واحد مشترک کمکی پژوهش و مهندسی «هوش یار-تواندار»     (HT-CSURE)

واحد مشترک کمکی پژوهش و مهندسی «هوش یار-تواندار» (HT-CSURE)

Hooshyar-Tavandar Common Subsidiary Unit for Research & Engineering
واحد مشترک کمکی پژوهش و مهندسی «هوش یار-تواندار»     (HT-CSURE)

واحد مشترک کمکی پژوهش و مهندسی «هوش یار-تواندار» (HT-CSURE)

Hooshyar-Tavandar Common Subsidiary Unit for Research & Engineering

آشنایی با مفهوم نرم افزارهای داشبورد (Dashboard) در سازمان و کسب و کار

داشبورد (Dashboard) (از رایورز)

سازمان‌هایی که در جستجوی روش‌هایی ساده، برای دستیابی به اطلاعات کلیدی از میان حجم انبوهی از اطلاعات هستند از جمله استفاده‌کنندگان داشبوردهای مدیریتی می‌باشند.  در واقع این سازمان‌ها  با تحلیل اطلاعات، عملکرد سازمانی را ارزیابی نموده و در عمل تصمیمات مناسب و به موقع را اتخاذ می‌نمایند و در پی آن شاهد افزایش بهره‌وری هستند. 

تاریخچه:

اولین نسخه‌های داشبورد برای اولین بار در سال ۱۹۸۰ در قالب سیستم‌های اطلاعات اجرایی (EIS) توسعه یافت اما به دلیل وجود مشکلات اولیه در به‌روزرسانی و کنترل داده‌ها، متوجه شدند این روش عملی نیست. به واقع اطلاعات اغلب ناقص و غیرقابل‌اعتماد بوده و در منابع متفاوت و متعددی گسترش داشتند. با این وجود EISS ها تا سال ۱۹۹۰ به همین شکل استفاده می‌شدند. همگام با پیشروی عصر اطلاعات، انبار داده (DWH) و پردازش تحلیلی آنلاین (OLAP) به کمک داشبوردها آمدند تا عملکرد مناسب‌تری داشته باشند. با وجود در دسترس بودن امکانات تکنولوژی، داشبوردها تا یک دهه بعد با ظهور شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) و معرفی کارت امتیاز متوازن توسط "رابرت کاپلان" و "دیوید نورتون" محبوبیت عام پیدا کردند. امروزه استفاده از داشبوردها بخش مهمی از مبحث مدیریت عملکرد کسب‌و‌کار به شمار می‌رود. 

داشبورد و انواع آن:

داشبوردها از ابزارهای کسب‌و‌کار بوده و شامل مجموعه‌ای از شاخص‌های عملکردی (PI)، شاخص‌های کلیدی عملکردی (KPI) و سایر اطلاعات مرتبط با کسب‌و‌کار هستند. شاخص‌های کلیدی عملکرد، اساساً نشان‌دهنده میزان موفقیت کسب‌و‌کار در دستیابی به اهداف استراتژیک سازمان هستند و از این جهت در معرض توجه و بررسی قرار دارند. باید این نکته را در نظر داشت که هدف یک داشبورد، بررسی و استفاده از کلیه اطلاعات موجود نیست بلکه حصول بینشی جامع از کسب‌و‌کار و اتفاقات درون آن می‌باشد، به نحوی که تصمیم‌گیری‌های بهینه مدیریتی و پیش‌بینی روال‌های آتی ممکن گردد.

داشبوردها به طور کلی به سه دسته تقسیم می‌شوند: 

  •  استراتژیک (Strategic Dashboard): داشبوردهای استراتژیک، غالباً به منظور مقایسه وضعیت سازمان با اهداف استراتژیک مورد استفاده قرار می‌گیرند. این داشبوردها، امکان بازبینی کلی و سریع از وضعیت کنونی سازمان را فراهم کرده و به مدیران برای تصمیم‌گیری‌های اجرایی، مانند تنظیم اهداف کوتاه مدت، میان‌مدت و بلندمدت کمک شایانی می‌کنند. این داشبوردها با استفاده از اطلاعات دوره‌ای تهیه می‌شوند.
  •  تحلیلی (Analytic Dashboard): داشبوردهای تحلیلی، همان طور که از نامشان مشخص است، با آنالیز اطلاعات، مدیر را در اتخاذ تصمیم یاری می‌نمایند. این داشبوردها، شامل بازبینی و مقایسه اطلاعات سنواتی و ارزیابی عملکرد سازمان می‌باشند. با در اختیار داشتن یک داشبورد تحلیلی، مدیر به آسانی، درکی صحیح از وضع موجود و دلایل آن را در اختیار خواهد داشت. به عنوان مثال، با استفاده از یک داشبورد تحلیلی می‌توان مشخص کرد که چرا اهداف واحد فروش محقق نگردیده، چه مسائلی دستیابی به این هدف را ناممکن نموده است.
  • داشبوردهای عملیاتی (Operational Dashboard): داشبوردهای عملیاتی، به پایش کارکردهای حیاتی سازمان، پرداخته و این امکان را برای مدیران فراهم می‌کنند تا از وضعیت چنین کارکردهایی در هر لحظه مطلع باشند. این داشبوردها برای نظارت بر فعالیت‌ها و رویدادهایی هستند که همواره در حال تغییر بوده و ممکن است نیاز به توجه لحظه‌ای داشته باشند. این داشبوردها از اطلاعات آماری استفاده نمی‌کنند و تحلیل و آنالیزی را بر عهده ندارند. یک داشبورد عملیاتی خوب، در لحظه، سریع و قابل‌اجرا است. چنین داشبوردهایی بیشتر توسط مدیران میانی بخش‌های مختلف سازمان استفاده می‌شوند تا در سطوح اجرایی.

 

برگرفته از: (Dashboard (business

(Dashboard (management information systems

گردآوری و ترجمه: سمیرا علیزاده

مثالی از چگونگی تبدیل از حال بد به حال خوب

مراقب باش در سراشیبی نالیدن نیفتی! (از پارس 20)

خانم بی حوصله مقابل تلویزیون نشسته بود و به گذشته فکر می کرد. همین چندماه پیش از کارش اخراج شده بود. او سه سال بود در شرکتی معتبر کار می کرد و این سه سال رابهترین بخش زندگی اش می دانست.

آن روزها، راس ساعتی معین در محل کارش حاضر می شد، کارهایی تکراری و بی دردسر انجام می داد، راس ساعتی معین از شرکت خارج می شد و با دوستانش به خرید می رفت. شب هم به بهانه خستگی ناشی از کارهای روزانه، از انجام مسئولیت های خانه طفره می رفت و مدام به شوهرش غر می زد. او این شیوه زندگی را دوست داشت؛ غافل از این که در دامی بزرگ گرفتار شده است.

بهترین بخش زندگی,مسئولیت های خانه ,مسئولیت هایی ساده

هیچ کسی با وقت کشی موفق نمی شود!
خوشبختانه، مدیر آن شرکت انسانی هوشمند بود و فقط دو یا سه بار به کارمندانی همچون خانم بی حوصله فرصت می داد تا در محیط کار خلاقیت خود را به کار گیرند و فعالیتی پویا داشته باشند. اگر این کارمندان همچنان به شیوه قدیمی و یکنواخت خود ادامه می دادند و فقط وقت کشی می کردند، پس از مدتی اخراج می شدند.
اگر چنین نبود، بی تردید شرکت آنان به شرکتی پرآوازه تبدیل نمی شد. خانم بی حوصلهاین فرصت ها را چندان جدی نمی گرفت و فکر می کرد زندگی همچنان به همین شیوه تکراری ادامه خواهد یافت. وقتی او از کارش اخراج شد، ذره ای پس انداز نداشت زیرا در کل انسانی تلاش مدار، آینده نگر و هدفمند نبود.

او به اشتباه تصور می گرد هدفمندی یعنی این که راس ساعتی معین در محل کارت حاضر شوی، مسئولیت هایی ساده  و تکراری انجام دهی و در پایان ماه هم حقوقت را دریافت کنی. پس از اخراجش هم فقط مقابل تلویزیون می نشست و منتظر بود کسی از راه برسد و برای شغلی مهم استخدامش کند. او حتی به وضعیت خانواده هم رسیدگی نمی کرد.
در پایان، بیکاری و بی هدفی او سبب شد به زنی همیشه نالان و غیرقابل تحمل تبدیل شود؛ به طوری که همسرش به او گفت: اگر به این رفتارت ادامه بدی، دیگه نمی تونم با توزندگی کنم!

مراقب باش در سراشیبی نالیدن نیفتی!
صدای زنگ در، رشته افکار خانم بی حوصله را از هم گسیخت. یک لحظه برای بازکردن در تردید کرد زیرا می دانست خواهرش پشت در است. خانم بی حوصله احساس می کرد الان نمی تواند مثبت اندیشی های خواهرش را تحمل کند. او شغلش را از دست داده بود وزندگی زناشویی اش در آستانه فروپاشی قرار داشت. او خوب می دانست که در حضور خواهرش نمی تواند سکوت کند و بی تردید از زندگی اش می نالد. در پایان در مقابل وسوسه نالیدن تسلیم شد و در را باز کرد.

خواهر خانم بی حوصله، با شور و انرژی بسیار وارد شد. او دو روز در هفته به صورت داوطلبانه در مدرسه ای ویژه تدریس می کرد. در این مدرسه به دانش آموزانی آموزش داده می شد که در گذشته از تحصیل محروم مانده بودند. او با دیدن خانم بی حوصله پی برد که باید خودش را برای شنیدن ناله های او آماده کند؛ البته او از این جریان نمی ترسید، به شرط آن که بتواند اقدامی مفید در این زمینه انجام دهد.

او در ابتدا به همه ناله های خانم بی حوصله گوش کرد. سپس از او پرسید: آیا فکر می کنی با نشستن توی خونه و تماشای برنامه های تلویزیونی می تونی زندگیت رو تغییر بدی؟

بهترین بخش زندگی,مسئولیت های خانه ,مسئولیت هایی ساده

خانم بی حوصله گفت: من منتظرم تا فرصتی ویژه به من رو کنه.
اگر فرصتی ویژه هم وجود داشته باشه؛ تو با ناله هات اون رو از خودت دور می کنی.
تو می گی من چه کار کنم؟
اقدام کن.
چه اقدامی؟
خودت یه کاری رو شروع کن.
با جیب خالی؟
فکر می کنی همه آدمای موفق از اول سرمایه کافی داشتن؟
دست کم مثل من هم نبودن!

 

اشتباه می کنی. این آدما فقط و فقط به احساس هدفمندی و تلاش خودشون، البته به یاری خداوند، تکیه می کنن، اونا درواقع زندگی، سرمایه و زمانشون رو به خوبی مدیریت می کنن.

من الان نه هدف دارم، نه انگیزه، نه اشتیاق، نه... بازم بگم؟
پس دست کم خودت رو به این خونه محدود نکن. یادم می آد که تو از دوران دبیرستان توی کارهای هنری خلاق بودی. می تونی این خلاقیتت رو توی مدرسه ما به کار ببری و به دانش آموزهای مشتاق آموزش بدی و بعدش هم کارآفرینی کنی.
بدون دستمزد؟!

در ظاهر شاید حقوق نگیری، اما فکر می کنی از برکت این کار محروم می مونی؟ در ضمن تو باید از لاک خودت بیرون بیایی تا بتونی فرصت های خوب رو جذب کنی.
نمی دونم! باید درباره اش فکر کنم.
پس تا فردا به من خبر بده.

خواهر خانم بی حوصله رفت. خانم بی حوصله سعی کرد درباره پیشنهاد خواهرش فکر کند. پس از مدتی، ناخودآگاه او فکر می کرد که دوست دارد سر کلاس به بچه ها چه کارهایی را آموزش دهد! وقتی هم شب همسرش به خانه آمد، به جای غرزدن های پیاپی هر روزش، فقط درباره پیشنهاد خواهرش صحبت کرد. علاقه به هنر دوباره در وجودش جوانه زده بود. او احساس هدفمندی می کرد. تصمیم گرفت فردا صبح به پیشنهاد خواهرش پاسخ مثبت بدهد. او آن شب در کل احساسی بهتر داشت.

تو حرکت کن تا دنیا با تو همکاری کند!
فردای آن روز خانم بی حوصله فقط در این باره می اندیشید که دوست دارد چه کاری را به دانش آموزانش یاد دهد. او تکه دوزی را برای شروع انتخاب کرد و به همراه خواهرش پارچه های اضافه را از دوستان و آشنایان جمع آوری کرد و کار شروع شد. شور و اشتیاق دانش آموزان، بر روح و روان خانم بی حوصله تاثیرگذاشت. او پس از مدتی پی برد چقدر به کارش عشق می ورزد و در مقایسه با گذشته بسیار هدفمند شده است.

چند ماه از کار کردن خانم بی حوصله در مدرسه گذشت که قرار شد نمایشگاهی از آثار هنری دانش آموزان برگزار شود. معلم ها هم می توانستند با هزینه ای اندک برای خودشان غرفه ای برپا کنند. خانم بی حوصله به کمک چند تن از دانش آموزانش توانست تکه دوزی هایی زیبا و چشم نواز را با کاربردهایی متفاوت تهیه کند. او چند روز مانده به نمایشگاه ازشور و شوق در پوست خود نمی گنجید و شبانه روز کار می کرد.
او چنان در خلق آثار هنری اش غرق شده بود که زمانی برای منفی بافی و نالیدن نداشت. جالب است بدانید که غرفه او شلوغ ترین و پرفروش ترین غرفه نمایشگاه بود. او گاهی به مشتریانش می نگریست و برای آینده درخشان خود، خانواده و کارکنانش رویاپردازی می کرد.

روز پایانی نمایشگاه، از خانم بی حوصله (ببخشید، از خانم پرتلاش) به خاطر همه فعالیت هایش تقدیر شد. در آن روز، خانم پرتلاش هدیه ای را از شوهرش دریافت کرد که این یادداشت روی آن خودنمایی می گرد: به داشتن همسری چون تو افتخار می کنم.

خانم پرتلاش با خودش عهد بست همیشه در زندگی اش بکوشد زمانی را به مشارکت در مشاغل داوطلبانه و بی دستمزد، اما تفاوت آفرین، اختصاص دهد.

منبع:مجله راز/برترین ها

تا ۲۰ سال آینده ماشین‌های خود-ران و کارمندان روباتیک بسیاری شغلها را تصاحب خواهند کرد

تا ۲۰ سال آینده ماشین‌های خود-ران و کارمندان روباتیک شغل شما را تصاحب خواهند کرد (از فوت و فن)

نویسنده مطلب : عباس واحدی تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۲/۱۷ منبع خبر : engadget
بر کسی پوشیده نیست که مدتی است کامپیوترها و روبات‌ها در حال بیرون انداختن کارمندان و کارگران از شرکتها و کارخانه‌های بزرگ هستند... اما اگر از خود کامپیوترها بپرسید، در می‌یابید که این موضوع در سالهای اخیر شتاب بیشتری پیدا کرده است.

دانشگاه آکسفورد با استفاده از الگوریتم آموزش ماشینی خود به سراغ اطلاعات موجود در اداره آمار آمریکا رفته و طبق این داده‌ها پیش‌بینی می‌کند طی ۲۰ سال آینده احتمالا ۴۷ درصد مشاغل آمریکایی توسط تکنولوژی جایگزین خواهند شد.  و اکنون این یکی از بزرگترین نگرانی‌های راهبردی  است. ماشین‌های خود-ران یا بدون راننده با چنان سرعتی مسیر پیشرفت و تکامل را می‌پیمایند که به زودی  می‌توانند جایگزین مشاغلی چون راننده تاکسی، راننده کامیون، تراکتورها و حتی کاربران لیفتراکها شوند.
 
خرده فروشی و کسب‌و‌کارها نیز در خطر هستند. زمانی که شرکتها بتوانند اطلاعات کافی و حتی اضافی درباره عادات خرید  شما جمع آوری کنند، به راحتی قادر خواهند بود احتیاجات و خواستهای آینده شما را بسیار بهتر از کارشناسان فروش پیش‌بینی کرده و برای آن برنامه ریزی نمایند.
 
البته این تغییرات در مسیری کوتاه  و زمانی کم اجرایی نخواهند شد.  محققان معتقدند این تکنولوژی هنوز در مرحله گذار از آزمایشات تجربی به ابزار کاربردی واقعی است. اما این تغییرات با سرعت نسبتا بالایی در حال وقوع هستند. البته در این راه هنوز موانع قانونی و دست‌اندازهای تکنیکال بسیار فراوانی به چشم می‌خورد. برای مثال تایید و صدور مجوز استفاده از ماشینهای خود-ران در جاده‌های عمومی همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. 
 
علاوه بر این هنوز هیچ یک از جوامع انسانی آمادگی لازم برای توسعه مشاغل تکنولوژیک در سطح وسیع را ندارند. البته مایکل ازبورن از آکسفورد معتقد است هنوز جایگاه انسان در مشاغل خلاقانه و کارهای اجتماعی به دور از دستبرد رقبای تکنولوژیک قرار دارد. البته مردم بسیاری هم هنوز برای چنین تغییری آموزش ندیده و آماده نیستند.  علاوه بر این هیچ بخشی از تجارت و صنعت هنوز آمادگی چنین طغیانی را ندارد که با سیل عظیم هنرمندان، طراحان یا برنامه‌ریزان استراتژیک روبرو شود.
 
فکر می‌کنید شغل شما هم در خطر است؟ آیا روباتها یا کامپیوترها از پس آن بر خواهند آمد؟

تحلیلی از آینده اقتصاد اروپا و اثرش بر آمریکا


به قلم دکتر محمود رضا امینی
روند رشد اقتصادی جهان از سوی موسسات بین المللی، به نحو مکرر و فزاینده ای، منفی و درحال نزول پیش بینی و علت اصلی این مسأله، ناکامی مداوم کشورهای اروپایی، به ویژه اعضای حوزه پولی یورو ارزیابی می شود. 

با ادامه بی ثباتی اقتصادی در منطقه یورو به ویژه در کشورهایی همچون اسپانیا، یونان، فرانسه، قبرس و ایتالیا، نباید انتظار داشت در آینده ای نزدیک شاهد بهبودی وضعیت اقتصادی این منطقه باشیم. شواهد و قرائن اقتصادی، از افت شاخص ها در این منطقه خبر می دهد. بدیهی است که در شرایط کنونی و با وجود به هم پیوستگی زنجیره اقتصادی غرب، مسیر رشد اقتصاد برای کشورهای توسعه یافته پر فراز و نشیب خواهد بود و افق مناسبی در جهت بهبود برای این منطقه پیش بینی نمی شود.

در حال حاضر، منطقه یورو و اقتصاد آن همچنان عامل اصلی نگرانی اقتصاد جهان است. افزایش میزان بیکاری و بدهی های عمومی در کشورهای عضو منطقه یورو، نگرانی شدید و کاهش رشد اقتصادی را در این کشورهای شکننده در پی داشته است. البته می توان به مشکلات سیاسی این منطقه و درگیری های درون کشوری نیز به عنوان علتی قابل تامل اشاره کرد. 

نشست های مشترک صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در واشنگتن برای تعیین طرح مشخصی برای خارج کردن اقتصاد آمریکا و اروپا از شرایط رکودی ناکام ماند. ناکامی این نشست ها می تواند مقدمه آغاز زمستان طولانی و شدید برای اقتصاد این کشورها به ویژه با توجه به تحریم های متقابل با روسیه باشد.

در این میان، آمریکا و اروپا نگرانی های مشترکی درباره کاهش رشد اقتصادی خود دارند. آمریکا نگران تاثیر فاجعه آمیز کندی رشد اقتصاد اروپا بر اقتصاد خود است.

از سوی دیگر، سیاست های ریاضت اقتصادی در اروپا باعث کاهش رشد اقتصادی و افزایش میزان بیکاری در این کشورها شده است؛ زیرا این برنامه های ریاضت اقتصادی صرفا سبب می شوند این کشورهای بحران زده قادر به بازپرداخت بهره های کلانی باشند که در قبال وام های سنگین صندوق بین المللی پول، بانک مرکزی اروپا و سایر موسسات وابسته به آنان اخذ نموده اند. این برنامه های ریاضتی سرمایه گذاری دولت در بخش تولید، خدمات عمومی و درآمد اقشار متوسط و کم درآمد جامعه را به شدت کاهش داده است. 

هر چند در درازمدت می توان این نوع برنامه های ریاضتی را در افزایش تولید ناخالص جهانی موثر دانست، اما در کوتاه و میان مدت، اقتصاد این کشورهای بحران زده را از ریل خارج کرده است. در کشورهایی همچون فرانسه و ایتالیا شاهد سقوط شدید شاخص های سرمایه گذاری در بخش تولید و در نتیجه توقف بسیاری از واحدهای تولید از جمله خودروسازان هستیم. در بررسی این نکات نباید از این موضوع غافل شد که آمریکا هر چند از ادامه روند نزولی در بازارهای سهام اروپا و جذب سرمایه در وال استریت بهره می برد، اما در تصاحب بازارهای اروپایی با کالاهایی که یا تحت لیسانس ایالات متحده در کشورهای آسیایی و یا مستقیما در آمریکا تولید می شوند، بهره دو چندان برده است.

بحران مالی اروپا، عاملی برای استقراض بیشتر بانک‌های منطقه یورو از بانک‌های آمریکا شده است. اقتصاد آمریکا در مسیر بازیابی اعتماد از دست رفته خود است که البته این اعتمادزایی، ناشی از اصلاح عملکرد اقتصادی او نبوده، بلکه ناشی از بدتر شدن شرایط موجود جهانی است.

در حقیقت، درخواست وام کشورهای اروپایی از بانک‌های آمریکا، نوعی اعتماددهی دوباره به بانک‌های آمریکایی است؛ افزون بر اینکه این کشور‌ها را بیش از پیش، وامدار ایالات متحده آمریکا می‌سازد. بنابراین، به نظر می‌رسد، آمریکا از ناحیه کشورهایی که به تازگی در بحران مالی شدید قرار گرفته‌اند، می‌تواند فرصت احیای دوباره بازارهای مالی خویش را فراهم آورد.


«پالمر لوکی» جوان ۲۲ ساله‌ای که فیس بوک شرکتش را ۲ میلیارد دلار خرید


تقریبا حدود یک سال از زمانی می‌گذرد که فیس بوک رسما اعلام کرد که استارت آپ Oculus VR را به بهای ۲ میلیارد دلار خریداری کرده است؛ شرکتی که در حوزه واقعیت مجازی فعال است و اخیرا نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته است. اما بنیانگذار ۲۲ ساله این شرکت که اکنون به بهای ۲ میلیارد دلار فروخته شده، چگونه زندگی می‌کند؟

به گزارش «تابناک» بنیانگذار شرکت Oculus «پالمر لوکی» تنها 22 سال دارد. وقتی هنوز یک نوجوان بود اولین دستگاه واقعیت مجازی خود را در پارکینگ خانه ساخت و زمانی که به 19 سالگی رسیده بود این دستگاه یک استارت آپ شناخته شده و معتبر بود.

مجله فوربس تخمین زده است که تا کنون و در پی توافق لوکی با فیسبوک برای فروش این استارت آپ به بهای 2 میلیارد دلار، سرمایه خالص وی اکنون به چیزی در حدود 500 میلیون دلار رسیده است. اما نکته جالب در اینجاست که این سرمایه هنگفت منجر به آن نشده که این جوان 22 ساله چندان تجملاتی زندگی کند. البته هنوز!

نشریه «بیزینس اینسایدر» نگاهی انداخته است به زندگی لوکی طی یکسال گذشته یعنی از زمانی که فیسبوک شرکت وی را خریداری کرده است.

جوان 22 ساله ای که فیسبوک شرکتش را 2 میلیارد دلار خرید

لوکی در حال حاضر در محله «آترون» در سیلیکون والی زندگی می کند. محله ای که سرشناسانی نظیر اریک اشمیت مدیر عامل گوگل و مگ وایتمن مدیر عامل HP در آن زندگی می کنند. اما لوکی به همراه هفت تن از دوستان خود در خانه ای زندگی می کند که نام آن را «The Commune» گذاشته و اوقات بیکاری خود را با دوستان به بازی های رایانه ای مشغول است. خانه وی چیزی شبیه به این خانه است.

جوان 22 ساله ای که فیسبوک شرکتش را 2 میلیارد دلار خرید

وی در طول روز مدت زمان زیادی را در مقر اصلی فیسبوک در «منلو پارک» می گذراند، اما در دفتر فیسبوک هنوز چندان شناخته نیست. وی به مجله فوربس گفته بود: اینجا افراد زیادی هستند که همه چیز را در مورد Oculus میدانند اما نمیدانند من چه کسی هستم.

جوان 22 ساله ای که فیسبوک شرکتش را 2 میلیارد دلار خرید

لوکی بیش از هر چیز با تیپ غیر رسمی خود شناخته میشود. وی معمولا یک تی شرت برتن دارد و با یک جفت صندل قدم میزند. اما خود میگوید که دوست دارد پا برهنه باشد: ما کفش را اختراع کردیم تا پاهای خود را از آسیب های محیطی امن نگه داریم. اما زندگی در کالیفرنیای امروز کاملا امن هست. اگر صندل های خود را از پا درآورم هم مشکلی پیش نمی آید.

جوان 22 ساله ای که فیسبوک شرکتش را 2 میلیارد دلار خرید

یکی از بزرگترین ولخرجی های وی بعد از قرارداد با فیسبوک این بوده است که یکی از خودروهای شرکت Tesla را به بهای 120 هزار دلار خریداری کرده است. وی در این باره گفته است: «الون ماوسک» - مدیر عامل Tesla – فردی است که لیاقت و شایستگی پول من را دارد:

جوان 22 ساله ای که فیسبوک شرکتش را 2 میلیارد دلار خرید

اما معمولا با ون GMC خود که مدل 1986 است و گفته می شود که کف آن یک قالیچه قرمز پهن شده رانندگی می کند. وی یک سال گذشته را بیش از همه وقف سفر و آشنایی با مهندسان مختلف برای نشان دادن دستگاه واقعیت مجازی خود کرده است.

جوان 22 ساله ای که فیسبوک شرکتش را 2 میلیارد دلار خرید

این جوان میلیونر 22 ساله طبع شوخی نیز دارد و اغلب مانند یک شومن نمودار می شود. سال قبل در جریان کنفرانسی در کالیفرنیا برای معرفی Rift وی تی شرت های مزین به آرم Oculus را اینگونه تقدیم حضار کرد.

جوان 22 ساله ای که فیسبوک شرکتش را 2 میلیارد دلار خرید

در ماه اکتبر سال گذشته میلادی بنیاد Smithsonian جایزه نبوغ و ابتکار را به وی برای اختراع Oculus Rift اهدا کرد.

جوان 22 ساله ای که فیسبوک شرکتش را 2 میلیارد دلار خرید

و در ژانویه سال جاری مجله فوربس وی را به عنوان مهمترین سی نفر زیر سی سال به انتخاب خود معرفی کرد و تصویر وی بر روی جلد این مجله نقش بست.

جوان 22 ساله ای که فیسبوک شرکتش را 2 میلیارد دلار خرید

اما با این همه و در حالی که مشغولیت و شهرت پالمر لوکی روز به روز در حال افزایش است، چندان علاقه ای به چهره شدن ندارد. وی خود در مورد اختراع و کار خود می گوید: این موضوعی مربوط به من نیست. موضوعی مربوط به چیزی بسیار بزرگتر است. شاید بزرگتر از همه ما.

جوان 22 ساله ای که فیسبوک شرکتش را 2 میلیارد دلار خرید