدن و ترامپ برای ایران تفاوتی نداشته باشند؟

لیلاز ادامه داد: همانطور که گفتم تنها و یگانه کشور جهان که مناسبات داخلی آن روی مسائل کشورها اثر می‌گذارد آمریکا است چرا که ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی ( GDP) جهان را دارا است و نمی‌توان این را نادیده گرفت. در مصاحبه‌ای تصویری که با یکی از رسانه‌ها انجام دادم گفتم که از موضع جمهوری اسلامی و آقای روحانی دفاع و تکرار می‌کنم هر گامی که دولت آمریکا در جهت کاهش فشار بر ایران بردارد ایران هم باید متناسب با آن گام بردارد.

وی تاکید کرد: نباید دچار وادادگی به غرب شویم و بیش از امتیازی که می‌گیریم به آنها امتیاز بدهیم چرا که همه این روابط بستگی به قدرت داخلی ما دارد و باید بتوانیم مسائل اقتصادی خود را حل کنیم. همین کشمکش مجلس با دولت روی قدرت چانه‌زنی ایران با آمریکا اثر منفی می‌گذارد و حمایتی که رهبر انقلاب اسلامی از آقای روحانی یا شخص آقای ظریف انجام می‌دهند روی قدرت چانه‌زنی ایران اثر مثبت می‌گذارد. این مسائل کاملاً روشن است و آنها متوجه می‌شوند یکصدا از ایران بیرون می‌آید.

مناسبات ایران و آمریکا ماهیت ژئوپولتیک دارد

لیلاز خاطرنشان کرد: بازگشت آمریکا به برجام موجب واکنش متناسب ایران می‌شود و این موضوع بر اقتصاد ایران اثرگذار خواهد بود. دوباره هشدار می‌دهم که این حلال همه مسائل ایران نخواهد بود. نخست اینکه مناسبات ایران و آمریکا ماهیتی ژئوپولتیکی دارد و با این دولت و آن دولت حل شدنی نیست چون مسائل ما با آمریکا از ۵-۶ سال پیش از انقلاب رو به بحرانی شدن رفت. از زمانی که ایران روند قدرتمند شدن خود را آغاز کرد، منافع‌اش با آمریکا در برخی‌ها موضوعات تضاد و برخورد پیدا کرد که مهمترین این تضادها در خلیج‌فارس و سپس در خاورمیانه عربی است.
برجام سند حقانیت دولت روحانی است

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران ادامه داد: این موضوع مشکلات داخلی ایران را حل نمی‌کند. میزان درآمد نفتی ما در سال ۱۳۹۶ و در اوج برجام، معادل بدترین سال تحریم‌ها بود چرا که قیمت جهانی نفت خام کاهش پیدا کرده و این موضوع بسیار مهمی است. برجام سند حقانیت دولت روحانی است. اینکه می‌گویند برجام فایده‌ای نداشت و به این دلیل است که سقوط قیمت جهانی نفت خام همه آثار مثبت برجام را از بین برد. من این مساله را فقط از جنبه اقتصادی آن مطرح می‌کنم و اگر برجام نبود وضعیت از این هم بدتر می‌شد. پس اینکه تصور کنیم مصالحه ایران و آمریکا مسائل ژئوپلیتیک ما را حل می‌کند، اشتباه است.

لیلاز افزود: مساله بزرگ ما این است که نمی‌توانیم به نفت تکیه کنیم چون اگر تحریم‌ها برداشته شود با سقوط قیمت جهانی نفت مواجه هستیم. در یکی از استراتژیک‌ترین پژوهش‌هایی که انجام دادم که شاید زمانی به چاپ برسد، عنوان کردم که اگر ایران بخواهد تجربه درآمد نفتی سال ۹۰ با فقط ۳ تا ۳.۵ درصد رشد اقتصادی را تکرار کند، قیمت نفت باید به بشکه‌ای ۲۵۰ تا ۳۰۰ دلار و صادرات نفتی ایران باید ۲.۵ تا سه میلیون بشکه در روز برسد که این غیرممکن است. بنابراین روندی که ما در سه سال اخیر تحت تحریم داشتیم تغییر شگرفی نخواهد داشت البته اگر تحریم‌ها برداشته شود و آثار روانی آن فرو بریزد قیمت‌ها کاهش می‌یابد.

این فعال اصلاح طلب عنوان کرد: چه کسی گفته نرخ واقعی دلار ۳۲ هزار تومان است؟ البته محاسبه قیمت واقعی دلار بسیار مشکل است ولی به اعتقاد من در شرایط فعلی نرخ دلار حدود ۱۸ تا ۲۲ هزار تومان است که البته به رشد نقدینگی هم بستگی دارد. ما از یک طرف تقاضا و طرف دیگر عرضه را داریم. از طرف تقاضا که رشد نقدینگی است روزانه ۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان پول به جامعه می‌آید. البته بانک مرکزی را سرزنش نمی‌کنم چون مقابل شیوع کووید ۱۹ پیشنهادم این بود که سیاست انبساطی پولی داشته باشیم که همه دنیا هم این کار را می‌کنند و خودمان را نمی‌توانیم سرزنش کنیم.

عملکرد اقتصادی جمهوری اسلامی با وجود فشارها قابل قبول است

لیلاز اضافه کرد: می‌دانید که کسری بودجه دولت عربستان ۱۵ درصد تولید ناخالص این کشور در سال ۲۰۲۰ است اگر الان کشور ما با این میزان کسری بودجه مواجه بود، آقای همتی را دار می‌زدند. کسری بودجه ما احتمالاً به ۵ درصد هم نمی‌رسد و یک سوم عربستان هستیم. جمهوری اسلامی به لحاظ عملکرد اقتصادی با وجود این همه فشار نمره قابل قبولی می‌گیرد ولی همانطور که می‌بینید مسائل از داخل است. روحانی هر پنجشنبه طرح‌هایی را افتتاح می‌کند او بارها این جمله را تکرار می‌کند که از دوره مغول تا الان چنان فشار بیرونی شدیدی را بر ایران ندیده‌ام.

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ادامه داد: ما در ابتدای سال ۹۸، یک و نیم تا ۲ درصد GDP یعنی حدود ۳۵ تا ۴۰ هزار میلیارد تومان را به دلیل سیل از دست دادیم. آخر سال ۹۸ هم یک و نیم تا ۲ درصد GDP را به دلیل کرونا از دست دادیم و با همه فشاری که تحریم‌ها در سال ۹۸ در کشور وارد کرد، باز هم این اقتصاد زنده است و نفس می‌کشد. از اردیبهشت امسال رشد اقتصادی در کشاورزی، خودروسازی، فولادسازی مثبت شده است. البته در بخش خدمات تحت فشار شدید هستیم به این دلیل که ۱۷ درصد اقتصاد ایران رستوران‌داری، بازرگانی، خرده‌فروشی و مغازه‌دارانی است که همه تعطیل هستند.

وی ادامه داد: البته ۱۷ درصد در اقتصاد ایران عدد بسیار بالایی است ولی اگر ما اثر این ۱۷ درصد را برداریم از اول اسفند این آمار نسبت به سال گذشته مثبت خواهد شد. رشد اقتصادی همواره نسبت به دوره مشابه محاسبه می‌شود «اگر بخواهید ناسزا بگویید به بازه این فرمول ناسزا بگویید. من گناهی ندارم و فقط سعی می‌کنم همه حقیقت را برای شما بازگو کنم.»

لیلاز در پاسخ به این پرسش که چرا این رشد اقتصادی برای مردم ملموس نیست، گفت: این مساله حتماً برای مردم ملموس است. دولت ترامپ در دسامبر ۲۰۱۷ که از برجام خارج شد روی زلزله، سیل و کرونا حساب نکرده بود. بر این باور بود و حتی جان بولتون هم اعلام کرده بود بعد از ۳۳ ماه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را نخواهیم دید. از آنجایی که تضاد اصلی من با آمریکا است به آنها می‌گویم ما باید تا سالها پیروزی انقلاب را جشن بگیریم. مشکل، فرق و ایراد من با دیگر دوستانم در این است که تضادهای خود را اصلی و فرعی می‌کنم و تضاد اصلی من الان آمریکا است. معتقدم که اگر بخواهیم در ایران دموکراسی برقرار کنیم باید بتوانیم در داخل با یکدیگر تعامل کنیم «رادیکالیسم آمریکا، فضای داخلی ایران را رادیکالیزه می‌کند که این کار را هم انجام داد.»

این کارشناس اقتصاد افزود: «اگر می‌خواهید به رادیکالیسم موجود در ایران ناسزا بگویید ابتدا باید این ناسزا را به آمریکا بگویید.» آنها اعلام کردند که ما در این ۳۳ ماه فشاری بر ایران وارد خواهیم کرد که ایران دو راه بیشتر نخواهد داشت یا فرو می‌پاشد یا تسلیم می‌شود و دیدیم که نه از هم پاشید و نه تسلیم شد. وقتی آنها به این یقین رسیدند که جمهوری اسلامی نه از هم می‌پاشد و نه تسلیم می‌شود سردار سلیمانی را ترور کردند.

لیلاز خاطرنشان کرد: این یک حرف ژئوپولتیک است. آنها نگران این بودند که با فرا رسیدن اکتبر ۲۰۲۰ تحریم‌های تسلیحاتی ایران لغو شود اما «جمهوری اسلامی نه عصبانی و نه تسلیم شد چرا که اگر عصبانی می‌شد روابط عمومی جهان را از دست می‌داد و این کار را با خردمندی و خویشتنداری شگفت‌آوری انجام داد.»

وی خاطرنشان کرد: یک روز ملکه انگلیس در سفری که به استرالیا داشت به دلیل طولانی بودن مسیر، چند ساعتی در فرودگاه مهرآباد توقف کرد. آن زمان انگلیس سلسله پهلوی را به حساب نمی‌آورد چون آنها را بچه پاسبان می‌دانستند. پهلوی

قهرمان مقاومت مقابل آمریکا، اقتصاد و ملت ایران است / ‏برجام‬ مصالحه شرافتمندانه‌ای بود

لیلاز تاکید کرد: «مقاومت ما جواب داده است و قهرمان این مقاومت هم اقتصاد ایران و قهرمان‌تر از اقتصاد، ملت ایران بودند.» من از گفتن این جمله اشکم سرازیر می‌شود! نرخ تورم فقط از اول تیرماه امسال تا آخر آبان حدود ۲۵ درصد بوده است. گفتن این جمله مرا بسیار ناراحت می‌کند ولی در همین دولت روحانی در دو سال پیاپی مجموع نرخ تورم به ۲۰ درصد نرسید ولی این پنج ماه بیش از همه آن دو سال بوده است. ملت ایران فشار وحشتناکی را تحمل کرد و البته ثمرات آن را هم می‌بیند.

این فعال سیاسی تاکید کرد: هیچ مصالحه شرافتمندانه‌ای را رد نمی‌کنم و برجام را یک مصالحه شرافتمندانه می‌دانم. اتفاقاً به این دلیل که آمریکا از آن خارج شد. معتقدم که ما باید این کف را نگه داریم. همه اقداماتی که آقای روحانی و دکتر ظریف در قبال برجام انجام دادند صد در صد مورد تایید ما است. «برجام یک مصالحه شرافتمندانه بر مبنای همه زوری بود که ما داشتیم.» مذاکره کنندگان در همه جای دنیا چیزی جز عقبه خود نیستند. اگر این عقبه منسجم باشد آنها هم منسجم هستند، اگر این عقبه در اقتصاد نیرومند باشد آنها هم نیرومند هستند، اگر این عقبه تحمل کند یا متشتت باشد آنها هم تحمل می‌کنند یا متشتت می‌شوند. روحانی و ظریف بر مبنای انسجام داخلی و اقتصاد نیرومند توانستند به مصالحه برسند.

لیلاز یادآور شد: مسائل ایران به هیچ عنوان یک شبه پدید نیامده تا یک شبه هم از میان برداشته شود. جهان پساتحریم و پساکرونا متفاوت خواهد بود و ما باید این مسائل را شرافتمندانه و صادقانه به ملت بگوییم که تصور نکنند با آمدن جو بایدن یک شبه همه مسائل ایران حل می‌شود چرا که دیگر نفت ۱۲۰ دلاری در کار نیست و اگر هم باشد ایران مدت سه سال از بازارهای نفت خارج بوده است. الان در جهان ۶ تا ۷ میلیون بشکه مازاد عرضه داریم و جهان هیچگاه با چنین مازاد عرضه‌ای روبرو نبوده است. بازگشت ایران به بازارهای نفتی جهان فوق‌العاده دشوار خواهد بود ضمن اینکه در این بازار باید نفت را ۳۵ تا ۳۶ دلار هم بفروشد و قیمت آن حتماً کاهش خواهد یافت.

وی گفت: چشم‌انداز کووید ۱۹ هم مشخص نیست و آنطور که گفته می‌شود اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۱ بازسازی خود را آغاز می‌کند. بنابراین اینطور نیست که دوباره درآمدهای ارزی ایران یک شبه ۴۰-۵۰ میلیارد دلار افزایش پیدا کند. ما از حدود ۶۰۰-۷۰۰ هزار بشکه‌ای که الان داریم شروع می‌کنیم و به تدریج آن را به ۱.۵ میلیون بشکه می‌رسانیم. ممکن است تا سال ۲۰۲۱ بتوانیم این میزان را به حداکثر ۱.۵ – ۲ میلیون بشکه و آن هم روزی ۷۰ میلیون دلار با قیمت فعلی برسانیم که در سال حدود ۲۰ میلیارد دلار است. ما باید رشد نقدینگی و مسائل مختلف خود را سر و سامان دهیم.
اقتصاد رانتی پایان یافت

لیلاز در پاسخ به پرسشی درباره فاصله گرفتن دولت از درآمدهای نفتی و رانتی نیز یادآور شد: اقتصاد رانتی در دولت ایران پایان یافت و این یکی از خوشبختی‌های من است. با افتخار بیان می‌کنم که نفت دیگر قادر به متلاطم کردن اقتصاد و ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران نخواهد بود.چهار رکن ایجاد تلاطم در ساختارهای اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی ایران نفت، مهاجرت، رشد جمعیت و مسائل بین‌المللی بود. نفت فرو مرده است و با چشم‌اندازی که من دارم دیگر نمی‌تواند تلاطم جدی ایجاد کند.

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران درباره اظهارات یکی از اصولگرایان در مورد اینکه مذاکره با آمریکا با تغییر دولت امکان‌پذیر است، تاکید کرد: تمایل اصولگرایان به مذاکره با آمریکا است و نشان‌دهنده این است که آنها، غرب‌گراتر از اصلاح‌طلبان هستند. نظر اصولگرایان این است که خودشان با آمریکایی‌ها صحبت کنند. خوشبختی این است که سیاست خارجی ایران اساساً تحت نظارت رهبری است و یک مدیریت واحد به ما این امید را می‌دهد که ما بیش از اندازه به غرب وا ندهیم. در برجام هم همین اتفاق افتاد و من هیچ وادادگی در برجام ندیدم.

وی یادآور شد: آن زمان هم از برجام دفاع کردم و همواره عنوان می‌کردم نباید درباره پیامدهای برجام اغراق کنیم. ولی الان آقایان می‌گویند که باید اینقدر این دست و آن دست کنیم تا خودمان با آمریکا مذاکره کنیم و حیف است که آقای روحانی و اصلاح‌طلبان از آن بهره ببرند. این همان سیاستی است که جناح راست از قدیم در ایران داشته است. من آنها را جناح راست می‌دانم و شما آنها را اصولگرا خطاب می‌کنید ولی من کسی را اصولگرا می‌دانم که به خاطر افکار و صحبت‌هایش هزینه بدهد. اینکه در شبکه‌های اجتماعی به من ناسزا می‌گویند بخشی از هزینه اصولگرایی خودم می‌دانم.

لیلاز خاطرنشان کرد: معتقد به پوپولیسم نیستم ولی ترجیح می‌دهم این دوستان را محافظه‌کاران جناح راست بدانم چرا که آنها حاضر نیستند به خاطر حرف‌ها و افکارشان هزینه بدهند. بسیاری از آنها حاضرند که فشار بر ملت ایران اضافه شود ولی چیزی نصیب جناح سیاسی رقیب نشود.

وی درباره اظهارات برخی فعالان اصلاح طلب در مورد بالا رفتن نرخ ارز و کالا به دلیل رویکرد مجلس یازدهم، گفت: این حرف را قبول ندارم. رابطه افزایش قیمت ارز با تشکیل مجلس یازدهم یک رابطه همزمانی است نه رابطه علت و معلولی. با این صحبت در اینجا قدری به آقای احمدی‌نژاد نزدیک می‌شوم. من برای مجلس در ایران اینقدر کارکرد قائل نیستم که بتواند قیمت ارز را سه برابر کند چرا که معنای این حرف این است که آنها می‌توانند قیمت ارز به یک سوم کاهش دهند ولی می‌دانیم مجلس نمی‌تواند چنین کاری را انجام دهد.

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: امکان دارد تقابل مجلس با دولت مقداری تاثیر بگذارد ولی اثر تعیین کننده ندارد. سعی می‌کنم انصاف را رعایت کنم. مجلس تا الان در این چند ماه کار موثری انجام نداده است. من با اصل ارائه کوپن و یارانه به مردم موافقم به شرطی که منابع آن مشخص شود و با دولت نیز در این زمینه همفکری صورت گیرد. معتقدم باید ۵۰ تا ۶۰ درصد جمعیت کشور را برابر موج تورم حمایت کنیم.

وی ادامه داد: یکی از عوامل سه برابر شدن قیمت دلار، افزایش شدید نقدینگی در ۷ تا ۸ ماه گذشته به دلیل کووید ۱۹ و عامل بعد هم کاهش شدید واردات بوده است. در مصاحبه اردیبهشت ماه با روزنامه ایران برای نخستین بار بیان کردم که اگر ما از مرداد و شهریور عبور کنیم زنده می‌مانیم. مبنای سخن من هم این بود که از ابتدای اسفند ۹۸، صادرات نفتی و غیرنفتی ایران به صفر رسید و ما چنین تجربه‌ای را در دولت مصدق هم نداشتیم.
سرحرفم هستم دولت روحانی رکورد مصدق را شکست

لیلاز عنوان کرد: یک بزرگواری اخیراً در جایی عنوان کرده که این حرف «لیلاز» جنایت در حق مصدق است! تعجب می‌کنم که وقتی که یک شخصی سخنی را بیان و یا خبری را می‌دهد. خبر در منطق محتمل صدق و کذب است. اگر حرف من اشتباه است بگوییدکجای آن اشتباه و اگر درست است بگوییم کجای آن درست است. جنایات و مکافات معنایی ندارد. من هنوز هم سر حرفم هستم که رکورد آقای مصدق را در دولت آقای روحانی شکستیم. صادرات غیرنفتی در دولت مرحوم مصدق افزایش شدیدی پیدا کرد ولی صادرات ما در اسفند، فروردین، اردیبهشت و خرداد تقریباً به صفر گرایش پیدا کرد. این فشار عجیب و بی‌سابقه در تاریخ ایران موجب افزایش ۳ برابری نرخ دلار شد.

این اقتصاددان درباره رفتار برخی از صادرکنندگان که از منابع ارزی استفاده می‌کنند ولی ارز را برنمی‌گرداندند، گفت: قبول ندارم که کسی ارز را از کشور خارج کند و برنگرداند. چرا که به منزله فرار سرمایه است. صادراتی که ارز آن به داخل بازنگردد هرگز نباید انجام شود. برخی از صادرکنندگان اعتراض کردند که ما امکان برگرداندن ارز خود را نداریم. خب اگر امکان بازگرداندن ارز را ندارید صادر نکنید! در این میان برخی صادرات انجام دادند و با وجود اینکه می‌توانستند اما ارز خود را برنگرداندند. این جنایت است و به هیچ وجه این را نمی‌پذیرم.

لیلاز ادامه داد: اقدام آنها در حالی که کشور در شرایط فوق‌جنگی قرار دارد، معنایی جز فرار سرمایه ندارد. فشار جنگ ایران و عراق برابر شرایط «فوق‌جنگی» الان، زیاد نبوده است. ما در جنگ تحمیلی شهید دادیم و این موضوع همواره ما را ناراحت می‌کند و جایگاه این شهیدان تا ابد جاودان است ولی فشاری که الان تحمل می‌کنیم خیلی بیشتر از جنگ ایران و عراق است. بنابراین در این شرایط نباید صادراتی انجام دهیم که ارز آن را به کشور برنگردانیم. اگر بانک مرکزی می‌داند که در صورت صادرات، امکان بازگرداندن ارز وجود ندارد، نباید اجازه این کار را بدهد.

وی خاطرنشان کرد: مادامی که گوجه فرنگی با تعیین قیمت قابل قبول دلاری از سوی دولت، به خارج کشور صادر شود و ارز آن به داخل بازگردد و بخشی از فشار اقتصادی را کاهش دهد با این اقدام بخشی از قدرت تولید کشاورزی و توان خرید کارگر نیازمند را به دلاری تبدیل می‌کنیم که در شرایط کنونی، فوق‌العاده برای کشور مهم است. اما به هیچ عنوان نمی‌پذیرم که طبقه کارگر، محرومان و کشاورزان ایران این فداکاری را انجام دهند ولی ارز آن به کشور بازنگردد. پس اینگونه مسائل موجب افزایش قیمت دلار به ۳۲ هزار تومان می‌شود و این از انصاف به‌دور است.

این فعال سیاسی افزود: باید با هم صریح باشیم اگر صادرکنندگان، بانک مرکزی و دولت می‌دانند که ارز یا صادراتی که از کشور خارج می‌شود امکان بازگشت برای آن وجود ندارد همین الان باید جلوی خروج آن را بگیرند چون با این اقدام فشار به محرومان را کاهش می‌دهند و قطعاً قیمت مثلاً گوجه فرنگی ارزان‌تر می‌شود. استدلال من بسیار روشن و منسجم است.

وی درباره برآورد خسارت کرونا بر اقتصاد کشور، بیان کرد: در اسفندماه به تحلیل و پیش‌بینی رسیدم که چاپ شد و نسخه‌ای از آن را به مقام‌ها دادم. حدس من این بود که اگر کرونا تا آخر اردیبهشت ۹۹ ادامه داشته باشد میان ۲ تا ۳ درصد GDP ایران از دست می‌رود و این عدد بسیار سنگین است اما این عدد برای سایر کشورها بیشتر بوده است. دلیل نخست اینکه بخش خدمات در کشورهای غربی بزرگ‌تر است و فشار این پاندومی (عالم‌گیری کرونا) روی خدمات قرار دارد و اقتصادهایی که بیشتر جهانی شده بود و صادرات و واردات بیشتری داشتند بیشتر آسیب دیده‌اند

لیلاز یادآور شد: از جهاتی کرونا انتقام الهی است چرا که آنها کشور من را تحت فشار بسیار ظالمانه‌ای قرار دادند و حالا خودشان هم یک مقداری از این فشار را چشیدند. در عین حال به اعتقاد من اوضاع برای غرب بدتر از این نخواهد شد. من در مورد ویروس کرونا چیزی نمی‌دانم و در مصاحبه و پیش‌بینی قبلی خودم عنوان کرده بودم کرونا تا آخر اردیبهشت امسال پایان یابد. من پزشک نیستم ضمن اینکه این ویروسی است که پزشکان هم درباره آن اطلاعاتی ندارند.

این اقتصاددان خاطرنشان کرد: سقوط اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۰ که در تحریم و پاندومی قرار داشت کمتر از سقوط اقتصاد عربستان بود. پیش‌بینی می‌شود عربستان با ۵ درصد، ایالات متحده ۶ درصد، اروپا ۷ درصد، بریتانیا ۱۱ درصد رشد اقتصادی منفی داشته باشند. بنابراین اقتصاد ایران که به دلیل تحریم سقوط خود را کرده بود به دلیل وابستگی کمتر به بخش خدمات و «جهانی شدن کمتر» این فشار را به شکل محدود تحمل کرد. رشد اقتصاد ایران در سال ۹۹ مثبت بوده و رشد کل اقتصاد ایران اعم از نفتی و غیرنفتی (تولیدی) و خدماتی از ابتدای اسفند مثبت خواهد شد.

لیلاز یادآور شد: ما همه فشار را پشت سر گذاشتیم و ۹۰ تا ۹۹ درصد راه را پیموده‌ایم و حیف است که به خاطر این دو سه ماهه، به دلیل دعواهای سیاسی، جناحی و اینکه صبرمان تمام شده نتیجه همه تلاش‌هایمان را از بین ببریم. «آنهایی که الان برای مصالحه فشار می‌آورند تقریباً مانند کسانی هستند که برای ایستادگی بیش از حد فشار می‌آورند. ما از رهبر انقلاب و حاکمیت نباید جلو بزنیم.»

وی تاکید کرد: ظریف هیچ‌گاه حرفی غیر از سخن رهبری بیان نمی‌کند و او اعلام کرد که به ازای هر یک سانتیمتری که آنها جلو بیایند ما هم جلو می‌رویم. معتقدم که این موضع ملت ایران و جناح‌های سیاسی باید باشد نه یک گام پیش و نه یک گام عقب‌. حیف است که ما از این موضع به سمت رادیکالیسم چپ و یا راست عدول کنیم.

سرنوشت تلخ ۶ کارخانه مشهور ایرانی: از "ارج" تا "تولی پرس"

زمانی در خانه هر ایرانی حداقل یک محصول پارس وجود داشت. از تلویزیون‌های سیاه و سفید نقلی‌اش گرفته تا باتری‌هایی که قدیمی‌ها به آن قوه می‌گفتند.

سرنوشت تلخ ۶ کارخانه مشهور ایرانی




هرکدام از ما نام برندها و محصولاتی را به یاد داریم که اکنون خبری از آن‌ها نیست. یا در خبرها گفته می‌شود این برندها فعال هستند ولی در عمل هیچ محصولی از آن‌ها در بازار نمی‌بینیم. تا همین چند سال پیش هم آگهی‌های تلویزیونی پر بود از نام‌های آشنایی که همه به یاد داشتیم و با تبلیغات‌شان سرگرم می‌شدیم، ولی امروزه دیگر یادی از آن‌ها نمی‌شود و در بیشتر موارد آن برند و کارخانه، عمدتا به دلیل سیاست‌های غلط خصوصی‌سازی و واردات بی‌رویه تعطیل شده است.

«خراسان» در ادامه نوشت: سراغ چند نام تجاری معروف رفته‌ایم تا ببینیم چه بر سرشان آمده و سرنوشت آن برند و محصولاتش چه شده است؟ از ارج بگیرید تا آزمایش و پارس‌الکتریک، تولی‌پرس و ... . البته در بین برندهایی که در تاریخ محو شدند، نام‌هایی هم وجود دارد که گفته می‌شود خوشبختانه بعد از سال‌ها رکود و نداشتن فعالیت، دوباره تولید را از سر گرفته‌اند که امیدواریم فقط در حد خبر روی کاغذ نباشد.

قدیمی‌ترین تولیدکننده لوازم خانگی ایران

نام برند: ارج

سرنوشت تلخ ۶ کارخانه مشهور ایرانی

«ارج؛ نامی که می‌شناسید و به آن اطمینان دارید» تبلیغی بود که شاید هنوز در گوش خیلی‌ها مانده باشد. ارج یک سازنده بزرگ محصولات لوازم خانگی در کشور بود. این شرکت از سال ۱۳۱۶ با هشت کارگر ساده مشغول تولید شد و با قدمتی ۷۹ ساله، قدیمی‌ترین سازنده لوازم خانگی ایران لقب گرفت.

در آغاز، کارهای آهنگری، ریخته‌گری و جوشکاری انجام می‌داد و همچنین صندلی‌های تاشو نیز تولید می‌کرد. در دهه ۱۳۵۰ فعالیتش گسترش یافت و به تولید لوازم خانگی از جمله یخچال، بخاری، ماشین لباس‌شویی و کولر نیز روی آورد.

انتخاب نام ارج برای قدیمی‌ترین تولیدکننده لوازم خانگی ایران، علاوه بر اینکه از اول نام خانوادگی خلیل ارجمند، بنیان‌گذارش گرفته شده بود، اختصار سه واژه آهنگری، ریخته‌گری و جوشکاری است.

کارخانه ارج با شروع نهضت صنعتی‌شدن شروع به تولید یخچال برقی کرد. تولید یخچال در سال ۱۳۴۱ کاملا تصادفی رخ داد. در مسافرتی که مدیر شرکت به دانمارک کرد هدفش بازدید از کارخانه‌ای برای تولید ظرف‌شویی بود و به توافق نهایی هم نزدیک شده بودند اما با بازدید از کارخانه یخچال‌سازی نظرش عوض شد و ساخت یخچال را آغاز کرد. یک سال بعد آبگرمکن برقی ۵۰ گالنی ساخت ارج به بازار آمد. تولید آن توسط ارج به توسعه بهداشت شخصی مردم و افول خزینه و حمام‌های عمومی که عامل شیوع بسیاری بیماری‌ها بود کمک شایانی کرد. طی واگذاری‌ها، این کارخانه و دارایی‌های آن که به گفته هاشمی (مدیر کل دفتر صنایع فلزی و لوازم خانگی وزارت صنعت) فقط زمین و سوله کارخانه بود، واگذار شد.

گفته می‌شود این شرکت در دهه ۷۰ با یک اختلاس ۲۰ میلیارد تومانی هم مواجه شد. در پی مشکلات مالی، کارخانه ارج رو به سقوط گذاشت تا سرانجام در روز ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ با پلمب قضایی انبار ارج، پس از ۷۹ سال به طوررسمی تعطیل شد. گفته می‌شود شرکت ارج بعد از واگذاری در حال مذاکره با تولیدکنندگان لوازم خانگی خارجی برای شروع مجدد تولید است.

افول گرما و سرمای ایرانی

نام برند: آزمایش

سرنوشت تلخ ۶ کارخانه مشهور ایرانی

کارخانه آزمایش در سال ۱۳۳۷ بنا شد. هنوز هم در خانه بسیاری از ایرانی‌ها حداقل یک محصول از کارخانه آزمایش وجود دارد، محصولات کارخانه‌ای که روزگاری به واسطه تولید وسایل گرمایشی و سرمایشی و به دلیل ایرانی بودن و تولید داخل کشور، با استقبال زیادی همراه بودند.

آزمایش که توسط محسن آزمایش بنیان گذاشته شد، در ابتدا کارگاهی برای ساختن صندلی، مبل و آبکاری فلزات بود. روزگاری که گازکشی‌ها در تهران و چند شهر دیگر پا گرفته بود و بخاری‌های کپسولی در بورس بودند، آزمایش نیز به سرعت مدل‌های متنوع خود را به بازار عرضه می‌کرد. بخاری، کولر و یخچال که از عمده تولیدات آزمایش به شمار می‌رفتند در آن روزها حرف اول را در هر خانه‌ای می‌زدند و فروش قابل توجهی داشتند.

بسیاری از کارشناسان و فعالان صنعت لوازم خانگی بر این باورند که یکی از دلایل افول آزمایش، نبود مدیریت مناسب این شرکت بود، چرا که نه تنها آمار بلکه سرمایه این شرکت نیز گویای توانایی تولید محصولات ایرانی است. سرمایه این شرکت که در روزهای ابتدای کارش ۳۰ میلیون ریال بود پس از ۱۰ سال به ۲۰۰ میلیون تومان افزایش یافت و روزهای شکوفایی آزمایش رقم خورد.

هنگامی که مدیریت این شرکت، رشد و توسعه آزمایش را به چشم دید، با پیش‌بینی تولید سالانه یک میلیارد ریال،‌ زمینی به مساحت ۱۸۵ هزار متر در کیلومتر ۱۰ جاده آبعلی، سه راه آزمایش خریداری و کارخانه‌ای دیگر بنا کرد. این بار محصولات نسبت به گذشته با تنوع بیشتری همراه بود، چندین نوع یخچال، کولر، آب‌گرمکن، تختخواب فلزی، بخاری و اجاق گاز نیز در کنار محصولات قبلی افزوده شد، اما فروش دیگر مانند گذشته نبود. فعالیت‌های تولیدی شرکت تا اوایل سال ۱۳۸۰ تا حدی رونق داشت و کالاهای جدیدی مانند یخچال سایدبای‌ساید و فریزر بدون برفک به محصولات شرکت اضافه شد، اما بازار محصولات خارجی با این برند ایرانی یار نبود و آزمایش را به تعطیلی کشاند.

در همین سال‌ها مجموعه آزمایش از طریق بورس به بخش خصوصی واگذار شد. در سال ۱۳۸۸ به دلیل بدهی‌های فراوان، تعداد کارکنان واحد مرودشت آزمایش، از ۱۴۰۰ نفر به ۱۶۰ نفر کاهش یافت و کارخانه به حالت نیمه تعطیل درآمد. اما اکنون خبری از تولید کارخانه آزمایش نیست، چرا که متاسفانه دیگر برند ایرانی آزمایش در میان تعداد زیادی از محصولات لوازم خانگی مرده است.

از باتری قلمی تا لپ‌تاپی که تولید نشد

نام برند: پارس الکتریک

سرنوشت تلخ ۶ کارخانه مشهور ایرانی

زمانی در خانه هر ایرانی حداقل یک محصول پارس وجود داشت. از تلویزیون‌های سیاه و سفید نقلی‌اش گرفته تا باتری‌هایی که قدیمی‌ها به آن قوه می‌گفتند! کارخانه‌های پارس توشیبا، پارس شهاب، پارس الکتریک، باتری پارس، لوازم خانگی پارس و چندین واحد صنعتی دیگر توسط محمدهاشم برخوردار از سال ۱۳۴۱ بنیان‌گذاری شدند تا هشت هزار نفر در این کارخانه‌ها مشغول کار شوند.

این مجموعه بعدا دولتی شد و تحت نظر سازمان صنایع ملی ایران به فعالیت خود ادامه داد. پارس‌الکتریک به‌عنوان یکی از زیرمجموعه‌های تأمین اجتماعی در سال ۱۳۷۱ به فعالیت خود ادامه داد. از بین شرکای تجاری این شرکت تنها گروندیگ آلمان که در بین برندهای صوتی و تصویری برند درجه سوم اروپا به شمار می‌آمد، با این شرکت همکاری‌اش را ادامه داد. گروندیگ چند سال پیش برای همیشه تعطیل شد و پارس الکتریک نتوانست این برند را خریداری و به نام خود ثبت کند. از این رو برای تولید تلویزیون دست نیاز خود را به سمت کارخانه‌های کره‌ای دراز کرد تا با یکی از قدیمی‌ترین برندهای صوتی و تصویری آسیا همکاری کند.

پارس الکتریک در حالی که می‌رفت علاوه بر تولید تلویزیون‌های ال‌سی‌دی، لپ‌تاپ ایرانی را هم وارد بازار کند، با تغییر ناگهانی مدیرعاملش مواجه شد تا مثل چند برند دیگر با آینده‌ای نامعلوم روبه‌رو شود. کارخانجات پارس الکتریک سال‌ها متروکه مانده بود ولی گویا مدتی است دوباره فعالیتش را از سر گرفته است.

شیرهای دوقلوی خسته از واردات

نام برند: کفش بلّا

سرنوشت تلخ ۶ کارخانه مشهور ایرانی

اگر سن و سالی ازتان گذشته باشد و دوران جوانی را پشت سر گذاشته باشید، حتما شمایل دو شیر که یک آرم بلا را در بر گرفته‌اند به یاد دارید. کفش بلا، به نوعی دومین برند معروف کفش ایرانی بود، پس از کفش ملی. رقابت این دو کفش و در بازه‌ای، کفش وین، زبانزد خریداران کفش در ایران بود.

کفش بلا، تولدش را وامدار خانواده عمیدحضور است. پدر و پسرانی که از کاشان به تهران کوچ و پس از مدتی با خرید یک زیرپله در بازار، فروش کیف و کفش را آغاز کردند. همین موضوع مقدمه‌ای شد تا خشت اول بنای «بلا» را بگذارند.

سیستم توزیع به تدریج کفش بلا را از تولید و تجارت ملی مبدل به یک شرکت بزرگ برای برندسازی و مارکتینگ صنعتی در ابعاد ملی کرد. تولیدات بلا کفش‌های مختلفی مثل پوتین، کفش‌های مجلسی، ورزشی و دمپایی را در بر می‌گرفت.

با وقوع جنگ تحمیلی و مشکلات اقتصادی و نابه سامانی مالکان این برند، بلا در مسیر نزولی قرار گرفت. پس از مدتی به دلایل مختلف از قبیل رکود بازار، واردات کفش‌های بی‌کیفیت و ارزان خارجی و مدیریت ناموفق، بلا نیز به سرنوشت دیگر برندهای خاطره‌انگیزی که از بین رفتند، مبتلا شد. خط تولید این کارخانه، قطعه قطعه و به بخش خصوصی واگذار شد.

مدیریت این برند اکنون در دست یک بانک است به طوری که تنها با استفاده از فروشگاه‌های بلا در کل کشور کفش‌هایی را از دیگر تولیدکنندگان عرضه می‌کند. این سرنوشت تا بیخ گوش کفش ملی هم نزدیک شد ولی خوشبختانه به طور کامل این دیگر برند محبوب را از پا درنیاورد. بلایی که بر سر کفش وین، سومین تولیدی بزرگ دوران دور صنعت کفش ایران آمد.

سرگذشت تلخ یک چرخه ریسندگی

نام برند: نساجی مازندران

سرنوشت تلخ ۶ کارخانه مشهور ایرانی

در کنار فروشگاه‌های کفش ملی، فروشگاه‌های نساجی مازندران حتی در دورافتاده‌ترین شهرستان‌های کشور نمایندگی داشت. اگرچه هنوز فروشگاه‌های کفش ملی و بلا در شهرستان‌ها زنده مانده‌اند اما نمایندگی‌های فروش نساجی مازندران و حتی تابلوی سردر آن مغازه‌ها تقریبا از بین رفته‌اند.

کارخانه نساجی قائمشهر که با نام نساجی مازندران هم شناخته می‌شود، از نخستین واحدهای صنعتی بزرگ کشور محسوب می‌شد که کلنگ آن در سال ۱۳۰۷ به زمین زده شد و سال ۱۳۱۳ به بهره‌برداری رسید. بعدها تعداد کارخانه نساجی در قائمشهر به سه واحد رسید تا چرخه ریسندگی کامل شود.

نساجی مازندران به غیر از فروشگاهی ۱۰۰ متری در قائمشهر، شعبه دیگری در کشور نداشت. نساجی مازندران از سه کارخانه تشکیل شده بود. در شماره یک واحد چیت‌سازی بود. در شماره دو منسوجات پرده‌ای، ملحفه‌ای، پیراهنی، فاستونی و... به تولید می‌رسید و کارخانه شماره سه که در سال ۱۳۵۶ از محل سرمایه شرکت و با مشارکت بانک صنعت و معدن به بهره‌برداری رسید، برای تولید نخ و منسوجات نخی و مصنوعی به کار گرفته شد.

نساجی مازندران، قائمشهر را تبدیل به شهری بزرگ کرد تا به غیر از مازندرانی‌ها کارگرانی از سراسر کشور به این شهرستان هجوم آورند و به برکت وجود این کارخانه کسب روزی کنند. گذشت زمان و تغییراتی از کاهش کشت پنبه در مازندران گرفته تا فرسودگی ماشین‌آلات و سنگینی بوروکراسی ناشی از مالکیت دولتی سبب شد تا مشکلات کارخانه‌های نساجی از سال ۷۲ با واگذاری آن به یک بانک بیرونی پیدا کند.

مشکلات واحدهای باقی‌مانده نساجی قائمشهر از دهه ۸۰ با واگذاری‌های مختلف و نسخه‌هایی که با تغییر هر دولت، وزیر و استاندار پیچیده می‌شد، به کلاف سردرگم تبدیل شد. روند حرکت تولیدی در نساجی مازندران به گونه‌ای بود که با فرسودگی ماشین‌آلات، بخش‌های مختلف این سه کارخانه تعطیل شد.

هرچند سال گذشته خبرهایی منتشر شد مبنی بر حمایت‌های دولتی و نهادها از این کارخانه‌ها تا دوباره به روزهای اوج‌شان بازگردند و مدیر عامل نساجی هم در مصاحبه با ایرنا خبر از روغن‌کاری چرخ‌های این کارخانه داد، ولی با مراجعه به وب‌سایت شرکت متوجه می‌شویم که از زمستان سال گذشته هنوز به‌روز نشده و خبری از محصولاتش در بازار نیست.

نشانه پاکیزگی که دیگر نیست

نام برند: تولی‌پرس

سرنوشت تلخ ۶ کارخانه مشهور ایرانی

یکی از معروف‌ترین آگهی‌هایی که سال‌ها پیش در رادیو و مخصوصا تلویزیون به‌طور مداوم پخش می‌شد، مربوط به محصولات شرکت تولی‌پرس بود.

شرکت تولیددارو با تأسیس واحدی با نام واحد دترجنت، پودر لباس‌شویی «دریا» را در سال ۱۳۴۳ تولید و اولین محموله از آن با عنوان «کاروان دریا» را روانه بازار کرد. با گسترش تقاضای بازار و لزوم افزایش ظرفیت تولید و تنوع محصولات شوینده، واحد دترجنت تولید دارو، با عنوان شرکت تولی‌پرس با ظرفیت سالانه ۷۵ هزار تن انواع پودر لباس‌شویی، به ثبت رسید و در سال ۱۳۵۲ به شهر صنعتی البرز در قزوین، انتقال یافت و با تولید محصولاتی از جمله پودر لباس‌شویی دریا و تک، پودر ماشین لباس‌شویی شوما، مایع ظرف‌شویی جام و آبشار، مایع نرم‌کننده لباس هاله و سفیدکننده زدا، شروع به فعالیت کرد.

در ابتدای دهه ۶۰ و متعاقب تقاضای بالای بازار، شرکت تولی‌پرس اقدام به افزایش ظرفیت کرد و در سال ۱۳۷۹ از سهامی خاص، به سهامی عام تبدیل شد. کارخانه تولی‌پرس از ۲۷ مرداد ۹۷ به دلیل مشکل در تهیه مواد اولیه تعطیل شد. پس از آن کارخانه در ۱۴ مهر ۱۳۹۷ بازگشایی شده بود که در ۲۸ مهر، تعطیلی دوباره آن اعلام شد.

سال گذشته خانم زرآبادی نماینده مردم قزوین، آبیک و البرز در مجلس در گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت درباره وضعیت شرکت تولی پرس، گفته بود: «شرکت تولی‌پرس تولیدکننده و توزیع‌کننده مواد شیمیایی، دارویی و آرایشی است که تا پایان سال مالی ۱۳۸۹ متعلق به گروه سرمایه‌گذاری البرز بوده و در سال مالی ۱۳۹۰ به بخش خصوصی واگذار شد. در شهریور ۹۷ شرکت تولی‌پرس اعلام کرد به دلیل نداشتن مواد اولیه، کارخانه تعطیل می‌شود. پس از بازدید انجام گرفته مشخص شد مواد اولیه به میزان کافی در کارخانه موجود است و شرایط شرکت نیازی به «اورهال» ندارد، اما خطوط تولید به حال خود رها شده است. پس از دو هفته تعطیلی کارخانه، موضوع تعطیلی تولی‌پرس مجدد مطرح شد. شرکت تولی‌پرس پس از واگذاری با مشکلات بسیار روبه‌رو شد اما به دلیل استفاده از نام تجاری این مشکلات آشکار نشد.»

با توجه به وب‌سایت شرکت، تولی‌پرس هنوز فعال است و تکذیبیه‌ تعطیلی هم در آن قرار گرفته ولی هم سایت مشکل بارگذاری دارد و هم مثل گذشته خبری از محصولات آن در بازار نیست.