واحد مشترک کمکی پژوهش و مهندسی «هوش یار-تواندار»     (HT-CSURE)

واحد مشترک کمکی پژوهش و مهندسی «هوش یار-تواندار» (HT-CSURE)

Hooshyar-Tavandar Common Subsidiary Unit for Research & Engineering
واحد مشترک کمکی پژوهش و مهندسی «هوش یار-تواندار»     (HT-CSURE)

واحد مشترک کمکی پژوهش و مهندسی «هوش یار-تواندار» (HT-CSURE)

Hooshyar-Tavandar Common Subsidiary Unit for Research & Engineering

نبرد بین "خود حال" و "خود آینده" به بیان دنیل گلدشتاین

نبرد بین "خود" حال و "خود" آینده (دنیل گلدشتاین) با زیرنویس پارسی (از وبلاگ فراز تماشا)

چهارشنبه 8 بهمن 1393 ساعت 14:17


 
هر روز، ما تصمیم‌هایی می‌گیریم که عواقب خوب یا بدی برای آینده‌مان دارد. (میتوانم این یک بار نخ دندون نکشم؟) دانیل گلدشتاین ابزارهایی میسازد تا به ما نشان می‌دهد که چگونه خودمان را در طول زمان تصور کنیم و در نتیجه انتخاب‌های هوشمندانه‌تری برای آینده‌مان بکنیم. 

اینجا ببینید (توجه :  در گزینه Subtitle   واقع در زیر فیلم ، زیرنویس  Persian  را انتخاب کنید )

  آیا افسانه ادیسه و پریهای دریائی را تو مدرسه راهنمایی یا دبیرستان یادتون میاد  یه قهرمان به اسم ادیسه بود که بعد از جنگ تروجان ، به خونه برمیگشت و بر روی عرشه کشتی ایستاده بود، و داشت با دستیار اولش صحبت میکرد، می گفت، فردا ما از اون صخره ها رد میشیم و روی اون صخره ها زنهای زیبایی به اسم سایرن - پری دریایی نشستن   اون زنها آوازهای فریبنده ای میخونن، آوازهایی که آدم رو جذب میکنن تمام دریانوردانی که اونو بشنون به صخره ها میخورن و میمیرن." حالا با توجه به این، شما انتظار دارین که اونا یه راه جایگزین پیدا کنن و پری ها رو دور بزنن، ولی در عوض ادیسه گفت من میخوام اون آواز رو بشنوم و بنابراین کاری که میخوام بکنم اینه که موم میکنم توی گوش تو و همه خدمه کشتی حواستون باشه که شما نمیتونید آواز رو بشنوید و من ازتون میخوام که من رو به دکل ببندین که من بتونم گوش بدم و اینجوری ما همه بدون هیچ خطری از اونجا میگذریم این یه ناخداست که جون تمام افراد روی کشتیش رو به خطر میندازه تا بتونه یه آواز رو بشنوه.

1:18و من فکر میکنم اگر موضوع این بود، اونا این کارو چند بار تمرین میکردن ادیسه میگفت: "خب بیاین یه تمرین جنگی کنیم شما من رو به دکل ببندین و من خواهش و تمنا میکنم. و مهم نیست که من چی میگم، شما نباید من رو از دکل باز کنین بسیار خوب، من رو به دکل ببندین." و دستیار اول یه طناب برمیداره و ادیسه رو با یه گره خوب به دکل میبنده و ادیسه هم یه بار بهترین جوری که میتونست فیلم بازی کرد و گفت،" منو باز کنید، منو باز کنید من میخوام اون صدا رو بشنوم. منو باز کنید" و دستیار اول هوشمندانه مقاومت کرد و طناب ادیسه رو باز نکرد. ادیسه گفت: " میبینم که منظورمو فهمیدی. باشه، حالا منو باز کن بریم شام بخوریم." و دستیار اول مردد شد. اون پیش خودش میگه، " این هنوز تمرینه، یا من باید بازش کنم؟" بعد دستیار اول با خودش فکر میکنه، "خوب، فکر کنم بالاخره یه جایی تمرین باید تموم بشه." او ادیسه رو باز میکنه، و ادیسه میپره بیرون. ادیسه گفت: "ای احمق. ای ابله اگه این کار رو فردا بکنی، من میمیرم، شما هم میمیرین، تک تک افراد میمیرن. حالا هرچی هم که بشه منو باز نمیکنی." اون دستیار اولش رو به زمین میندازه. این در طول شب تکرار میشه تمرین، گره زدن به دکل راه آزاد شدنش رو پیدا میکرد بیرحمانه دستیارشو کتک میزد. و در نتیجه اش خوشحال میشد

2:32بستن خودتون به دکل، شاید قدیمی ترین مثال نوشته شده باشه از چیزی که روانشناسا بهش میگن دستگاه تعهد. دستگاه تعهد، تصمیمی است که شما با خونسردی و آرامش میگیرید تا خودتون را مقید کنید که در هنگامی که هیجان دارید کاری را نکنید که بعدا پشیمون بشید.   وقتی درباره این فکر میکنید در وجود هر فرد دو شخصیت نهفته   محققین از قدیم به استعاره دو شخصیتی هنگامی که موضوع وسوسه پیش میآمد استناد میکردند. شخصیت اول " خود" حاضر است. مثل ادیسه وقتی آواز رو میشنوه. اون فقط میخواد که ردیف اول رو بگیره اون فقط راجع به اینجا و الآن و ارضاء فوری فکر میکنه ولی یه "خود " دیگه هم هست، "خود" آینده است. این ادیسه به عنوان یه پیرمرده چیزی را بیشتر از اینکه بازنشستگی را با زنش ، پنه لوپه در یک ویلای آفتابی خارج از ایتاکا بگذرونه نمی خواد. 

3:27خب چرا به دستگاه تعهد نیاز داریم؟ خب مقاومت در برابر وسوسه سخته، همونطور که اقتصاددان قرن نوزدهم، ناسائو ویلیام بزرگ گفته پرهیز از لذت که در قدرت ماست، یا دنبال نتایج بلند مدت بودن به جای نتیجه فوری، از دردناک ترین چالش هاست که اختیار انسانی در پی داره اگر برای خودتون هدفهایی دارین و مثل خیلیای دیگه هستین، احتمالا این موضوع را تشخیص میدهد که اگر اهدافتان از لحاظ فیزیکی غیر ممکن نباشد شما رو از دستیابی به اون باز نمیدازه بلکه این کمبود انضباط شخصی شماست که نمیذاره پایبند اهدافتون باشین از نظر فیزیکی کم کردن وزن امکان پذیره. از نظر فیزیکی ورزش کردن بیشتر امکان پذیره اما مقاومت کردن در برابر وسوسه سخته.

4:09دلیل دیگری که مقاومت در برابر وسوسه سخته اینه که این یه نبرد نابرابره بین "خود "حال و آینده منظورم اینه که ... بزارین باهاش روبرو بشیم، "خود "حال الان وجود داره اون کنترل را در دست داره . اون الآن در مسند قدرته. اون الان این بازوهای قدرتمند رو داره که میتونه دونات ها رو در دهانتون بزاره. و "خود " آینده حتی این طرفا هم پیداش نیست. اون در آینده است. اون ضعیفه. حتی یه وکیلم در حال حاضر نداره. هیچ کس نیست که برای "خود" آینده ، خودی نشون بده. و اینطوری "خود" حال تمام رویاهای خودشو به دست میاره  پس این جنگ بین دو نفس (خود) ما وجود داره و ما به دستگاههای تعهد احتیاج داریم تا زمین بازی رو برای این دو تا عادلانه آماده کنیم

4:52در واقع من یه طرفدار پر و پا قرص دستگاه های تعهد هستم بستن خودتون به دکل قدیمی ترینشونه، ولی چند تا دیگه هم هست مثل قفل کردن کارت اعتباری با رمز مثل نیاوردن هله هوله به خونه تا نخوریدش یا قطع کردن ارتباط اینترنتتون تا بتونین از کامپیوترتون استفاده کنین. من داشتم دستگاه های تعهد خودم رو میساختم خیلی قبلتر از اینکه بدونم اونا چی اند.   وقتی یه دانشجوی فقیر فوق دکترا بودم در دانشگاه کلمبیا زندگی حرفه ای من وابسته به منتشر کردن کتاب بود باید روزی پنج صفحه مینوشتم روی کاغذ یا باید بیخیال پنج دلار میشدم.

5:27و وقتی که میخواین این دستگاه های تعهد رو اجرا کنین، میفهمین که شیطون واقعا توی جزئیاته چون اونقدرا هم آسون نیست که از شر پنج دلار خلاص بشین. منظورم اینه که نمیتونین بسوزونینش که؛ این غیر قانونیه. فکر کردم، خوب میتونم بدمش به خیریه یا بدمش به زنم یا یه کاری شبیه اون. ولی فکر کردم، اوه، من دارم به خودم پیام های دوگانه ای میفرستم. چون ننوشتن بده، ولی پول دادن به خیریه کار خوبیه. پس من به نوعی ننوشتنم رو توجیه میکنم چون یه هدیه دادم بعدش کل قضیه رو برعکس کردم و فکر کردم میتونم بدمش به نئونازی ها. ولی بعد گفتم، این بدیش بیشتر از خوب بودن نوشتنه، پس اینم خوب نیست. و در نهایت، من تصمیم گرفتم که اون رو توی یه پاکت نامه توی مترو بذارم. بعضی وقتها یه آدم خوب پیداش میکنه، بعضی وقتها یه آدم بد پیداش میکنه. به طور میانگین، اون یک تبادل بی فایده پول بود که من براش متاسفم الان   در مورد دستگاه های تعهد داستان اینجوریه

6:20ولی با اینکه من دوستشون دارم، ولی دو نگرانی آزاردهنده وجود داره که من همیشه در مورد دستگاه های تعهد داشتم، و شما ممکنه احساسشون کنین اگر خودتون ازشون استفاده کنین. اولیش اینه وقتی که از یکی از این دستگاه ها استفاده کنین مثل این قرارداد که هر روز بنویسین یا پول بدین،این فقط یه یادآوری مداومه که شما روی خودتون کنترل ندارین. به خودتون میگین،" بدون دستگاه تعهد، من هیچی نیستم، من هیچ اراده ای ندارم."و هر زمانی در یک موقعیت هستین که دستگاه تعهد در اختیار نداشته باشین -- میگین، خدای من، اون شخص به من آجیل پیشنهاد میکنه و من هیچ مکانیزم دفاعی ای ندارم،"-- و اونو میخورین من این روشو که اونا قدرتو از شما بگیرن دوست ندارم. من فکر میکنم انظباط شخصی و اراده مثل یک ماهیچه است. هر چقدر بیشتر ازش استفاده کنین، قوی تر میشه

7:06مشکل دیگه ای که دستگاههای تعهد دارند اینه که بالاخره همیشه میشه یجوری دورشون زد. مثلا میگین ،" خب من امروز نمیتونم بنویسم، چون من یه تد تاک باید ارائه بدم و مصاحبه مطبوعاتی دارم، و بعدش هم که مهمونیه کوکتل و بعدشم که معلمومه دیگه مست میشم. خُب هیچ راهی امروز برای کار کردن وجود نداره" بنابراین شما مثل ادیسه و دستیار اولش میشید هر دو نفر در یک نفر. شما خودتونو میذارین ، خودتون رو میبندین ، و بعد یجوری ازش در میرین، و بعدش هی خودتونو سرزنش میکنین.

7:33من تقریبا برای یک دهه بر روی این موضوع کار کردم تا راههایی را برای اینکه مردم ارتباطشان را با "خود" آینده شان بدون استفاده از دستگاه تعهد، تغییر دهند، پیدا کنم.  به طور خاص من علاقه به رابطه با" خود "مالی آینده دارم. چون این موضوع وابسته یه زمانه.در مورد موضوع پس انداز کردن حرف میزنم. پس انداز کردن الان یه موضوع کلاسیک "خود" دوگانه است. "خود"حال اصلا نمیخواد پس انداز کنه. اون میخواد مصرف کنه. ولی "خود" آینده میخواد "خود" حال پس انداز کنه. پس این موضوع بسته یه زمانه. ما به مقدار پس انداز نگاه میکنیم ومیبینیم از سال 1950 کم شده. و این در حالیه که نمودار ریسک بازنشستگی، نشون میده که شانس نرسیدن به اونچه نیاز دارین بعد از بازنشستگی افزایش پیدا کرده. ما در شرایطی هستیم که بر اساس پیش بینی موسسه مک کینزی، در ازای هر سه نفری که در سالهای افزایش جمعیت به دنیا میان،، دو نفراز آنها در حالی که بازنشسته میشوند قادر نخواهند بود که به برآورد نیازهای خود قبل از بانشستگی برسند . 

8:32پس ما چه کاری راجع به این موضوع میتونیم انجام بدیم ؟ فیلسوفی هست به اسم درک پارفیت، که جملاتش من و همکارهامو تحت تاثیر قرار داده.او گفته، ما به خاطر ضعف در باورهایمان ممکنه که در مورد "خود" آینده مان عفلت کنیم   این بدین معناست که، ممکنه ما یجورایی باور نداشته باشیم که پیر میشیم، یا ممکنه نتونیم تصور کنیم که یه روزی بالاخره پا به سن میذاریم. از طرفی این به نظر مسخره میاد. معلومه میدونیم که ما پیر میشیم. ولی مگه چیزایی نیستن که ما هم باورشون داریم هم نداریم ؟

9:04خُب من و همکارام از رایانه استفاده کردیم، بزرگترین ابزار عصر، که به تصور مردم کمک کنیم بهشون کمک کنیم تا تصور کنن که رفتن به آینده چطور خواهد بود.   و من یه چند تا از این ابزارها رو اینجا نشونتون میدم. اولی رو بهش میگن توزیع ساز. به مردم نشون میده که آینده ممکنه چطوری باشه با نشون دادن صد پیشامد ممکن با احتمالات یکسان که ممکنه در آینده رخ بدن. هر پیشامد با یکی از این نشانه ها نشون داده شده، و هر کدوم تو یه ردیف میشینه که نشانگر میزان دارایی و بازنشستگیه. بالا بودن یه این معنیه که شما از یه در آمد بالا به هنگام بازنشستگی لذت میبرید. پایین بودن به این معنیه که به سختی میتونین تا آخر ماه سر کنین. وقتی سرمایه گذاری میکنین، چیزی که واقعا میگین اینه که ، "من قبول میکنم که هرکدوم از این صد تا ممکنه برام پیش بیاد و دارایی من رو رقم بزنه."

9:52حالا میتونین سعی کنین با این نتایج کنار بیاین. میتونین سرنوشتتونو تغییر بدین، همینطور که این فرد انجام میده، ولی این برای شما بهایی در بر خواهد داشت. یعنی مجبورید امروز بیشتر پس انداز کنید. وقتی که سرمایه گذاریی رو که دوس دارین پیدا کردین، کاری که مردم میکنن اینه که دیگه رو "انجام" کلیک میکنن و نشونه ها آروم و یکی یکی شروع به محو شدن میکنند.   این شبیه سازی میکنه که واقعا سرمایه گذاری کردن رو چیزی چطوریه و میشه دید که سرمایه گذاری نتیجه میده. در آخر فقط یه نشونه میمونه، واون دارایی ما رو در بازنشستگی تعیین رقم میکنه.

10:23بله، این فرد بازنشسته شد با 150 درصد حقوق دریافتیش به هنگام بازنشستگی. اونا وقتی بازنشسته میشن بیشتر هم از چیزی که وقتی کار میکردند پول در میاوردند. اگه مثل اکثر آدمایین، فقط دیدن همین بهتون یه حس خوب و لذتبخشی میده -- فقط فکر کردن در مورد اینکه 50 درصد بیشتر از قبل موقع بازنشستگی پول دربیارین. هرچند اگر کارتان به پایین نمودار میکشید، ممکن بود به شما حس خفیف ترس ویا دل آشوب دست بدهد وقتی به سختیهای دوران بازنشستگی فکر کنید. با استفاده مکرر از این ابزار و شبیه سازی نتایج یکی بعد از دیگری، مردم میتوانند درک کنند که سرمایه گذاریها و پس اندازهایی که امروز میکنند آینده بهتری را برایشان رقم میزند.

11:06حالا مردم از طریق احساسات دارای انگیزه شده اند، ولی آدمای مختلف با چیزای مختلف دارای انگیزه میشن. این یه شبیه سازیه که از تصویرسازی استفاده میکنه، ولی آدمای دیگه با اینکه پول چه چیزایی میتونه بخره دارای انگیزه میشن، نه فقط اعداد و ارقام. بنابراین من اینجا یه توزیع ساز درست کردم که به جای نشون دادن نتایج عددی، به مردم نشون میدم اون نتایج چی براشون در پی خواهد داشت، در آپارتمانهای خاصی که در وسع شماست اگه با 2500 ، 3000 بازنشسته میشین، 2000 دلار در ماه و از این قبیل. همینطور که از پلکان آپارتمانها پایین میرین میبینین که اونا بدتر و بدتر میشن. بعضی از اونا شبیه جاهایی هستن که من وقتی دانشجوی کارشناسی ارشد بودم توش زندگی میکردم. و وقتی به انتهای انتها میرسین، شما با این واقعیت تلخ روبرو میشین که اگه چیزی برای بازنشستگی پس انداز نکنین، شما قادر به پرداخت هزینه هیچ آپارتمانی نخواهید بود. اونا عکسای واقعی از آپارتمانای واقعی هستن که به اون مقدار اجاره داده میشن همونطور که در اینترنت تبلیغ شدن.

12:03آخرین چیزی که به شما نشون خواهم داد، آخرین ماشین زمان رفتاری ، چیزیه که با "هل هرشفیلد " ساختم کسی که همکارم بیل شارپ تو یه پروژه قبلی بهم معرفی کرد،  و اون یه مکاشفه در حقیقت مجازیه. خب کاری که ما میکنیم اینه که از مردم عکس میگیریم در این مورد از مردم در سنین دانشگاه -- و ما از نرم افزار استفاده میکنیم تا سنشون رو بالا ببریم و به اونا نشون بدیم وقتی پیر بشن چه شکلی میشن وقتی 60، 70، 80 سالشون بشه. و سعی میکنیم ببینیم که کمک یه قدرت تصور شما با نگاه کردن به چهره "خود" آینده تون میتونه رفتار شما رو در مورد سرمایه گذاری تغییر بده.

12:40پس این یکی از آزمایشای ماست. اینجا چهره سوژه جوان رو در سمت چپ میبینیم. بهش این کنترل رو دادیم که مقدار پس انداز رو تنظیم کنه وقتی میزان پس انداز رو پایین میبره، به این معناست که پس انداز نمیکنه وقتی کاملا  اینجا سمت چپه میتونین میزان درآمد سالانشو ببینین -- این درصدی از حقوق دریافتیشه که میتونه به خودش به خونه ببره که خیلی بالاست، 91 درصد، ولی درآمد بازنشستگیش خیلی کمه. اون قراره بازنشست بشه با 44 درصد میزان درآمدی که وقتی کار میکرد داشت اگه حداکثر میزان قانونی رو پس انداز کنه، درآمد بازنشستگیش بالا میره، ولی اون خوشحال نیست چون اون الان در دست چپ میزان کمتری پول برای خرج امروزش داره. شرایط دیگه ای به مردم خود آیندشون رو نشون میدن. و از دید خود آینده همه چیز برعکسه. اگه خیلی کم پس انداز کنین، "خود" آینده خوشحال نیست با 44 درصد این درآمد زندگی میکنه در حالیکه اگه "خود" حال زیاد پس انداز کنه، "خود" آینده خوشحال میشه، چون درآمد یه چیزی حدود 100 درصد میشه.

13:42برای اینکه این موضوع رو به گوش مخاطبای بیشتری برسونم با "هل "و " الینز" کار میکردم که چیزی رو که بهش میگیم ماشین زمان رفتاری درست کنیم، که توش نه تنها میتونین خودتونو در آینده ببینین، بلکه میتونین واکنشهایی رو هم که انتظار میره ببینین نسبت به مقادیر مختلفی از دارایی.به عنوان مثال، اینجا یه کسی داره از این ابزار استفاده میکنه. فقط به حالات چهرش نگاه کنید وقتی نشونگر رو حرکت میدن چهره جوان خوشحال و خوشحالتر میشه، چیزی پس انداز نمیکنه. چهره پیر ناراحته. و آروم روم میاریمش به مقدار متوسط پس انداز و بعد میزان پس انداز زیاد. چهره جوان ناراحت میشه. چهره پیر کاملا خوشحال و راضیه در مورد این تصمیم. میخوایم ببینیم این تو تصمیم که مردم میگیرن تاثیری داره. و چیزی که خوبه در مورد این قضیه اینه که چیزی نیست که واقعا مردم روبه اشتباه بندازه، چون همینطور که یه چهره لبحند میزنه، چهره دیگه اخمو هست.اون به شما نمیگه کدوم طرف نشونگر رو حرکت بدید، فقط به شما یادآوری میکنه که شما با آیندتون در ارتباط و از لحاظ قانونی به آن گره خوردید.

14:43تصمیمهای شما امروز خوشبختی اون رو رقم میزنه. و این چیزیه که به آسونی از یاد میره. این کاربرد واقعیت مجازی فقط به درد پیرکردن افراد نمیخوره. برنامه هایی هستند که میتونین به دست بیارین که ببینید مردم چه شکلی میشن اگر سیگار بکشند، و یا اگر زیادی در معرض نور آفتاب قرار بگیرند  اگه اضافه وزن داشته باشن و از این قبیل. و چیزی که خوبه اینه که برخلاف آزمایشهایی که من و هل و راس اسمیت انجام دادیم، شما مجبور نیستید خودتون برنامه نویس کنید که بتونید واقعیت مجازی رو ببینید. برنامه هایی هستند که میتونین در ازای چند دلار روی گوشیهای هوشمندتون بگیرین که همینکارو میکنن. این یه عکس واقعی از هل، همکارمه. شما میتونین از نمونه نمایشی گذشته بشناسینش. و محض خنده ما از عکس اون استفاده کردیم تو برنامه های کچل کردن، پیر کردن و افزایش وزن. که ببینیم چه جوری دیده میشیم. هل خودش اینجاست پس فکر میکنیم ما اینو مدیون او و همینطور شما هستیم که شما رو در مورد اون آخرین عکس از اشتباه دربیاریم. و من همینجا دیگه تموم میکنم.

فرزند والدی

فرزند والدی (از وبلاگ تا ساحل امید)

Parental child or parentification: نوعی واژگونی نقش بین والد و کودک می‌باشد که در آن نیازهای شخصی کودک به منظور مراقبت و تأمین نیازهای والدین فدا می‌شود؛ کودک از نیاز به راحتی، توجه و حتی هدایت خود برای تطبیق با نیازهای احساسی و منطقی والدینش دست می‌کشد. در فرزند والدی، والد از وظایف خود در قبال کودک دست کشیده وظایفش را به یکی یا چند تا از فرزندان محول می‌کند. و این گونه کودک، فرزند والد می‌شود.


انواع فرزند والدی
   فرزند والدی عاطفی: در این نوع نیروی فرزند صرف پاسخ‌دهی عاطفی به نیازهای عاطفی پدر، مادر و حتی دیگر خواهر و برادرانش می‌شود. مخرب‌ترین نوع فرزند والدی می‌باشد؛ کودک را از کودکی محروم می‌سازد و او را وارد مجموعه‌ای از اختلالات می‌کند که او را در زندگی ناتوان خواهد کرد. در این نقش، وی عملاً یک سری نقش‌های غیرممکنِ عاطفی و روانی را در قبال نیازهای پدر و مادرش به عهده می‌گیرد. کودک مورد اعتماد پدر و مادر می‌شود. به خصوص زمانی که نیازهای عاطفی زن توسط همسرش پاسخ داده نمی‌شود، او تلاش می‌کند تا این نیازها را از پسرش دریافت کند. و این گونه پسر جانشینِ احساسیِ شوهر می‌شود. 
کودک بی‌گناه توسط والدینش مورد سوء استفاده‌ی عاطفی قرار می‌گیرد. این نوع رابطه را می‌توان زنایِ عاطفی با محارم برشمرد. چنین کودکی مجبور است نیازهای خود را سرکوب کند و در پیِ آن رشد طبیعی وی دچار اختلال شده باعث عدم پیوند عاطفیِ سالم در کودک می‌شود.
این کودکان در بزرگسالی در ایجاد رابطه‌ی طبیعی با بزرگسال دچار مشکل خواهند بود.
   کودک والدی ابزاری: وقتی کودک چنین نقشی را به عهده می‌گیرد وی نیازهای فیزیکی یا ابزاریِ والدین را برعهده دارد. کودک اضطرابی را که به طور معمول باید توسط والدین برطرف شود را کاهش می‌دهد، او ممکن است وظایفی همچون نگهداری از کودک، طبخ غذا و ... را به عهده بگیرد و بدین شکل قسمت اعظم مسئولیت‌های والدین را به عهده بگیرد. دقت داشته باشید که این با یادگیری مسئولیت از طریق سپردن کارها و وظایف به کودک متفاوت است. تفاوت در این است که والدین، کودکیِ کودک را از وی می‌ربایند و او را مجبور می‌کنند بزرگسالی باشد که هیچ فرصتی یا فرصت بسیار محدود برای کودکی دارد! کودک مجبور است حس کند جانشین والد در قبال خواهر/برادارن و یا والد دیگر می‌باشد.
 
مشکلات بزرگسالی کودک 
   خشم شدید: این کودکان افرادی بسیار عصبانی‌‌‌اند. آن‌ها مایل‌اند با والدین‌شان یک رابطه‌ی عشق-نفرت داشته باشند. گاهی نمی‌دانند چرا عصبانی‌اند اما در ارتباط با دیگران عصبانی می‌شوند به خصوص در رابطه با دوستان، دوستان جنس مخالف، همسر و فرزندان‌شان. آن‌ها ممکن است خشمی انفجاری یا منفعل داشته باشند، به خصوص زمانی که بزرگسالی دیگر انتظاراتی دارد که زخم‌های دوره‌ی کودکی آنان را در بهره برداری عاطفی باز می‌کند.

   مشکلات ارتباطی با بزرگسالان دیگر: کودک والد در بزرگسالی مشکلات ارتباطی با دوستان، همسر و فرزندان‌شان را تجربه می‌کنند. او نمی‌داند که چطور باید رابطه برقرار کند، از این رو آن را به حساب سختی ایجاد یک رابطه صمیمی سالم با دیگران می‌گذارد، و رابطه در برخی سطوح تحریف می شود.


منبع:
Harming Your Child by Making Him Your Parent By Samuel López De Victoria, Ph.D

 

این هم یک ترجمه مهمان من (صاحب وبلاگ تا ساحل امید)، صرفاً به خاطر فقر شدید محتوای اینترنتی!

 

استفاده از این ترجمه صرفاً با ذکر منبع (وبلاگ تا ساحل امیدمجاز است.

رعایت تعادل در امور جسمانی از دیدگاه مذهب

مجله:طوبی-مهر 1385، شماره 10

نویسنده : شکیبا سادات جوهری ، صفحه 77

کوتاهی در تأمین نیازهای جسمانی

انسان برای سیر و سلوک الهی، بدن سالم می خواهد. جسم، مرکب روح است و اگر ناسالم باشد، صاحب آن به پیشرفت علمی و معنوی نخواهد رسید. آدمی آن گاه تعادل فکری دارد که از جسم و جانی سالم بهره مند باشد. پس در کنار مسئولیت تعالی روح، مسئولیت نگه داری از جسم نیز مهم و سنگین است که البته نباید در تأمین نیازهای آن افراط و تفریط کنیم. برخی از افراد به بهانه مراقبت از جسم، همواره می کوشند تا راحتی و آسایش آن را فراهم آورند تا آنجا که حتی در تأمین لقمه حلال، دقت لازم را ندارند.

همچنین، در اسلام، کوتاهی در این امر نکوهش شده است. ترک دنیا و ناکام گذاشتن جسم از لذت های مشروع آن، خلاف فطرت و طبیعت آدمی است. مسلمان واقعی باید بنا بر سیره پیامبر خدا و دیگر پیشوایان دین عمل کند. رهبانیت و کناره گیری از همسر و فرزند و خانواده، روحیه یک مسلمان متعادل و حقیقی نیست. امام صادق7 در تبیین شیوه متعادل برای زندگی مسلمانان می فرماید: «شیعه نیست آن که دنیایش را فدای دینش کند یا اینکه دینش را فدای دنیا کند».

خداوند در قرآن کریم نیز در کلامی دل نشین می فرماید:

وَ ابْتَغِ فیما آتاکَ اللّهُ الدّارَ اْلآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنْیا.(قصص: 77)

در آنچه خداوند به تو داده است (از مال، عقل و علم و شعور)، آخرت را بجوی و بهره خود را از دنیایت نیز فراموش نکن.

از این آیه برمی آید که انسان باید هم برای دنیا کار کند و هم آخرت. هم روح را ارضا کند و هم جسم را.

پیام متن:

1. تعادل فکری، در گرو سلامتی جسم و جان.

2. پرهیز از زیاده روی و کوتاهی در امر رسیدگی به خواسته های جسم.

زیاده روی در تأمین نیازهای جسمانی

بی گمان، هر انسانی، کمال خواه است و در هر دو زمینه مادی و معنوی، اگر به خواست خود و آزادانه عمل کند، نهایتی برای آن متصور نیست. اگر انسان در تأمین خوراک، پوشاک، مسکن و دیگر نیازهای مادی و جسمی، حد و مرز آن را رعایت نکند، خود را دچار عذاب دنیا و آخرت خواهد کرد.

خداوند متعال در قرآن مجید هشدار می دهد که زندگی مصرفی و تجملی که نشانه زیاده روی آدمی در روی آوردن به لذت های مادی است، انسان و اجتماع را به نابودی می کشاند، چنانکه در آیه 45 سوره واقعه، یکی از دلایل گرفتار آمدن انسان به عذاب الهی را «مترف» بودن؛ یعنی طغیان گری به دلیل فزونی و فراوانی نعمت می داند.

برخی از گناهان در تجمل گرایی ریشه دارد؛ چون انسان تجمل گرا برای تأمین هزینه مصرفی خود، چه بسا، به دزدی، رشوه خواری، اختلاس، تقلب و حقه بازی روی می آورد که همه اینها برخاسته از زیاده خواهی و افراط گری در برآوردن نیازهای جسمانی اوست.

پیام متن:

دزدی، رشوه خواری، اختلاس، ریاکاری و سرانجام، گرفتار آمدن به عذاب الهی، پی آمدهای زیاده خواهی بشر است.

اندوه و اضطراب، آفت جسم

غصه و نگرانی، یکی از تهدیدکننده های اساسی سلامت جسم است و می تواند به آسانی، آدمی را از رسیدگی به امور زندگی باز دارد و نشاط را از او برباید.

هرگاه ناراحتی و ناامیدی بر زندگی آدمی حاکم شود، این آفت ها، از سلامت تن و روان می کاهد و آثار ناگواری حتی بر زندگی اطرافیان فرد اندوهگین بر جای می گذارد. تعلیم و تربیت که رکن اساسی در رشد و کمال انسان است، هنگامی معنا می یابد که اندوه و پریشانی در وجود شخص رخنه نکرده باشد. بر این اساس، به منظور داشتن جسمی سالم، پیش از هر چیز باید با اندوه و اضطراب مبارزه کرد. آن گاه می توان به عقل سالم نیز دست یافت، چنان که گفته اند:

«عقل سالم، در بدن سالم است».

پیام متن:

1. اندوه و اضطراب از آفات خطرناک جسم هستند.

2. تن سالم، از ثمره های مبارزه با اندوه و اضطراب و عقل سالم، از ثمره های بدن سالم است.

میانه روی در بهره برداری از دنیا

اسلام، آدمیان را نه به دنیاگرایی صِرف سفارش می کند و نه آخرت گرایی مطلق را می پسندد، بلکه پیروان خود را به میانه روی و بهره برداری متوازن از هر دو فرمان می دهد. امام صادق علیه السلام در نکوهش محبت شدید به دنیا، می فرماید: «رأسُ کُلِّ خَطیئَةٍ حُبُّ الدُّنیا؛ محبت به دنیا، ریشه همه گناهان است».

از سوی دیگر، دین اسلام، پیروان خود را از بی میلی شدید به دنیا برحذر می دارد و در روایتی دیگر، این موازنه را این گونه یاد آوری می کند:

لَیْسَ مِنّا مَنْ تَرَکَ الدُّنْیا لِآخِرَته وَ لا آخِرَتَهُ لِدُنْیاه.

کسی که دنیای خود را به خاطر آخرت ترک کند یا آخرت خویش را به خاطر دنیا نادیده بگیرد، از ما نیست.

اسلام از پیروان خود می خواهد در بهره برداری از مواهب دنیا میانه روی را رعایت کنند. برای مثال، اسلام پرخوری را به شدت نکوهش کرده و آن را مایه تعطیلی فکر شمرده است در مقابل، در روایتی از حضرت علی علیه السلام می خوانیم:

«مَنِ اقْتَصَرَ فی أَکْلِهِ کَثُرَتْ صِحَّتُهُ وَ صَلُحَتْ فِکْرَتُه.

کسی که در خوراکش تعادل داشته باشد، بدن و فکرش سالم خواهد ماند.

دوری از اعتدال، افزون بر زیان های جسمی، روح را از دست یابی به کمال و ارزش های انسانی نیز محروم می سازد.

پیام متن:

1. یکی از نشانه های مؤمن، دوری از افراط و تفریط در همه امور زندگی است.

2. سفارش اسلام به تعادل در بهره برداری از مواهب دنیا است.

گزارشی از واقعیت وضعیت اشتغال و بیکاری فارغ التحصیلان

گزارش جدید دولت از بیکاری فارغ‌التحصیلان (از تابناک)


معاون اول رئیس جمهور می‌گوید اشتغال‌زایی در 10سال گذشته صفر بوده و این مسئله باعث شده تا بیکاری فارغ التحصیلان نگران کننده شود، برای خروج از این وضعیت باید سالیانه 800 هزارتا یک میلیون شغل ایجاد کنیم.


مهر در ادامه نوشت: آخرین گزارش مرکز آمار ایران نشان می دهد تعداد بیکاران مطلق کشور 2 میلیون و 500 هزارنفر و تعداد افرادی که در معرض بیکاری قرار دارند یک میلیون و 800 هزارنفر است. همچنین بیشترین تعداد بیکاران مربوط به گروه سنی زیر 30 سال می شود و طبق اعلام مقامات دولتی، حدودا یک میلیون و 200 هزارنفر از کل بیکاران کشور را فارغ التحصیلان دانشگاهی تشیکل می دهد.

نرخ بیکاری جوانان 2 برابر نرخ عمومی کشور و بیکاری زنان متقاضی شغل کشور نیز تا 40 درصد است؛ از اینرو بیکاری و تقاضا برای شغل به عنوان یکی از مهم ترین خواسته ها و نیازهای خانوارهای ایرانی شناخته می شود؛ موضوعی که دولت تدبیر و امید در دوره فعالیت یک و نیم ساله خود قادر به حل آن نبوده است.

متاسفانه طی دوران های گذشته، دولت ها از موضوع بیکاری و تقاضاهای شغل در کشور به عنوان یک سوژه تبلیغاتی استفاده کرده و بیشتر از اینکه در زمینه کاهش بیکاری اقدامات موثری را انجام داده باشند، درباره آن سخن گفته شده و وعده داده اند.

بنابراین بیکاری در طول دو دهه گذشته به یک مسئله جدی و دغدغه برای خانواده ها تبدیل شد و با ناتوانی دولت ها در حل کامل آن، امروز کشور با انباشت تقاضا برای کار مواجه است و فارغ التحصیلان دانشگاهی برای ورود به بازار کار با دشواری ها و مسائل فراوانی روبرو هستند.

توقف اشتغال زایی جدید در 10 سال گذشته

مسئولان وزارت کار می گویند در صورتی که کشور بخواهد از بیکاری خارج شود و به نیازهای شغلی جوانان پاسخ مناسبی بدهیم، سالیانه بین 800 هزار تا یک میلیون شغل باید ایجاد شود؛ اما مقامات دولت تدبیر و امید معتقدند در 10 سال گذشته تقریبا هیچ شغل موثری به اقتصاد کشور اضافه نشده است.

تنها در دو دولت سابق کشور، آمارهای فراوانی از ایجاد سالیانه 2 میلیون و 500 هزار شغل جدید در کشور ارائه شد، اما کارشناسان اقتصادی و بازار کار معتقدند در شرایطی که کشور دچار رکود شدید بوده و نرخ رشد اقتصادی منفی بوده است، چگونه دولت می توانست میلیون ها فرصت شغلی ایجاد کند؟

حال اسحاق جهانگیری؛ معاون اول رئیس جمهور درباره بیکاری گفت: طی 10 سال گذشته میزان اشتغال زایی خالص در کشور نزدیک به صفر بوده، متاسفانه وضعیت بیکاری نیروهای تحصیل کرده در کشور نگران کننده است.

وی با بیان اینکه اقتصاد ایران مستعد تولید شغل است افزود: این ظرفیت در اقتصاد کشور وجود دارد که سالانه بین ۸۰۰ هزار تا یک میلیون شغل ایجاد شود و لازمه اشتغال زایی سرمایه گذاری است.

جهانگیری موتور حرکت تولید و اشتغال زایی را بخش خصوصی برشمرد و بیان داشت: با ابلاغ سیاست های اصل ۴۴ توسط مقام معظم رهبری و تاکید بر حضور پُر رنگ بخش خصوصی، دیگر به مصلحت نیست که بر سر این موضوع که صنایع دولتی باشد یا خصوصی بحث شود؛ بلکه باید با حمایت از حضور بخش خصوصی به فکر تولید بود.

سالیانه 800 هزار تا یک میلیون شغل نیاز داریم

مسئولان دولت تدبیر و امید در واکنش به ناتوانی این دولت در حل مسئله بیکاری و وعده های داده شده در این زمینه، اعلام کرده با مثبت شدن نرخ رشد اقتصادی کشور، باید زمانی سپری شود تا اثرات آن بتواند خود را در عرصه اقتصادی نشان دهد؛ از اینرو اشتغال زایی های صورت گرفته نیز با فاصله خود را نشان خواهد داد.

آنها همچنین اعلام کرده اند در سال جاری 400 هزار فرصت شغلی جدید ایجاد شده است. در عین حال، نرخ بیکاری تک رقمی اعلام شده در تابستان امسال در فصل پاییز دوباره افزایش یافت و هنوز هم صدها هزار درخواست برای اشتغال از سوی جوانان و به ویژه فارغ التحصیلان دانشگاهی وجود دارد.

یکی از معضلات مربوط به بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی، عدم مهارت برای پذیرش تصدی های بازار کار و منطبق نبودن آموزش های دانشگاهی با نیازهای بنگاه ها است. در اینباره رئیس جمهور به تازگی خواستار بازنگری در رشته های دانشگاهی شده و بر این موضوع تاکید می شود که باید از ادامه پذیرش دانشجو در برخی رشته هایی که بازار کار ممکن است تا سال ها نیازی به آن نداشته باشد، جلوگیری شود.

همچنین سازمان فنی و حرفه ای کشور نیز طرحی را برای مهارت آموزی فارغ التحصیلان دانشگاهی ارائه کرده و مسئولان این سازمان می گویند از طریق این آموزش ها که برای اولین بار به فارغ التحصیلان دانشگاهی ارائه می شود، به دنبال پُر کردن خلاء بین عدم مهارت کارجویان و نیازهای واقعی بازار کار هستند

بیان زندگی الگوی پیامبر در مقدمۀ امام صدر به کتاب سیرة الرسول

متن پیش‌ رو، مقدمۀ امام صدر است به کتاب سیرة الرسول نوشتۀ استاد زکی بیضون. امام صدر این مقدمه را در تاریخ ۱۹۶۹/۱۲/۷ (۱۳۴۸/۹/۱۶) نگاشته است.


بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب‌العالمین والصلوة علی قائد الخلق و الرسول الأمین محمد و آله الأطهار مصابیح الهدی وسفن النجاة. 

یکی از اصولی که در سیرۀ پاک محمدی به آن برمی‌خوریم، اصلِ حرکتِ پیوسته و ثمربخشیِ پیوسته است. پیامبر (ص) این اصل را چنین تبیین فرموده است: «اگر زمان مرگ انسان مؤمنی فرا رسد و در دست خود نهالی داشته باشد، پیش از آنکه بمیرد، آن را می‌کارد.» این حدیث پیامبر دربارۀ مرد مؤمنی است که رسالت او در زندگی، کشاورزی و درخت‌کاری است.

این مؤمن وقتی که در باغش در حال کار است و نهالی در دست دارد، مرگش فرا می‌رسد. آن‌گونه که پیامبر (ص) می‌گوید، این مؤمن در برابر مرگ تسلیم نمی‌شود، بلکه آخرین لحظۀ باقی‌مانده از زندگی خود را نیز غنیمت می‌-شمارد. او جوهرۀ همین یک لحظه را بیرون می‌کشد و آن را به حیات دائمیِ تازه‌ای تبدیل می‌کند. او زمان را در جایی که حقیقت زمان را جاودانه سازد، متوقف می‌کند. 

در گفتۀ پیشوای ما این مؤمن، نهالی را که در دست دارد، می‌کارد و حیاتی نو را بنیان می‌گذارد. با رشد نهال آن حیات نیز بالنده می‌شود و سایه‌سار آن درختِ دارای شاخه‌ها و برگ‌ها و میوه‌های گوارا، آسایش را برای خستگان فراهم می‌آورد و هوایی پاک و غذایی کافی به انسان و به کسانی که «شما روزی‌دهندۀ آنان نیستید» تقدیم می‌کند. بدین‌ترتیب، حیاتی که آن مؤمنِ درخت‌کار پدید آورده، در تولید بشری نمود پیدا می‌کند؛ تولیدی که از آسایش و غذا ابزاری برای دهش و بخشندگی فراهم می‌آورد و این چنین است که درخت پاک ما از خاک سر بر می‌آورد تا به آسمان برسد و لحظه‌ای گذرا از عمر انسانِ محمدی به جاودانگی تبدیل می‌شود. 

این لحظه نمونه‌ای از آن عمری است که حضرت محمد (ص) برای امت خویش می‌خواهد: حرکتی پیوسته از گهواره تا گور؛ هر لحظه‌ای چشمه‌ای است؛ هر آنی کلیدی است برای جاودانگی. حیاتی معجزه‌گر؛ هر دمی فرصتی است برای محقق ساختن آرمان بی‌پایانی که آرام نمی‌گیرد و نمی‌ایستد و سیری‌ناپذیر است. 

حضرت محمد (ص) چنین حیاتی را به انسان مسلمان پیشنهاد می‌دهد. حیات او نیز حیات نمونه‌ای از همین رنگ بود: الگویی نیک برای انسان زنده. پیامبر بزرگوار اسلام همواره این اصل را در زندگی خود دنبال کرد و آن را به امت خویش نیز آموخت، همان‌گونه که همۀ دستورات خداوندی را به انسان ابلاغ کرد و خود نیز در حیات تابناکش آن‌ها را به کار بست و از این روست که زندگی او رسالتی الهی برای خوشبخت کردن انسان شده است. از این روست که مرتبۀ سیرۀ پیامبر (ص) پس از قرآن کریم است و اعمال این آفریده با سخنان خداوند قرین می‌شود و قلب او چنان به وحی الهی نزدیک شد که پیام‌آورنده و پیام‌گیرنده با یکدیگر درآمیختند و عاقل و معقول با هم متحد شدند. 

سیرۀ محمدی دومین رکن مکتب اسلام است و در مرتبۀ بعد از قرآن کریم و دانش‌های نهفته در آن قرار می‌گیرد. این سیره باید در سطح‌های گوناگون به قشرهای گوناگون مردم در هر کجا ارائه شود تا سرتاسر زندگی مسلمانان را فراگیرد و آن را یک‌پارچه حرکت و دهش کند.