تنظیم توسط خانم نگین فرمانی در سایت پارک دانش
برای حفظ حقوق سایت مطابق قانونش برای مطالعه به آنجا مراجعه شود
منابع مالی محدود و نداشتن سرمایهی اولیه زیاد، موانعی مشترک در بین بسیاری از علاقمندان به کسب و کار است؛ اما این محدودیت بدین معنی نیست که برای شروع کارآفرینی گزینههای دیگری وجود ندارد! اگر شما ترکیبی مناسب از مهارت، اخلاق و دانش بازاریابی داشته باشید، شروع کسب و کار با پول بسیار کم نیز امکانپذیر است.
به عقیدهی کریس گییبو (Chris Guillebeau) نویسندهی کتاب استارتاپ ۱۰۰ دلاری، برای موفق شدن در یک پروژهی کسب و کار، بهخصوص پروژهای که برای راهاندازی آن ذوق و شوق دارید، فکر کردن دقیق به آن دسته از مهارتهایتان که میتواند برای حل مشکلی از دیگران مفید باشند، بهویژه فکرکردن برای یافتن راهی جهت ترکیب آن مهارتها، اهمیت زیادی دارد.
اگر به کارآفرینی علاقمندید و برای شروع کسب و کار شخصی خود ذوق و شوق دارید ولی نگران نداشتن پول کافی برای شروع هستید، این پنج گزینه را مدّ نظر قراردهید:
۱. چیزی بسازید.
اگر در ساختن عروسک، مجسمه، لوازم دکوری، اپلیکیشن و هر چیز دیگری مهارت دارید گزینهی اول شما برای کارآفرینی استفاده از این مهارتتان است. بله، ساختن هر چیزی هزینههای اولیهای دربرخواهدداشت، اما معمولاً این هزینههای آنقدر هنگفت نیست که نیاز به سرمایهی اولیهی آنچنانی داشتهباشد. از طرفی، چون برای ساختن اینگونه محصولات یا خدمات نیاز به اجازهی دفتر کار ندارید، هزینهی فرآیند تولید خیلی زیاد نخواهدشد و در نتیجه بخش زیادی از درآمد شما از فروش این محصولات سود خالص خواهدبود. تصمیم اینکه چه چیزی بسازید بر عهدهی خودتان است، اما برای فروش محصولات گزینههای زیادی در اختیار دارید.
اگر تمایل به فروش فیزیکی محصولات داشته باشید میتوانید به سراغ مغازهها و فروشگاههای محله یا شهر خود بروید و یا مستقیماً به آنها بفروشید یا قفسهای از آن فروشگاه را اجاره کنید و محصولات خود را در آن قراردهید و یا محصولات خود را در فروشگاهها عرضه کنید و درصد مشخصی از فروش محصولات را به صاحب فروشگاه بدهید. به لطف اینترنت این روزها فروش محصولات راحتتر از قبل شده و میتوانید محصولات تولیدی خود را بهصورت آنلاین نیز در معرض دید مشتریان قراردهید. مکانهای زیادی برای فروش آنلاین کالای دستساز شما وجود دارد:
بسیاری از صاحبان کسب و کار محصولات خود را در سکوهای مختلفی برای فروش میگذارند تا به بهترین شکل در معرض دید قرار بگیرند. مهم این است که حواستان به به روز بودن انبار در سایتهای مختلف باشد. اگر میخواهید بیشتر دربارهی روشهای فروش محصولات دست ساز بدانید این پست Lifehacker را چک کنید.
۲. واسطهگری در فروش یک کالا یا خدمات
اگر به هر دلیل قصد ساختن چیزی را ندارید، میتوانید واسطهی فروش کالا یا خدمات دیگران باشید و از این راه کسب درآمد کنید. بسیاری از صاحبان کسب و کار با دوبارهفروشی (واسطهگری) محصولاتی که قبلاً توسط شخص یا کمپانی دیگری ساخته شدهاند، کسب و کارهای بزرگی زاهاندازی کردهاند. اینکار میتواند از راهها و کانالهای مختلف انجام شود:
- دراپشیپینگ (Drop shipping)
دراپ شیپینگ یکی از روشهای خردهفروشی و از تکنیکهای مدیریت زنجیرهی ارزش است که در آن شخص یا کمپانی خردهفروش بدون انبارکردن محصولات (و بهطور کل بدون داشتن انبار) سفارش را از مشتری گرفته و برای تولیدکننده یا عمدهفروش ارسال میکند و از این طریق کالا را یکراست از انبار دیگران برای مشتری ارسال میکند.
اگر به این روش علاقه دارید، یک فروشگاه آنلاین درست کنید (قالبهای آمادهی وبسایتهای اینترنتی اینگونه فروشگاهها با هزینههای مناسبی قابل دسترس است.) و با شرکتهایی که خدمات دراپ شیپینگ بهخصوص امور مربوط به پذیرش سفارش را برای شما انجام میدهند شریک شوید. بهعنوان مثال، Shopify که یک بستر تجارت الکترونیک آنلاین است، راهنمای خوبی برای دراپشیپینگ دارد.
- فروشگاههای ارزان قیمت و حراجهای گاراژی
اگر از آن دسته از افراد تیزبین باشید و احیاناً اهل خرید و فروش اجناس دستدوم باشید میدانید که اینجور اجناس را کجا میتوانید پیداکنید. میتوانید در فروشگاههای دست دوم فروشی، آنتیک فروشیها، بازارهای دستدوم فروشی و حراجهای خانگی محصولات جالبی را پیدا کنید و آنها را با بهایی بیشتر از آنچه خریدهاید در فروشگاه اینترنتی خود بهصورت آنلاین بفروشید. یک مثال موفق اینکار صوفیا آموروسو، مؤسس Nasty Gal است. آموروسو شروع به خرید و بازفروش لباسهای قدیمی و خاص در eBay کرد، و شرکتش تا حدی رشد کرد که در سال ۲۰۱۱ بیست و چهار میلیون دلار درآمد داشت و بیش از ۲۰۰ کارمند استخدام کرد. کتاب او "دختررئیس"، نگاهی الهامبخش به شروع کار او دارد.
۳. خدمات بفروشید.
یک راه دیگر برای شروع کسب و کار و کارآفرینی با حداقل سرمایه، فروش خدمات به جای یک محصول فیزیکی است. تنوع خدماتی که میتوانید ارائه دهید به پیشزمینه، مهارتها و علایق شما بستگی دارد.
بعضی خدمات مستلزم مدارج تحصیلی بالا هستند، مثل حسابداری، و برخی دیگر تنها دانشی ابتدایی برای انجام کار لازم دارند (مثل مراقبت از کودکان در منزل، چمنزنی، رانندگی و ...).
اگر تصمیم گرفتید از طریق استفاده از مهارتهای شخصی خود از راه فروش خدمات کارآفرینی کنید، یکی از مهمترین مسائل، تهیه یک برنامهی برای ساخت و تقویت نام تجاری شماست. باید مطمئن شوید اسم شما و نام تجاری کسب و کارتان در مقابل دیدگان مشتریان بالقوهی شما قرار میگیرد. از شبکههای اجتماعی و روشهای کمهزینهی دیگر برای تقویت نام تجاری خود استفاده کنید.
داشتن وبسایت راهی مفید برای نشان دادن نمونه کارهای شما به مشتریان و حتی سرمایهگذاران است. تجارب و سوابق خود را لیست کنید، و دربارهی صنعت یا حوزهای که در آن فعالیت میکنید وبلاگنویسی را آغاز کنید تا به مرور بازدیدکننده جلب کنید.
۴. معاملات کالا به کالا، خدمات با خدمات!
برای کارآفرینان جوانی که با کمترین سرمایه کسب و کار خود را راهاندازی میکنند استفاده از تمامی منابع موجود مهم است. اگر توانایی انجام خدماتی را برای سایر کسب و کارهای نوپا و کوچک دیگر دارید و آنها نیز میتوانند گوشهای از نیازهای شما را برآورده کنند، حتماً به سراغ آنها بروید و پیشنهاد همکاری دهید. شاید به این راحتی پاسخ مثبت دریافت نکنید، ولی چیزی را از دست نخواهیدداد. از مهارتهای خود برای کمک به دیگران استفاده کنید و مطمئن باشید نتیجهای که میخواهید را بهدست خواهیدآورد.
اگر کالا یا قطعاتی دارید که از آنها استفاده نمیکنید و جزو وسایل بیمصرف شماست، از کامپیوتر قدیمی گرفته تا قطعات الکترونیکی و ...، افرادی هستند که به آنها نیازمندند. از تمامی منابع خود استفاده کنید.
۵. از خدمات کم هزینه استفاده کنید.
در تمامی مراحل کارآفرینی، از آغاز تا مرحله رشد و توسعه، در کنار روشهای اثربخش و البته گرانقیمت، ابزارها و روشهای کمهزینه نیز وجوددارد. کافی است خلاق باشید و بابرنامه.
از طریق ابزارها و وبسایتهای متعدد در اینترنت میتوانید وبسایتی کمهزینه طراحی کنید و بدون پرداخت هزاران دلار به طراحان، سیستم خرید و فروش آنلاین ایجاد کنید.
شبکههای اجتماعی ابزاری ارزان قیمت است که به شما این امکان را میدهد که با میلیونها کاربر در ارتباط بشوید. از عکسها، نوشتهها و ویدئوهای خلاقانه و پرطرفدار استفاده کنید، محتوای مناسب خلق کنید و برای خود نام و نشان معتبر ایجاد کنید.
شروع کسب و کار مستلزم ابتکار و شوق و ذوق برای ایدهایست که در سر دارید. وقتی کاری که از انجامش لذت میبرید را پیدا کنید، احتمال یافتن راهی که همه چیز را درست و مرتب کند بیشتر میشود. پس اگر به کارآفرینی علاقمندید یک ایدهی مناسب برای شروع کار پیداکنید. ایدهای که مشکلی از مشتریان را برطرف کند. ایدهای که شما را به هیجان بیاورد! کارآفرینی از آنجا آغاز میشود.
منبع: Entrepreneur | ترجمه: روزآفرین
هوش مصنوعی و الگوریتم ژنتیک ابزارهای مدل سازی کسب و کار
تنظیم توسط خانم نگین فرمانی در سایت پارک دانش
برای حفظ حقوق سایت مطابق قانونش برای مطالعه به آنجا مراجعه شود
یکی از مواردی که روی بازده کاری کارمندان حداقل تا حدی تأثیرگذار است، حال و هوای محیط کار و اداره است. جایی که شاید حتی یک تغییر کوچک موجب بالا رفتن روحیه و انگیزهی بیشتر کارمندان شود. اما برای آن دسته که در منزل کارمیکنند، اوضاع تا حدی متفاوت است. طرحی که قصد بررسی آن را داریم، برای این گروه آماده شده است.
آن دسته از افرادی که در محیط خارج از منزل به کار مشغولند، محدودیت چندانی نداشته و در محل کار خود بسته به شرایط موجود، احساس راحتی میکنند. اما برای گروهی که در منزل به امور کاری خود مشغولند، اوضاع به گونهای دیگر است.
حتماً شما هم به خوبی از این نکته آگاهی دارید که حتی اگر اتاق یا فضایی مجزا در منزل را به کار اختصاص دهید، لاجرم از شرایط موجود در منزل تأثیر میپذیرید. رفت و آمد، سر و صدا و شلوغی بچهها حتی از مسافتی دور نیز ذهن را درگیر خود کرده و حواس را پرت میکند. حال فکر کنید اگر قرار باشد که روز تعطیل به کار خود برسید، چه پیش خواهد آمد؟ البته این شرایط تنها مختص افرادی که در منزل کار میکنند نیست و این مورد حتی در مورد کارمندانی که به دلیل کار سنگین و زمان اندک مجبورند بخشی از کار روزانه را با خود به منزل ببرند، نیز صدق میکند.
اینجاست که وجود یک فضای کاری مجزا که مناسب کار طراحی شده و از باقی بخشهای منزل جدا باشد، کاملاً احساس میشود.
این روزها انجام دادن بخش یا تمام کارها و فعالیتهای اداری در منزل به واسطهی ایجاد شرایط مناسب امکان پذیر شده است. قانون از این وضعیت حمایت کرده، تکنولوژی امکاناتش را در دسترس قرار داده و کارگزاران و مدیران اغلب از آن حمایت میکنند. حتماً پیش از این واژهی "دورکاری" را شنیدهاید، واژهای که اشارهای است ضمنی به این شیوه از کار. اکنون یک شرکت، اقدام به ساخت محیط کاری مدرن کرده که به نوعی یک دفتر کار مجهز و مجزا در منزل را در اختیار افراد قرار میدهد.
این فضای دنج و راحت که "OfficePOD"، نامیده میشود، از مزایای متنوعی برخوردار است. این دفتر کار مدرن به فرد امکان میدهد ضمن انجام کارهای خود، در زمانهای خاص، محیط کار خود را ترک کرده و سری هم به منزل بزند. یعنی شما هم از مزایای خاص کار در منزل بهره میبرید و هم با کار در یک محیط کاری مجزا، از عوامل حواس پرتی و مزاحمت خلاصی مییابید.
این محیط کاری هم به کارفرمایان و هم به کارمندان اجازه میدهد از آرامش بیشتری برخوردار بوده و بدون نیاز به رفت و آمدهای مکرر، هر یک در آرامش مسئولیت و وظایف خود را به انجام برسانند. با تلفیق موفق جذابیت ظاهری و کارایی، بیشک "OfficePOD"، انتخاب مناسبی برای آن دسته از افرادی است که به ظاهر و جزئیات محیط کار توجه کرده و کاهش هزینههای بیمورد و ارتقای سطح کاری خود را مد نظر قرار میدهند. چون حتی اگر از منظر اقتصادی نیز به این طرح بنگریم، مزایای کار به این شیوه در مقایسه با سیستم معمول و هزینههای سرسام آور دفاتر کاری، مقرون به صرفه و مناسب است. به علاوه این شرکت در صدد ساخت مدلهای دیگری از این طرح و مناسب برای برگزاری ملاقاتهای اداری یا قرارهای مصاحبه است که نسل جدیدی از دفاتر و محیطهای کاری در منزل را بنیان خواهند نهاد.
به علاوه میتوان این دفاتر را در هر منطقه و محل بدون استفاده قرار داده و از این نظر هیچ گونه محدودیتی وجود ندارد. حیاط، حیاط پشتی، پاسیو و هر نقطهی دیگر که از فضای کافی برخوردار است، محلی مناسب برای قرار گیری این محفظههای اداری مدرن هستند.
البته تمامی این موارد منوط به ایجاد شرایط مناسب کار در منزل، از جمله دسترسی آسان و سریع به منابع اطلاعاتی و استفاده از فناوریهای روز دنیا است که همهی ملزومات مورد نیاز را در اختیار فرد قرار داده و شبکهی ارتباطی مناسب و گستردهای را در دسترس او قرار میدهند.
آیا شما هم تجربهی کار در منزل داشتهاید؟ آیا شما هم دورهای از دورکاری را سپری کردهاید؟ کار در منزل چگونه است و آیا با این شیوه موافق هستید؟ و در پایان نظرتان پیرامون این دفتر کار مدرن و امروزی چیست؟
روی.ای.دیزنی: زمانی که می دانید ارزش هایتان چیست، تصمیم گرفتن دشوار نیست. گاهی ارزش ها همچون فرزندخوانده های برنامه ریزی استراتژیک هستند. مهمترین بخش های یک برنامه استراتژیک می تواند شامل دیدگاهی نتیجه محور -که به اهدافی مشخص تبدیل شده است، اقدامات و ابتکاراتی که از آن پشتیبانی می کند، باشد. از طرف دیگر ارزش ها می توانند کمی گیج کننده نیز باشند.
اغلب مردم فکر می کنند، ارزش ها در شرایط بد به کمک مردم می آیند، اما در عین حال دست و پاگیرند. ممکن است گاهی به کارگیری ارزش های تعریف کننده بیشتر مانند این باشد که از احساساتی فاخر پیروی می کنیم تا رفتاری آموزنده و روزمره. ادگار شین که عمری را صرف مطالعه فرهنگ و ارزش های سازمانی نموده است، میان ارزش های عقیدتی و فرضیات ضمنی به اشتراک گذاشته شده، تفاوت قائل می شود.
ارزش های عقیدتی آن دسته از مواردی هستند که ما می گوئیم به آنها اعتقاد داریم و فرضیات ضمنی به اشتراک گذاشته شده، فرضیات ناگفته در مورد شیوه بودن چیزهاست که در واقع رفتار ما را شکل می دهند. همه سازمان ها برای خود ارزش هایی دارند که صراحتاً و یا تلویحاً عنوان می شوند.
این نکته آخر بسیار مهم است. به طور مثال، Enron لیستی از چهار ارزش داشت که بسیار معقول به نظر می رسیدند: احترام، یکپارچگی، ارتباط و برتری. علاوه بر اینها چند ارزش دیگر نیز وجود داشت، مانند «سودهای دائم به هر صورت ممکن» که به صراحت عنوان نشده بودند، اما با این وجود، انگیزه اصلی رفتار مدیران بودند. این ارزش از دید عموم پنهان بود تا زمانی که دیگر دیر شده بود.
این نوع ارزش ها که حرف های قشنگی می زنند، اما در عمل رفتارهای ما را هدایت نمی کنند، اصطلاحاً lobbyware نامیده می شوند. این ارزش ها بر روی پلاکارد، زیبا به نظر می رسند؛ لیکن در هنگام تصمیم گیری هیچ کمکی نمی کنند. داشتن ارزشی مبتنی بر سود، هیچ اشکالی ندارد، اصلاً کسب و کارها اینگونه رشد می کنند و در طول زمان دوام می آوردند.
زمانی با مدیران اجرایی یک شرکت خصوصی کار می کردم و به آنها کمک می کردم تا به عنوان گام اول از 9 گام فرآیند شرکت، ارزش هایشان را تعریف نمایند. مدیر ارشد اجرایی، ارزش «سود» را پیشنهاد کرد. برخی از مدیران اجرایی وی کمی وحشت زده به نظر می رسیدند. آنها چارچوب ذهنی داشتند که در آن تمام ارزش ها باید «دلپسند» باشند و به نوعی تمرکز بر روی سود برای بیشتر کارکنان انگیزه بخش نیست. مدیر ارشد اجرایی اینگونه پاسخ داد که اگر ما سود نکنیم، کسب و کارمان نابود شده و همه ما کارمان را از دست می دهیم. به همین ترتیب در دنیای غیر انتفاعی (بدون سود) این شعار شنیده می شود «بدون سود، بدون هدف». و همه ارزش ها الزاماً ویژگی های انسانی نیستند، مانند کار گروهی، احترام و یا خدمت به جامعه.
ارزش ها مانند قطب نمایی هستند که هر دو جهت اخلاقی و عملی را نشان می دهند و بر تصمیم گیری و اقدامات روزمره تأثیر می گذارند. به طور مثال در یک شرکت با تفکر ناب (Lean company) مانند تویوتا ارزش ها می گویند: «برو به جایی که در عمل کار انجام می شود و حقایق را در آنجا پیدا کن» ، «مشوق تداوم باش» و «اتلاف را کاهش بده»؛ همه این ارزش ها بخشی از تأکیدی شدید بر روی پیشرفت مداوم و قابل اندازه گیری فرآیند است. در نهایت، ارزش ها نشان دهنده شخصیت سازمان بوده و جزء مهمی از فرهنگ سازمانی است؛ بخشی از دیدگاه بنیادی است که ما از آن به نام «ظرفیت سازمانی» یاد می کنیم.
به عنوان بخشی از این ظرفیت سازمانی، ارزش هایی که به وضوح بیان شده اند، می توانند راهی قدرتمند برای جذب و غربال نمودن کارمندان جدیدی باشد که با فرهنگ سازمانتان سازگاری دارند. و در آخر اینکه ممکن است ارزیابی نقاط قوت و ضعف یک سازمان، نمایانگر این مسئله باشد که ارزش های جاری مدیریت و نیروی کار آن سازمان -با آنچه که برای حرکت رو به جلو، به دست آوردن فرصت ها و یا تطبیق با تغییر، لازم دارند- سازگار نیست. در این صورت، به تمی استراتژیک نیاز داریم تا تغییری فرهنگی ایجاد نماید. ممکن است این تغییر فرهنگی برای رسیدن به دیگر اهداف سازمان ضروری باشد.