شاید فناوری یادگیری ماشینی را به عنوان فناوری که در شناسایی چهرهها مهارت دارد، بشناسید اما اخیرا عملکرد این فناوری در حوزه پزشکی نیز درخشان بوده به طوری که گروهی از محققان در حال استفاده از این فناوری برای شناسایی و نابودی ویروسها هستند.
به گزارش ایسنا و به نقل از نیویورک تایمز، "کولین کارلسون"(Colin Carlson) زیستشناس دانشگاه جورج تاون آمریکا اخیرا نگرانیهایی در مورد بیماری آبله موش(mousepox) پیدا کرده است. این ویروس که در سال ۱۹۳۰ کشف شد، در بین موشها پخش میشود و آنها را بسیار بیرحمانه میکشد. اما دانشمندان هرگز آن را یک تهدید بالقوه برای انسان در نظر نگرفتهاند. اکنون دکتر کارلسون، همکارانش و رایانههایشان چندان در این باره مطمئن نیستند و فکر میکنند شاید آبله موش برای انسان نیز خطرناک باشد.
محققان با استفاده از روشی به نام یادگیری ماشینی، چند سال گذشته را صرف برنامهنویسی برای رایانهها کردهاند تا به آنها درباره ویروسهایی که میتوانند سلولهای انسان را آلوده کنند، آموزش دهند. رایانهها اطلاعات زیادی در مورد زیستشناسی و بومشناسی میزبانهای حیوانی آن ویروسها میدانند و ژنوم و سایر ویژگیهای خود ویروسها را نیز مورد بررسی قرار دادهاند. با گذشت زمان، رایانهها عوامل خاصی را شناسایی کردند که میتوانند پیشبینی کنند که آیا یک ویروس پتانسیل سرایت به انسان را دارد یا خیر.
هنگامی که رایانهها توانایی خود در مورد ویروسهایی که دانشمندان قبلا به شدت آنها را مطالعه کرده بودند ثابت کردند، دکتر کارلسون و همکارانش از آنها برای بررسی موارد ناشناخته استفاده کردند و در نهایت فهرست کوتاهی از ویروسهای حیوانی با پتانسیل پرش از "مانع گونهای"(species barrier) و ایجاد شیوع بیماری انسانی را ایجاد کردند. در آخرین آزمایشها، الگوریتمها بهطور غیرمنتظره ویروس آبله موش را در ردههای بالای پاتوژنهای خطرناک قرار دادند.
دکتر کارلسون و همکارانش به جستجو و پیدا کردن موارد بیشتر پرداختند که ناگهان آنها با اسنادی از یک شیوع فراموش شده در سال ۱۹۸۷ در روستاهای چین مواجه شدند. طی شیوع یک بیماری دانش آموزان مدرسهای در آنجا به عفونتی که باعث گلودرد و التهاب در دستها و پاهایشان شده بود مبتلا شده بودند.
سالها بعد، گروهی از دانشمندان آزمایشهایی را روی سوابهای گلو که در طول شیوع آن بیماری جمعآوری و در انبار ذخیره شده بود، انجام دادند. این نمونهها همانطور که محققان در سال ۲۰۱۲ گزارش کردند، حاوی دی.ان.ای آبله موش بودند. اما توجه چندانی به مطالعه آنها نشد و تا یک دهه بعد و هم اکنون نیز آبله موش همچنان برای انسان تهدیدی محسوب نمیشود.
اگر عملکرد رایانه برنامهریزی شده توسط دکتر کارلسون و همکارانش درست باشد، این ویروس میبایست مجددا مورد بررسی قرار گیرد. دانشمندان حدود ۲۵۰ بیماری انسانی را شناسایی کردهاند که با جهش یک ویروس حیوانی از مانع گونهای به وجود آمدهاند. برای مثال اچآیوی از شامپانزهها شیوع پیدا کرد و منشا شیوع ویروس جدید کرونا نیز از خفاشها بود.
در حالت ایده آل، دانشمندان دوست دارند ویروس همه گیر بعدی را قبل از اینکه شروع به آلوده کردن افراد کند، بشناسند. اما ویروسهای حیوانی بسیار زیادی وجود دارد که ویروس شناسان باید آنها را مطالعه کنند. دانشمندان بیش از ۱۰۰۰ ویروس را در پستانداران شناسایی کردهاند، اما این به احتمال زیاد کسر کوچکی از تعداد واقعی آنچه که وجود دارد، است. برخی از محققان گمان میکنند که پستانداران حامل دهها هزار ویروس هستند، در حالی که برخی دیگر این تعداد را صدها هزار میپندارند.
برای شناسایی عوامل جدید، محققانی مانند دکتر کارلسون از رایانهها برای شناسایی الگوهای پنهان در دادههای علمی استفاده میکنند. به عنوان مثال، این ماشینها میتوانند ویروسهایی را که بهطور خاص ممکن است به بیماریهای انسانی منجر شوند، شناسایی کنند و همچنین میتوانند پیشبینی کنند که کدام حیوانات به احتمال زیاد حامل ویروسهای خطرناکی هستند که ما هنوز درباره آنها اطلاعاتی نداریم.
"باربارا هان"(Barbara Han) بوم شناس بیماریها در موسسه مطالعات اکوسیستم کری در میلبروک، نیویورک که با دکتر کارلسون همکاری میکند، گفت: به نظر میرسد که شما یک مجموعه چشم جدید دارید. "شما نمیتوانید به همان اندازه که یک مدل میتواند ابعاد را ببینید.
دکتر هان برای اولین بار در سال ۲۰۱۰ با یادگیری ماشینی آشنا شد. دانشمندان کامپیوتر چندین دهه در حال توسعه این تکنیک بودند و شروع به ساخت ابزارهای قدرتمند با آن کردند. این روزها، یادگیری ماشینی رایانهها را قادر میسازد تا برخی موارد تقلبی را شناسایی کرده و چهره افراد را نیز تشخیص دهند.
اما تعداد کمی از محققان از یادگیری ماشینی برای بیماریها استفاده کرده بودند. دکتر هان فکر کرد که آیا میتواند از آن برای پاسخ دادن به سؤالات بازی مانند اینکه چرا کمتر از ۱۰ درصد از گونههای جوندگان دارای پاتوژنهای شناخته شده برای آلوده کردن انسان هستند، استفاده کند یا خیر. او اطلاعات مربوط به گونههای مختلف جوندگان را از یک پایگاه داده آنلاین به رایانهای متقل کرد. سپس رایانه به دنبال ویژگیهای جوندگانی گشت که تعداد زیادی از پاتوژنهای جهش یافته گونهها را در خود جای داده بودند.
هنگامی که رایانه یک مدل را ایجاد کرد، او آن را بر روی گروه دیگری از گونههای جوندگان آزمایش و مشاهده کرد که چقدر میتواند حدس بزند که کدام یک مملو از عوامل بیماری زا هستند. در نهایت دقت مدل کامپیوتر به ۹۰ درصد رسید.
سپس دکتر هان به بررسی جوندگانی پرداخت که هنوز درباره پاتوژنهای عامل بیماری آنها اطلاعی نداشت و سپس فهرستی از گونههای با اولویت بالا در شیوع بیماری را تهیه کرد. دکتر هان و همکارانش پیشبینی کردند که گونههایی مانند ول کوهی(Microtus montanus) و موش ملخخوار شمالی از غرب آمریکای شمالی احتمالا حامل پاتوژنهای نگرانکننده هستند.
از بین تمام صفاتی که دکتر هان و همکارانش به رایانه خود ارائه دادند، یکی از مواردی که بیش از همه مهم بود طول عمر جوندگان بود. گونههایی که در جوانی میمیرند، حامل پاتوژنهای بیشتری هستند، علت این امر نیز شاید به این دلیل است که تکامل، منابع بیشتری از آنها را، به جای ایجاد یک سیستم ایمنی قوی، برای تولید مثل به کار میبرد.
این نتایج شامل سالها تحقیق پر زحمت بود که در آن دکتر هان و همکارانش پایگاههای اطلاعاتی زیستمحیطی و مطالعات علمی را به دنبال دادههای مفید جستجو کردند. اخیرا، محققان این کار را با ساختن پایگاههای اطلاعاتی که به صراحت برای آموزش رایانهها درباره ویروسها و میزبانهای آنها طراحی شدهاند، سرعت بخشیدهاند.
به عنوان مثال در ماه مارس دکتر کارلسون و همکارانش از یک پایگاه داده دسترسی آزاد به نام "VIRION" رونمایی کردند. در این پایگاه داده نیم میلیون اطلاعات در مورد ۹۵۲۱ ویروس و ۳۶۹۲ میزبان حیوانی آنها جمعآوری شده است. اطلاعات آن نیز همچنان در حال افزایش است.
پایگاههای دادهای مانند VIRION اکنون امکان پرسیدن سوالات متمرکزتر در مورد همهگیریهای جدید را فراهم میکند. زمانی که همه گیری کووید شیوع پیدا کرد، سریع مشخص شد که ویروس جدیدی به نام کروناویروس سندرم حاد تنفسی ۲ باعث ایجاد آن شده است. دکتر کارلسون، دکتر هان و همکارانشان برنامههایی را برای شناسایی حیواناتی که به احتمال زیاد پناهگاه کروناویروس جدید هستند ایجاد کردند.
کروناویروس سندرم حاد تنفسی ۲ متعلق به گروهی از گونهها به نام بتاکروناویروسها (betacoronaviruses) است که شامل ویروسهایی است که باعث همهگیری سارس و مرس در بین انسانها شدهاند. در بیشتر موارد، بتاکروناویروسها خفاشها را آلوده میکنند. زمانی که کروناویروس سندرم حاد تنفسی ۲ در ژانویه ۲۰۲۰ کشف شد، ۷۹ گونه خفاش حامل آنها شناخته شدند. اما دانشمندان به طور سیستماتیک تمام ۱۴۴۷ گونه خفاش را برای بررسی بتاکروناویروس جستجو نکردهاند و تکمیل چنین پروژهای سالها طول میکشد.
دکتر کارلسون، دکتر هان و همکارانشان با ارائه دادههای بیولوژیکی در مورد انواع مختلف خفاشها و رژیم غذایی آنها، طول بالهایشان و غیره در رایانهشان مدلی را ایجاد کردند که میتواند پیشبینیهایی درباره خفاشهای حامل ویروس ارائه دهد. آنها بیش از ۳۰۰ گونه را پیدا کردند که با این شرایط سازگار بود.
از آن پیشبینی در سال ۲۰۲۰، محققان در واقع بتاکروناویروسها را در ۴۷ گونه خفاش پیدا کردهاند که همه آنها در فهرستهای پیشبینی ایجاد شده توسط برخی از مدلهای رایانهای که برای مطالعه خود ساخته بودند، قرار داشتند.
"دنیل بکر"(Daniel Becker) بوم شناس بیماری در دانشگاه اوکلاهاما که همچنین روی مطالعه بتاکرونا ویروس مطالعه میکرد، گفت اینکه ویژگیهای ساده مانند اندازه بدن میتواند منجر به پیش بینیهای قدرتمند در مورد ویروسها شود، شگفت انگیز است.
دکتر "پراناو پاندیت"(Pranav Pandit) همهگیر شناس دانشگاه کالیفرنیا در دیویس، نظر داد که این مدلها بسیار در حال پیشرفت هستند و وقتی روی ویروسهایی که به خوبی مطالعه شدهاند آزمایش شوند، به طور قابلتوجهی بهتر از مواقع تصادفی عمل میکنند، ولی او گفت: در مرحلهای نیستیم که بتوانیم به آن نتایج تکیه کنیم و هشداری دهیم و به دنیا بگوییم این یک ویروس مشترک بین انسان و حیوان است.
"ناردوس مولنتز"(Nardus Mollentze ) ویروس شناس محاسباتی در دانشگاه گلاسگو و همکارانش روشی را ایجاد کردهاند که میتواند دقت مدلها را به طور قابل توجهی افزایش دهد. مدلهای آنها به جای نگاه کردن به میزبانهای ویروس، به ژنهای آن نگاه میکند. میتوان به رایانه آموزش داد که ویژگیهای ظریف ژنهای ویروسهایی را که میتوانند انسان را آلوده کنند، تشخیص دهد.
دکتر مولنتز و همکارانش در اولین گزارش خود در مورد این تکنیک، مدلی را توسعه دادند که میتوانست ویروسهای آلوده کننده انسان را به درستی در بیش از ۷۰ درصد مواقع تشخیص دهد. به گفته او سلولهای ما میتوانند ژنهای خارجی را تشخیص دهند و زنگ خطر را به سیستم ایمنی بدن ارسال کنند. ویروسهایی که میتوانند سلولهای ما را آلوده کنند ممکن است توانایی تقلید دی.ان.ای خود را به عنوان نوعی استتار ویروسی داشته باشند. هنگامی که آنها این مدل را برای ویروسهای حیوانی به کار بردند، فهرستی از ۲۷۲ گونه در معرض خطر بالای همه گیری را ایجاد کردند.
"امی د ویت"(Emmie de Wit) ویروس شناس آزمایشگاه Rocky Mountain در همیلتن مونتانا که بر تحقیقات بر روی ویروس کرونا جدید، آنفلوآنزا و سایر ویروسها نظارت میکند، گفت که او و همکارانش باید راهی برای شناسایی بدترین ژنها در میان ویروسهای حیوانی بیابند.
دکتر مولنتز برای پیگیری مطالعه اولیه خود با دکتر کارلسون و همکارانش برای ادغام دادههای مربوط به ژنهای ویروسها با دادههای مربوط به زیستشناسی و بومشناسی میزبانها کار میکند. محققان نتایج امیدوارکنندهای از این رویکرد به دست آوردهاند.
انواع دیگر دادهها ممکن است پیش بینیها را حتی بهتر کنند. به عنوان مثال یکی از مهمترین ویژگیهای ویروس، پوشش مولکولهای قند روی سطح آن است. ویروسهای مختلف در نهایت با الگوهای متفاوتی از مولکولهای قند ایجاد میشوند و این ترتیب میتواند تاثیر زیادی بر موفقیت آنها داشته باشد. برخی از ویروسها میتوانند از این روکش مولکولی برای پنهان شدن از سیستم ایمنی میزبان خود استفاده کنند. در موارد دیگر، ویروس میتواند از مولکولهای قند خود برای اتصال به سلولهای جدید استفاده کند و باعث ایجاد عفونت جدید شود.
در این ماه، دکتر کارلسون و همکارانش مطالعهای را به صورت آنلاین منتشر کردند که در آن تاکید کردند که یادگیری ماشینی ممکن است بینشهای زیادی از پوشش قندی ویروسها و میزبانهای آنها به دست آورد. دکتر کارلسون گفت: حس اصلی من این است که ما خیلی بیشتر از آنچه فکر میکنیم اطلاعات داریم.
او خاطرنشان کرد که مدلها تاکنون عمدتا بر روی پتانسیل یک پاتوژن برای آلوده کردن سلولهای انسانی تمرکز کردهاند. قبل از ایجاد یک بیماری جدید انسانی، یک ویروس نیز باید از فردی به فرد دیگر سرایت کند و در طول مسیر علائم جدی ایجاد کند. او منتظر نسل جدیدی از مدلهای یادگیری ماشینی است که بتواند آن پیشبینیها را نیز انجام دهد.
او گفت: آنچه ما واقعا میخواهیم بدانیم لزوما این نیست که کدام ویروس میتواند انسان را آلوده کند، بلکه این است که کدام ویروس میتواند باعث شیوع بیماری شود. بنابراین این واقعا گام مهم بعدی است که ما باید آن را کشف کنیم.
نتایج یک بررسی نشان میدهد: کمبود ویتامین D به طور مستقیم با خطر بروز زوال عقل مرتبط است.
زوال عقل یکی از علل اصلی ناتوانی و وابستگی در میان سالمندان سراسر جهان است که با افزایش سن قدرت تفکر و رفتار آنان را تحت تاثیر قرار میدهد اما آیا میتوان از بروز این بیماری جلوگیری کرد؟
اولین مطالعه جهانی در دانشگاه استرالیای جنوبی می تواند این موضوع را به واقعیت تبدیل کند زیرا تحقیقات ژنتیکی جدید حاکی از ارتباط مستقیم بین زوال عقل و کمبود ویتامین D است.
متخصصان با بررسیهای انجام شده در مورد ارتباط این ویتامین و خطر زوال عقل دریافتند: سطح پایین ویتامین D با حجم کمتر مغز و افزایش خطر زوال عقل و سکته مرتبط است همچنین تجزیه و تحلیل ژنتیکی از اثر علّی کمبود ویتامین D و زوال عقل حمایت می کند.
به گفته متخصصان در برخی از جمعیت ها میتوان با افزایش سطح طبیعی ویتامین D موارد زوال عقل را تا ۱۷ درصد کاهش داد.
به گزارش مدیکال اکسپرس، زوال عقل یک اختلال مزمن یا پیشرونده است که منجر به تحلیل رفتن عملکرد شناختی می شود. حدود ۴۸۷ هزار و ۵۰۰ نفر از مردم استرالیا به زوال عقل مبتلا هستند و دومین عامل مرگ و میر در این کشور به حساب می آید همچنین در سراسر جهان، بیش از ۵۵ میلیون نفر به زوال عقل مبتلا هستند و هر ساله ۱۰ میلیون مورد جدید تشخیص داده می شود.
عصر ایران - تحقیقات جدید نشان می دهند که نگهداری از گربه به عنوان حیوان خانگی در دوران کودکی با افزایش ریسک ابتلا به اختلالات روحی- روانی مانند روان پریشی در بزرگسالی مرتبط است! البته لازم به ذکر است که چنین ارتباطی بیشتر در جنس مذکر دیده شده است و در خصوص گربه هایی صدق می کند که به محیط بیرون از خانه رفت و آمد دارند.
بر اساس مطالعاتی که نتایج آنها توسط وب سایت ارائه دهنده اطلاعات پزشکی به متخصصان تحت عنوان مد اسکیپ منتشر شده است، پسر بچه های صاحب "گربه های بیرون رو" در مقایسه با همتایان خود که در دوران کودکی گربه نداشتند و یا گربه آنها تمام زمان خود را در محیط خانه حضور داشته، ریسک تجربه اختلالات روانی بیشتری را در بزرگسالی از خود نشان دادند.
البته مقصر اصلی این داستان خود گربه ها نیستند، بلکه قرار گرفتن در معرض انگل اجباری درون سلولی توکسوپلاسما گوندی (T. gondii) مسبب همه چیز است. توکسوپلاسما انگلی است که به طور معمول توسط جوندگان حمل و گاهی اوقات در مدفوع گربه ها نیز یافت می شود.
پژوهش های انجام شده به شواهد مختلفی استناد می کنند که قرار گرفتن در معرض T. gondii را یک عامل خطر احتمالی برای اسکیزوفرنی و سایر اختلالات روان پریشی در آینده معرفی کرده اند.
بر اساس مقاله ای که از طریق مجله تحقیقات روانپزشکی در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است، هرچند موارد مذکور در مجموع شواهد محدودی را شکل می دهند اما باز هم ممکن است به عنوان بخشی از ترکیب عوامل خطرساز منجر به وخامت بیشتر روان پریشی شوند.
در واقع حتی اگر میزان خطر در سطح فردی کم باشد، گربه ها و توکسوپلاسما گوندی در تمام ابعاد جامعه ما حضور دارند و همین موضوع می تواند احتمال و دفعات برخورد را افزایش دهد.
انگل T. gondii حدود 30 درصد از جمعیت انسان ها را آلوده می کند و معمولا توسط گربه ها منتقل می شود. بیشتر عفونت ها بدون علامت هستند، اما این انگل می تواند باعث بیماری عفونی توکسوپلاسموز در انسان شود که با افزایش خطر اسکیزوفرنی، اقدام به خودکشی و اخیرا هم اختلالات شناختی خفیف در ارتباط است.
اگرچه برخی از مطالعات ارتباط بین مالکیت گربه و افزایش خطر ابتلا به بیماری های روانی را خصوصا در آقایان نشان می دهند، اما همچنان به بررسی های علمی بیشتری در این حیطه نیاز است.
در یکی از مطالعات به منظور تجزیه و تحلیل ارتباط مد نظر، 2206 فرد 18 تا 40 ساله تحت ارزیابی روانشناختی با هدف جمع آوری اطلاعات در مورد مالکیت گربه در هر زمانی بین تولد تا سن 13 سالگی و شکارچی (گربه هایی که اجازه بیرون رفتن وشکار جوندگان را داشتند) و غیرشکارچی (گربه هایی که منحصرا در داخل خانه زندگی می کردند) بودن گربه ها قرار گرفتند.
همچنین از شرکت کنندگان در مورد تعداد جابجایی های محل زندگی بین تولد تا سن 15 سالگی، تاریخ و محل تولد، سابقه ضربه به سر در تمام طول زندگی و همچنین سابقه مصرف دخانیات سوال شد.
مالکیت گربه شکارچی در مقایسه با نداشتن گربه یا گربه غیرشکارچی، با خطر روان پریشی بالاتر در شرکت کنندگان مذکر مرتبط بود. هنگامی که محققان ضربه به سر و جابجایی محل سکونت را به مالکیت گربه های شکارچی اضافه کردند، خطر روان پریشی در هر دو دسته مردان و زنان افزایش یافت.
مستقل از مالکیت گربه، سن کمتر، بیش از سه بار سابقه تغییر محل سکونت در دوران کودکی، تجربه ضربه به سر و سیگاری بودن نیز همگی با خطر روان پریشی بیشتر مرتبط بودند.
دکتر سوزان کینگ، استاد روانپزشکی دانشگاه مک گیل در توضیح تفاوت های جنسیتی در زمینه ابتلا به روان پریشی صاحبان گربه های شکارچی اشاره می کند: بر اساس بررسی مدل های حیوانی به نظر می رسد که اثرات عصبی زیست شناختی قرار گرفتن در معرض انگل، در آقایان شدیدتر باشد. به همین علت ریسک روان پریشی در دوران بزرگسالی در پسر بچه هایی که گربه شکارچی داشته اند، بالاتر از دختر بچه ها گزارش شده است.
این مطالعه از آن جهت جالب و مورد توجه است که برای اولین بار قرار گرفتن در معرض گربه های بیرون رو یا همان شکارچی و گربه های کاملا خانگی را به صورت جداگانه از یکدیگر بررسی می کند و همانطور که تفسیر شد، نتایج فقط برای گربه های شکارچی مثبت بود. البته این پژوهش محدودیت هایی هم داشت، از جمله طراحی گذشته نگر آن و استفاده از پرسشنامه خود گزارش دهی برای ارزیابی تجربیات روان پریشی در بزرگسالی.
در هر صورت با وجود یافته های ضد و نقیض و لزوم طراحی و اجرای مطالعات دقیق تر، مرکز کنترل و پیشگیری بیماری آمریکا توصیه می کند که هر روز جعبه خاک گربه را مجددا با خاک جدید پر کنید تا خطر عفونت T. gondii را کاهش دهید.
همچنین لازم است به گربه ها تنها غذاهای کنسرو شده، خشک تجاری و یا گوشت هایی که به خوبی پخته شده اند داده شود. تغذیه آنها با گوشت خام یا نیم پز می تواند حضور T. gondii را در مدفوع گربه افزایش دهد.
توجه به این نکته ضروری است که مدفوع گربه تنها منبع عفونت T. gondii نیست. انسان می تواند از طریق مصرف گوشت های نپخته یا آلوده و در عین حال نوشیدن آب آلوده به این انگل مبتلا شود.
روسای جهانی بهداشت هشدار دادند که ویروسهای حشرات مانند زیکا و تب دنگی میتوانند عامل همهگیری بعدی باشند.
به گزارش بهداشت نیوز به نقل از دیلیمیل، روسای جهانی بهداشت هشدار دادند که ویروسهای حشرات مانند زیکا و تب دنگی میتوانند عامل همهگیری بعدی باشند.
ببر آسیایی (پشه آئدس) عامل انتقال ویروس تب دِنگی به انسان
تب دِنگی نام یک بیماری ویروسی که این بیماری از طریق پشهای به نام پشه آئدس به انسان منتقل میشود.
این پشه که به ببر آسیایی مشهور شده در مناطق استوایی جهان بهویژه آسیای جنوب شرقی از جمله مالزی وجود دارد.
این بیماری اخیراً گسترش زیادی یافته و تلفات انسانی زیادی برجای گذاشته است. علائم این بیماری سردرد، کمردرد و پشت درد، تب معمولاً شدید و در برخی موارد خارش و جوش در قسمتهای مختلف بدن است.
ویروس زیکا نام یک ویروس از خانواده فلاویویریده است و از پشه به انسان منتقل میشود.
ابتلا به این ویروس بیشتر در نقاطی از آفریقا و آسیای جنوب شرقی دیده شدهاست.
پشۀ عامل انتقال ویروس زیکا به انسان
سازمان جهانی بهداشت معتقد است ویروسهای منتقل شده توسط حشرات میتواند همه گیری جهانی بعدی باشد؛ پاتوژنهایی مانند ویروس زیکا توسط بندپایانی مانند پشهها و کنهها پخش میشوند.
کارشناسان به دنبال ایجاد استراتژیهایی برای جلوگیری از تکرار کووید-۱۹ هستند.
سیلوی برایاند، مدیر تیم آمادگی جهانی برای خطرات عفونی در سازمان جهانی بهداشت میگوید: «ما دو سال از همهگیری کووید-۱۹ را پشت سر گذاشتهایم و به سختی آموختهایم که آمادگی کافی برای رویدادهای پرتأثیر چقدر مهم است».
از سال ۲۰۱۶ بیش از ۸۹ کشور با شیوع زیکا مواجه شده اند، در حالی که خطر ابتلا به تب دنگی از اوایل دهه ۲۰۰۰ در حال افزایش بوده است.
عصر ایران - سیر با نام علمی Allium sativum به صورت گسترده به عنوان طعم دهنده در آشپزی استفاده می شود، اما طی تاریخ باستان و مدرن نیز در قالب یک ترکیب دارویی قوی و موثر کاربرد داشته است. سیر از دیرباز برای پیشگیری و درمان انواع ناخوشی های جزئی و بیماری ها مصرف می شود و تا به امروز نیز اثرگذاری مطلوبی از خود برجای گذاشته است.
این گیاه متعلق به جنس Allium است و به پیاز، پیازچه، تره فرنگی و موسیر نزدیک است. هزاران سال است که انسان از سیر برای مقاصد مختلف سود می برد. برای نمونه مصریان، یهودیان، یونانیان و رومیان باستان سیر را همچون نوشدارو میدانستند.
گفتنی است که این ترکیب یکی از مواد طبیعی محبوب نزد مردم چین هم به شمار می رود. از آن جایی که تمایل به مصرف سیر در میان آنها بسیار بالاست، موارد سرطانی محدودی در این جمعیت دیده شده است.
در تاریخ در خاورمیانه، شرق آسیا و نپال، سیر در درمان برونشیت، فشار خون بالا، سل، اختلالات کبدی، اسهال خونی، نفخ، قولنج، کرم های روده ای، روماتیسم و دیابت جایگاه مهمی داشته است. حتی گفته می شود که ورزشکاران یونانی پیش از مسابقات المپیک یک دوره طولانی سیر مصرف می کردند.
در حال حاضر سیر به گستردگی برای یک سری از بیماری های مرتبط با سیستم قلبی- عروقی از جمله تصلب شرایین، کلسترول بالا، حملات قلبی، بیماری عروق کرونر قلب و فشار خون بالا استفاده می شود.
امروزه برخی افراد از سیر برای پیشگیری از انواع سرطان ها مانند سرطان ریه، پروستات، سینه، معده، رکتوم و روده بزرگ استفاده می کنند. البته لازم به ذکر است که فقط برخی از این کاربردها توسط تحقیقات علمی معتبر پشتیبانی می شوند و مابقی آنها بیشتر یافته های طب سنتی و تجربی هستند.
یکی از مطالعات منتشر شده در مجله سم شناسی غذایی و شیمیایی هشدار می دهد که حرارت دادن حتی به صورت کوتاه مدت، اثرات ضد التهابی عصاره سیر خام تازه را کاهش می دهد. این موضوع ممکن است برای افرادی که طعم و بوی سیر تازه را دوست ندارند یا نمی توانند آن را تحمل کنند، مشکل ساز باشد.
و اما برخی از مزایای سیر که توسط پژوهش های علمی مورد بررسی قرار گرفته اند:
بر اساس مطالعه ای که توسط مرکز کنترل و پیشگیری بیماری چین انجام شد، افرادی که حداقل دو بار در هفته طی یک دوره مطالعاتی 7 ساله سیر خام مصرف می کردند، 44 درصد کمتر در معرض خطر ابتلا به سرطان ریه بودند.
محققان در این مطالعه که به وسیله مجله تحقیقات پیشگیری از سرطان منتشر شده است، با 1424 بیمار مبتلا به سرطان ریه و 4543 فرد سالم مصاحبه حضوری انجام دادند. از آنها در مورد رژیم غذایی و سبک زندگی از جمله مصرف سیر و استعمال سیگار سوال شد.
آنها با توجه به نتایج جمع آوری شده توضیح دادند: "ارتباط محافظتی بین مصرف سیر خام و سرطان ریه با الگوی دوز- پاسخ مشاهده شده است که نشان می دهد سیر به طور بالقوه به عنوان یک عامل پیشگیری کننده شیمیایی برای سرطان ریه عمل می کند."
تیمی از محققان اقامتگاه پزشکی خانواده سنت جوزف ایندیانا، پژوهشی با عنوان «درمان سرماخوردگی در کودکان و بزرگسالان» انجام داده اند که در مجله پزشک خانواده آمریکایی منتشر شده است.
طبق یافته ها "استفاده پیشگیرانه از سیر ممکن است دفعات سرماخوردگی را در بزرگسالان کاهش دهد، اما تاثیری بر طول مدت علائم ندارد." استفاده پیشگیرانه به معنای خوردن منظم آن برای پیشگیری از بیماری است.
هرچند تحقیقاتی وجود دارند که نشان می دهند سیر خام بیشترین فواید را دارد، اما مطالعات دیگر هم مصرف کلی آن را چه به صورت خام و چه پخته بررسی کرده و به فواید مشابهی دست یافته اند. بنابراین با وجود آن که مزایای سیر خام بسیار بیشتر است، اما در صورت عدم تمایل می توانید آن را به شیوه های دیگری (پخته شده) نیز میل کنید.
با استناد به مطالعه ای که در مجله شیمی درمانی ضد میکروبی منتشر شده است، یکی از ترکیبات موجود در سیر به نام دی آلیل سولفید 100 برابر موثرتر از دو آنتی بیوتیک محبوب در مبارزه با کامپیلوباکتر بوده است.
این باکتری یکی از شایع ترین علل عفونت های روده ای است و دست یابی به چنین یافته هایی می تواند در درمان انواع بیماری ها بسیار نوید بخش باشد.
سیر ممکن است حاوی مواد شیمیایی محافظ قلب باشد. محققان دانشکده پزشکی دانشگاه اموری دریافته اند که دی آلیل تری سولفید، یکی از ترکیبات موجود در روغن سیر به محافظت از قلب طی اعمال جراحی و همچنین پس از حملات قلبی کمک می کند. آنها معتقدند که دی آلیل تری سولفید می تواند به عنوان درمانی موثر برای نارسایی قلبی مد نظر قرار گیرد.
دیده شده که گاز سولفید هیدروژن از قلب در برابر آسیب های معمول محافظت می کند. با این حال، گاز مذکور یک ترکیب فرار است و استفاده از آن به عنوان استراتژی درمانی دشوار خواهد بود.
به همین دلیل دانشمندان تصمیم گرفتند که بر دی آلیل تری سولفید در قالب راهی مطمئن تر به منظور رساندن مزایای سولفید هیدروژن به قلب تمرکز کنند.
در تحقیقاتی که با استفاده از موش های آزمایشگاهی صورت گرفت، مشخص شد: پس از حمله قلبی موش هایی که دی آلیل تری سولفید دریافت کرده بودند، در مقایسه با موش های گروه کنترل 61 درصد آسیب قلبی کمتری را تجربه کردند.
بر اساس مطالعه دیگری که توسط مجله شیمی کشاورزی و غذایی منتشر شده است، دانشمندان دریافتند که روغن سیر ممکن است به محافظت از بیماران دیابتی مقابل کاردیومیوپاتی نیز کمک کند.
کاردیومیوپاتی علت اصلی مرگ و میر میان بیماران دیابتی است. این یک بیماری مزمن میوکارد است که در آن عضله قلب به طور غیر طبیعی ضخیم، بزرگ و سفت می شود.
تیم مذکور در ادامه موش های آزمایشگاهی دیابتی را تحت تغذیه با روغن سیر و روغن ذرت قرار دادند. آنهایی که با روغن سیر تغذیه می شدند، نسبت به حیوانات دیگر تغییرات قابل توجهی مرتبط با محافظت در برابر آسیب قلبی را نشان دادند.
محققان مطالعه نوشتند: "در نتیجه، روغن سیر دارای پتانسیل قابل ملاحظه ای برای محافظت از قلب در برابر کاردیومیوپاتی ناشی از دیابت است."
با این حال در راستای تایید قطعی این دسته از یافته ها، به مطالعات انسانی بیشتری نیاز خواهد بود.
از جمله دیگر فواید فوق العاده سیر می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- مبارزه با سرطان مغز
- استئوآرتریت مفصل ران
- کاهش کلسترول و فشار خون
- سرطان پروستات