به مناسبت ولادت باسعادت حضرت ولیعصر(عج) یادآوری چند موضوع ضروری است. اولین موضوع، مسئله مهدویت و ضرورت وجود مهدی موعود یا به عبارت دیگر موعود جهانی است. ازآنجاییکه اصل امید و انتظار عامل حیات، بقا، تحرک و پویایی جامعه است، لذا همه ادیان آسمانی و همه مذاهب نسبت به وجود مهدی موعود البته با عناوین و اسامی گوناگون اتفاقنظر دارند. همه این ادیان و مذاهب متفقالقول هستند که در پایان جهان موعودی خواهد آمد و به همه آرمانها و ایدههای الهی و خواستههای بشریت جامه عمل میپوشاند. مسیحیت، یهود و حتی دین زرتشت و سایر ادیانی که آسمانی هستند، درباره این موضوع سخن گفتهاند. همچنین در دین مبین اسلام بهصراحت و آشکارا این مسئله بیان شده است. در میان فرقههای اسلامی در کنار شیعه که پرچمدار مهدویت است و آن را در مصداق مشخصی به نام فرزند امام حسنعسکری(ع) خلاصه میکند، فرقههای دیگر نیز درباره این موضوع سخن گفتهاند. برای مثال در روایات متعددی که از علمای سنیمذهب نقل شده است، بیان میشود که موعود جهانی و منجی سرانجام ظهور میکند و جهان را از منجلاب ظلم و ستم نجات خواهد داد. بنابراین همانطورکه شرح شد، ظهور مهدی موعود بهعنوان منجی بشریت در آخرالزمان مورداتفاق همه ادیان و مذاهب است.
با پذیرش این موضوع، مسئله دوم مطرح میشود و آن این است که وظیفه منتظران مهدی موعود در زمان غیبت چیست؟ بهطور خلاصه، انتظار چه مفهومی دارد و به چه معناست؟ ضرورت بررسی این موضوع زمانی مشخص میشود که بدانیم در روایات ائمه و معصومین(ع) بر موضوع انتظار تأکید بسیاری شده است و حتی بهترین کار برای مؤمن را انتظار فرج عنوان کردهاند. بنابراین در اینجا این سؤال مطرح میشود که این انتظار چه معنی و تفسیری دارد؟ در کشور ما قبل از انقلاب اسلامی یک تفسیر غلط درباره انتظار وجود داشت که متأسفانه هنوز هم در جامعه دیده میشود. در این تفسیر غلط از انتظار که برخی آن را مطرح و از آن پیروی میکنند، انتظار به این معنی است که منتظران بدون هیچ اقدامی منتظرند تا صاحب دین و ولی خدا ظهور کند و همه کارهای برزمینمانده را شخصا برعهده بگیرند و هیچ مسئولیت و وظیفهای برعهده منتظران نیست مگر دعا برای اینکه خداوند ظهور را نزدیک کند. این تفسیر از انتظار، یک تفکر ارتجاعی و انحرافی است که هنوز هم در برخی از شیعیان وجود دارد. از آن جهت این تفکر را ارتجاعی و انحرافی معرفی کردم زیرا چنین برداشتی احساس مسئولیت را از انسان میگیرد و انسان هیچ اقدام اصلاحی برای خود و جامعهاش انجام نمیدهد. در مقابل چنین برداشتی از مفهوم انتظار، تفسیر صحیح این است که منتظران در کنار دعا برای تعجیل در ظهور امامزمان(عج) برای ظهور زمینهسازی هم میکنند زیرا آنچه مسلم است این است که غیبت حضرت بهدلیل موانعی است که در جوامع بشری وجود دارد و بهمحض رفع این موانع خدواند اراده میکند و حضرت از پرده غیبت بیرون میآیند. البته این تفسیر مخالفانی هم دارد. مخالفان استدلال میکنند مهمترین موانع موجود در جوامع کنونی وجود قدرتهای جهانی مستبد و ستمگر است و منتظران توانایی این را ندارند در برابر آنها ایستادگی کنند. از طرف دیگر وجود ظلم و ستم در جهان خود مقدمه ظهور منجی است که قرار است جهان را از جور و ظلم پاک کند. باید به این افراد پاسخ داد که مهمترین مانع موجود در جوامع بشری این است که افراد دچار خودباختگی و خودفراموشی شوند، وظایفشان را فراموش کنند و آگاهیشان را از دست بدهند. یکی از وظایف منتظران که مقدمه ظهور است، اتفاقا همین آگاهیبخشی و آشناکردن مردم با امامزمان(عج)، اسلام ناب و رسالتهای مؤمنان در زمان غیبت است.
زمانی که حضرت ظهور میکنند، فقط دو دسته از افراد در مقابل ایشان میایستند؛ یکی ستمکاران و دیگری فریبکاران. وظیفه منتظران این است که ستمکاران و فریبکاران را بشناسند. در این صورت است که پذیرش ظهور در جامعه ایجاد میشود و مردم از امام عصر خود پشتیبانی میکنند. اگر مردم آگاه نباشند و سره را از ناسره و فساد را از صلاح تشخیص ندهند، این پذیرش ایجاد نخواهد شد. همه کسانی که انتظار موعود را دارند هم باید خودشان آگاه باشند و هم مردم را آگاه کنند؛ زیرا بهترین زمینهسازی برای ظهور از طریق آمادهسازی افکارعمومی است. در این صورت است که ما جزء منتظران و معتقدان به آرمان بلند انتظار و فرج خواهیم بود.
پنجشنبه 14 خرداد 1394 ساعت 09:17