7741372575
واحد: تابحال تفسیرها و تطبیقهای احتمالی زیادی برای احادیث و مباحث آخرالزمان و ظهور امام زمان (عج) با وقایع هر زمان انجام شده است که بسیار با عدم قطعیت همراه است، همچنین همیشه همراه با نگرش نویسنده و گوینده نسبت به جهان و تفسیر و اطلاع او از واقعیتهای جهان است که می تواند با تحلیلها و تفسیرهای خواننده و شنونده موافق یا متفاوت باشد. تحلیل زیر نیز همینطور است. به نظر واحد باید تحلیلها و سخنان متفاوت را خواند و شنید و تفکر و تعقل کرد تا بتوان به تحلیل خود از واقعیتها و علوم مربوطه رسید. نوشته زیر با این نگرش قرار داده شده است.
انقلاب اسلامی و زمینه سازی ظهور (2) (از راسخون)
نویسنده: دکتر محمّد هادی همایون
4. انقلاب اسلامی و مقابله حزب شیطان
پینوشتها:
53-عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ بَشیرٍ الاَحْوَلِ عَن ابْنِ جَبَلَةَ عَن عِیسَی بْنِ اعْیَنَ عَنْ مُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ قالَ سَمِعْتُ ابا عَبدِاللهِ ع یَقُولُ مِن الامْرِ مَحْتُومٌ وَ مِنْهُ مَا لَیْسَ بِمَحْتُومٍ وَ مِنَ المَحْتُومِ خُرُوجُ السَّفْیانِیَّ فِی رَجَبِ(الغیبة للنعمانی)
ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الاَصَمِّ عَن ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ زُرارَةَ عَنْ حُمْرانَ بْنِ اَعْیَنَ عَنْ ابی جَعْفَرِ مَحَمَّدِ بْنَ عَلیٍّ ع فِی قَوْلِهِ تَعَالَی ثُمَّ قَضی اجَلاَ وَ اجَلٌ مُسَمَّی عِندَهُ قالَ اِنَّهُما أجَلانِ اجَلٌ مَحْتومٌ وَ اجَلٌ مَوْقُوفٌ قالَ لَهُ حُمْرانُ مَا الْمَحْتومُ قَالَ الَّذِی لَا یَکُونُ غَیْرُهُ قَالَ وَ مَا المَوْقُوفُ قَالَ هُوَ الَّذی للهِ فِیهِ الْمَشِیَّةُ قالَ حُمْرانُ اِنِّی لَاَرْجُو انْ یَکُونَ اجَلُ السُّفْیانِیِّ مِنَ الْمَوْقُوفِ فَقالَ ابُو جَعْفَرٍ ع لا وَ اللهِ اِنَّهُ مِنَ المَحْتُومِ بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الأطهار، ج52، ص 249
نیز در کتاب یاد شده از زراره از برادرش حمران بن اعین روایت می کند که امام محمّد باقر علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه ثُمَّ قَضَى أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ فرمود: اجل بر دوگونه است: اجل محتوم و اجل موقوف. حمران پرسید محتوم (حتمی) کدام است؟ فرمود: کاریست که جز آن نباشد، پرسید اجل موقوف چیست؟ فرمود: اجلی است که بسته به مشیت و خواست خداست. حمران گفت: من امیدوارم که آمدن سفیانی از اجل موقوف باشد. حضرت فرمود که به خدا از اجل-محتوم است.
54- برای نمونه ر.ک: کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص 651: عَنْ عُمَر بْنِ حَنْظَلَة قالَ سَمِعْتُ اَبَا عَبْدِ اللهِ ع یَقُولُ قَبْلَ قِیامِ القائِمِ خَمْسُ عَلاماتٍ مَحْتوماتٍ الْیَمانِیُّ وَ السُّفیانیُّ وَ الصَّیْحَةُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکیَّةِ وَ الخَسْفُ بِالبَِیدَاءِ.
از امام صادق علیه السّلام شنیدم که می فرمود: پیش از قیام قائم پنج نشانه خواهد بود که همگی از علامات محتوم است: یمانی و سفیانی و صیحه و کشتن نفس زکیه و فرورفتن زمین در بیداء.
55-این تعداد بنا بر برخی روایات که از عبارت «من المحتوم» استفاده کرده اند تا ده مورد قابل افزایش است. البته در این خصوص حتماً بایستی میان نشانه های ظهور و نشانه های قیات-که ظهور و قیام نیز یکی از آنها است-تفاوت قائل شد. با تبیینی که از جنبه مقدمیت ظهور برای قیامت ارائه شد، اشکالی ندارد که برخی نشانه های قیام را نیز در فهرست نشانه های قیامت ذکر کنیم. برای نمونه ر.ک:
(الغیبة للشیخ الطوسی) ابْنُ فَضّالِ عَن حَمَّادٍ عَنِ الُحسَیْنِ بْنِ المُخْتارِ عَن ابِی نَصْرٍ عَنْ عامِرِ بْنِ واثِلَةَ عَنْ امیرالمُؤمِنینَ ع قَال قَالَ رَسُولُ اللهِ ص عَشْرٌ قَبْلَ السَّاعَةَ لَا بُدَّ مِنْهَا السُّفیانیُّ وَ الدَّجالُ وَ الدُّخَانُ والدَّابَةُ وَ خُروُجُ القائِمِ وَ طُلوُعُ الشَّمْسِ مِن مَغْرِبِها وَ نُزُولُ عِیسیَ ع وَ خَسفٌ بِالمَشْرِقِ وَ خَسْفٌ بِجَزیرَةِ الْعَرَبِ وَ نارٌ تَخْرُجُ مِنْ قَعْرِ عَدَنَ تَسُوقُ النَّاسَ اِلَی الْمَحْشَر(بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الأطهار، ج52، ص 209)
عامر بن واثله از امیرالمؤمنین علیه السّلام روایت کرده که گفت: پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: علامت است که پیش از قیامت باید پدید آید: سفیانی، دجال، دخان، دابة الارض، قیام قائم، طلوع آفتاب از مغرب، فرود آمدن عیسی از آسمان، فرو رفتن زمین در شرق؛ فرو رفتن زمین درجزیرة العرب و آتشی که در قلب شهر عدن بیرون می آید و مردم را به محشر سوق می دهد.
عَنْ ابی عَبْدِ الله ع انَّهُ قالَ النِّدَاءُ مِنَ المَحْتُومِ وَ السُّفْیانِیُّ مِنَ المَحْتُومِ وَ الیَمَانیُّ مِنَ المَحْتُومِ و قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکیَّةَ مِنَ المَحْتومِ وَ کَفَُّ یَطلُعُ مِنَ السَّماءِ مِنَ المَحْتُومِ قَالَ وَ فَزْعَةُ فِی شَهْرِ رَمَضانَ تُوقِظُ النَّائِمَ وَ تُفْزِعُ الْیَقْظانَ وَ تُخْرِجُ الْفَتاةَ مِنْ خِدرِهَا(الغیبة للنعمانی، ص 253)
از ابی عبدالله (امام صادق) علیه السّلام که آن حضرت فرمود: نداء از حتمیّات است و سفیانیّ از حتمیّات است و یمانیّ از حتمیّات است و کشتن نفس زکیّه از حتمیّات است و کف دستی که از آسمان بیرون می آید از حتمیّات است. فرمود: و وحشتی در ماه رمضان که خفته را بیدار و بیدار را به وحشت اندازد و دوشیزگان را از پس پرده هاشان بیرون کشاند.
عَنِ الثُّمالیَّ قَالَ قُلْتُ لِابی عَبْدِ اللهِ ع اِنَّ ابَا جَعْفَرٍ ع کانَ یَقُولُ خُرُوجُ السُّفیانیَّ مِنَ المَحْتومِ وَ النِّداءُ مِنَ المَحْتُومِ وَ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنَ المَغْرِبِ مِنَ المَحْتومِ وَ أشیَاءُ کَانَ یَقُولُها مِنَ المَحْتومِ فَقالَ ابُو عَبدِاللهِ ع وَ اختِلاَفُ بَنِی فُلاَنٍ مِنَ المَحْتومِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکیَّهِ مِنَ المَحْتومِ وَ خُرُوجُ القائِمِ مِنَ المَحْتُومِ قُلْتُ وَ کَیْفَ یَکُونُ النِّداءُ قَالَ یُنَادِی مُنادٍ مِنَ السَّماءِ اوَّلَ النَّهارَ یَسْمَعُهُ کُلُّ قَوْمٍ بَالسِنَتِهمْ الّا اِنَّ الحَقَّ فِی عَلِیٍّ وَ شِیعَتِهِ ثُمَّ یُنَادِی اِبلیِسُ فِی آخرِ النَّهارِ مِنَ الأرضِ الّا اِنَّالحَقَّ فِی عُثْمانَ وَ شیعَتِهِ فَعِنْدَ ذلِکَ یَرْتابُ المُبْطِلون(بحار الأنوار لدرر أخبار الائمة الأطهار، ج52، ص 289)
حسن بن محبوب از ثمالی از حضرت صادق علیه السّلام روایت می کند که به آن حضرت عرض کردم: امام محمّد باقر علیه السّلام می فرمود: خروج سفیانی از امور حتمی است، و ندای آسمانی نیز از امور حتمی است، و طلوع خورشید از مغرب نیز از امور حتمی است و چیزهای دیگر که همه را می فرمود؛ از امور حتمی است. حضرت صادق علیه السّلام فرمود: و اختلاف بنی فلان (عباس) نیز حتمی است. عرض کردم: صدای آسمانی چگونه است؟ فرمود: اول روز گوینده ای از آسمان صدا می زند، به طوری که همه مردم با لغات مختلف خود را از آن می شنوند، و می گوید: آگاه باشید که حق در پیروی از علی و شیعیان است، آنگاه شیطان در آخر همان روز از زمین صدا می زند، آگاه باشید! که حق در پیروی از عثمان و پیروان اوست و در آن وقت است که اهل باطل دچار تردید می شوند.
56- امام پنجم علیه السّلام فرمود:خُرُوجُ السُّفْیانِیِّ وَ الیَمانِیِّ وَ الْخُراسانیِِّ فِی سَنٍةٍ وَاحِدةٍ فِی شَهْرٍ وَاحِدٍ فِی یَوْمٍ وَاحِدٍ نِظامٌ کَنِظامِ الْخَرِزِ یَتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضاً فَیکُونُ الْبَاسُ مِنْ کُلِّ وَجْهِ وَیْْلٌ لِمَنْ ناواهُمْ وَ لَیْسَ فِی الرَّایاتِ رَایَةُ أهْدی مِن رایَةِ الْیَمانِیِّ هِیَ رایَةُ هُدَی لانَّهُ یَدْعُو الی صَاحِبِکُمْ فَاذا خَرَجَ الیَمانیُّ حَرَّمَ بَیْعَ السَّلاحِ عَلَی النَّاسِ وَ کُلِّ مُسْلمٍِ وَ اذاَ خَرَجَ الیَمَانیُّ فَانْهَض اِلیْهِ فَانَّ رَایَتَهُ رایَةُ هُدَی وَ لَا یَحِلُّ لِمُسْلِمٍ اَنْ یَلْتَویَ عَلَیْهِ فَمَنْ فَعَلَ ذَلِکَ فَهُوَ مِنْ أهْلِ النَّارِ لِانَّهُ یَدْعُو اِلَی الحَقِّ وَ إلی طَریقٍ مُسْتَقِیم (الغیبة للنعمانی، ص 255)
خروج سفیانیّ و یمانیّ و خراسانیّ در یک سال و یک ماه و یک روز واقع خواهد شد با نظام و ترتیبی همچون نظام یک رشته که به بند کشیده شده هر یک از پی دیگری؛ و جنگ قدرت و هیبت از هر سو فراگیر شود، وای بر کسی که با آنان دشمنی و ستیز کند؛ و میان پرچم ها راهنماتر از پرچم یمانیّ نباشد که آن پرچم هدایت است زیرا دعوت به صاحب شما می کند، و هنگامی که یمانیّ خروج کند خرید و فروش سلاح برای مردم و هر مسلمانی ممنوع است و چون یمانیّ خروج کند به سوی او بشتاب که همانا پرچم او پرچم هدایت است، هیچ مسلمانی را روا نباشد که با آن پرچم مقابله نماید. پس هر کس چنین کند او از اهل آتش است، زیرا او به سوی حق و راه مستقیم فرا می خواند.
57-عَنْ صالِحِ بْنِ می ثَمٍ قالَ سَمِعْتُ اَباَ جَعْفَرٍ ع یَقُولُ لَیْسَ بَیْنَ قِیامِ الْقَائمِ ع وَ قَتْلِ النَّفْسِ الزَّکیَّةِ اکْثَرُ مِنْ خَمْسَ عَشْرةَ لَیلَةً (الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج2، ص 375)
امام باقر علیه السّلام فرمودند: ما بین قیام قائم و قتل نفس زکیه بش از 15 روز فاصله نیست.
58- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ... و خروج السفیانی برایة حمراء، امیرها رجل من بنی کلب و اثنا عشر الف عنان من خیل السفیانی تتوجه الی المدینة امیرها رجل من بنی امیة یقال له خزیمة اطمس العین الشمال علی عینه: ظفرة غلیظة یتمثل بالرجال (ای یتسلی بالمثلة بهم و التشنیع بجثثهم بعد قتلهم) لا ترد له رایة حتی ینزل بالمدینة فی دار یقال لها: دار ابی الحسن الأموی و یبعث خیلا فی طلب رجل من آل محمّد قد اجتمع الیه ناس من الشیعة ثم یعود الی مکة فی جیش امیره من غطفان، اذا توسط القاع الأبیض خسف به فلا ینجو الا رجلا یحول الله وجهیهما الی قفاهما لیکونا ایة لمن خلفهما.(یوم الخلاص، ص 677)
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: و بیرون آمدن سفیانی با پرچم سرخ است که فرمانروای آن پرچم مردی از بنی کلب باشد و دوازده هزار سوار از لشکر سفیانی که به سوی مدینه منوره متوجه شوند که فرمانروای آنها مردی از بنی امیه باشد به نام خزیمه که چشم چپش کور باشد بر چشم پوستی غلیظ جای دارد مردان را مثله می کند (آرامش او به مثله کردن مردان و بدرفتاری با بدنهای آنان پس از کشتن آنها است) هیچ پرچمی در مقابل او مقاومت نکند تا وارد مدینه مشرفه گردد و در خانه ای بنام خانه ابوالحسن اموی فرود آید و گروهی را به طلب مردی از آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم که جمعی از شیعیان بر او جمع شده باشند فرستد سپس به سوی مکه مشرفه حرکت کند در سپاهی که امیرش از بنی غطفان باشد و چون به وسط بیابان سفید رسد زمین او را فرو برد و از آن جمعیت کسی رهایی نیابد بجز دو مرد که خدا صورت آن دو را به پشت گردنشان برگرداند تا نشانی و عبرت از برای آیندگان باشند.
59- در مدینه بسیاری از شیعیان توسط سپاه سفیانی قتل عام می شوند. جنایات سفیانی در این واقعه به حدی است که آن را بدتر از واقعه تاریخی حره در دوره یزید دانسته اند؛ ر.ک: مجمع البیان، ج8، ص 228. امام علی علیه السّلام در این باره می فرمایند: «و یبعث بجیش الی المدینة فیاخذون من قدروا من ال محمّد صلی الله علیه و آله و سلم و یقتل من بنی هاشم رجال و نساء[معجم احادیث الامام المهدی، ج3، ص 91]؛ سفیانی سپاهی را به مدینه گسیل می دارد و آنها کسانی از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را که بتواند دستگیر می کنند و از بنی هاشم مردان و زنان زیادی را می کشند.»
با حمله سپاه سفیانی به مدینه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از مدینه به سمت مکه حرکت می کند. امام باقر علیه السّلام در حدیث معتبری می فرمایند: «و یبعث السفیانی بعثا الی المدینة فینفر المهدی منها الی مکه [الغیبة نعمانی، ص 392]؛ و سفیانی سپاهی را به مدینه گسیل می دارد مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از آنجا به سمت مکه می گریزد.»
با اطلاع سفیانی از حرکت امام به سمت مکه وی سپاهی را به سمت مکه گسیل می دارد و در میانه راه در سرزمینی به نام بیداء یکی دیگر از نشانه های حتمی ظهور رخ می دهد و آن نشانه خسف بیداء است-خسف به معنی فرو رفتن است و بیداء نام منطقه ای میان مکه و مدینه است-تفصیل این ماجرا به این صورت است که سپاه سفیانی که به سمت مکه حرکت کرده است هدفی جز ترور امام مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) و ممانعت از عملی شدن برنامه ظهور ندارد. رسیدن سپاه سفیانی به مکه به معنای تحقق این نیت پلید خواهد بود از این رو چاره ای نیست جز این که به اعجاز الهی از رسیدن سپاه سفیانی به مکه ممانعت به عمل آید و به همین دلیل است که هنگامی که سپاه سفیانی به سرزمین بیداء رسید به اشاره منادی آسمانی، زمین دهان خود را باز می کند و سپاه سفیانی را در خود فرو می برد. امام صادق علیه السّلام در این باره فرمودند: «من الحتوم الذی لابد، ان یکون قبل القائم خروج السفیانی و خسف بالبیداء [الغیبة نعمانی، ص 372]؛ از علایم حتمی که به ناچار پیش از قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اتفاق خواهد افتاد قیام سفیانی و فرو رفتن در سرزمین بیداء است.»
امام باقر علیه السّلام فرمودند: «فیبلغ امیر جیش السفیانی ان المهدی قد خرج الی مکة فیبعث جیشا علی اثره فلایدرکه حتی یدخل مکة ... فینزل امیر جیش السفیانی البیداء فینادی مناد من السماء یا بیداء ابیدی القوم فیخسف بهم [الغیبة نعمانی، ص 392]؛ به فرمانده لشکر سفیانی گزارش می رسد که مهدی به سمت مکه حرکت کرده است. او سپاهی را به دنبال آن حضرت روانه می کند آنها به وی دست نمی یابند. مهدی داخل مکه می شود... فرمانده سپاه سفیانی با سپاهش در بیداء فرود می آید در این هنگام ندا دهنده ای از آسمان ندا می دهد ای زمین بیداء اینان را نابود کن. سپس زمین آنها را در خود فرو می ریزد.
60- کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص 650.
61- یُنَادِی مُنادٍ مِنَ السَّماءِ اوَّلَ النَّهَارِ اَلا اِنَّ الحَقَّ مَعَ عَلِیًّ وَ شیعَتِهِ ثُمَّ یُنَادِی اِبلیسُ فِی آخرِ النَّهارِ مِنَ الارْضِ الا انَّ الحقَّ مَعَ عُثْمانَ وَ شیعَتِهِ فَعِندَ ذَلِکَ یَرْتابُ المُبْطُِلون (الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج2، ص 373)
اول روز آوازی از آسمان بلند شود: آگاه باشید که همانا حق با علی و شیعیان اوست، و در آخر روز شیطان از روی زمین فریاد کند: آگاه باشید که حق با عثمان و شیعیان او است و آنگاه است که اهل باطل به شک افتند.
62- عَبْدُ اللهِ بْنُ جَبَلَةَ عَنْ عَلیِّ بْنِ أبی حَمْزَةَ عَنْ أبی بَصیرٍ عَنْ اَبی عَبْدِ اللهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَتَی خُروُجُ الْقائِمِ ع فَقالَ یَا ابَا مُحَمَّدٍ اِنَّا اهْلُ بَیْتٍ لَا نُوَقِّتُ وَ قَدْ قالَ مُحَمَّدٌ ص کَذَبَ الوَقَّاتُونَ یا ابا مُحَمَّدٍ اِنَّ قُدَّامُ هَذا الامْرِ خَمْسَ عَلاماتٍ اَولاهُنَّ النِّداءٌ فِی شَهْرِ رَمَضانَ وَ خُرُوجُ السُّفْیانِیٍّ وَ خُرُوجُ الخُراسَانِیٍّ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّةِ وَ خَسْفٌ بِالبَیداءِ ثُمَّ قالَ یَا ابا مُحَمَّدٍ اِنَّهُ لا بُدَّ أن یَکُونَ قُدَّامَ ذلِکَ الطَاعُونانِ الطَّاعُونُ الابْیَضُ وَ الطَّاعُونُ الاحْمَرُ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ ایُّ شَیءٍ هُمَا فَقالَ اَمَّا الطَّاعُونُ الاَبْیَضُ فالمَوتُ الْجَارِفُ وَ امَّا الطَّاعونُ الاَحْمَرُ فَالسَّیفُ وَ لا یَخْرُجُ القائِمُ حَتَّی یُنادَی بِاسْمِهِ مِنْ جَوْفِ السَّماءِ فِی لَیْلَةِ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ فِی شَهْر رَمَضانَ لَیْلَهِ جُمُعَةٍ قُلْتُ بِمَ یُنَادَی قَالَ بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أبیهِ الا انَّ فُلانَ بْنَ فُلانِ قائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ اطِیعُوهُ فَلا یَبْقی شَِیءٌ خَلَقَ اللهُ فِیهِ الرُّوحَ اِلَّا یَسْمَعُ الصَّیْحَةَ فَتُوقِظُ النَّائِمَ وَ یَخْرُجُ اِلَی صَحْنِ دَارِهِ وَ تُخْرِجُ الْعَذرَاءَ مِنْ خِدْرِهَا وَ یَخْرُجُ القَائِمُ مِمَّا یَسْمَعُ وَ هِیَ صَیْحَةُ جَبْرَئیلَ
از ابی بصیر و او از ابی عبدالله (امام صادق )علیه السّلام گوید: به آن حضرت عرض کردم فدایت شوم خروج قائم کی خواهد بود؟ فرمود: ای ابا محمّد ما خاندانی هستیم که وقتی را معین نمی کنیم زیرا محمّد صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: تعیین وقت کنندگان دروغ می گویند. ای ابا محمّد، همانا که پیشاپیش این کار پنج نشانه هست نخستین آنها ندائی است در ماه رمضان و خروج سفیانیّ و خروج خراسانیّ و کشتن نفس زکیّه و فرو رفتن زمین در بیداء. و سپس فرمود: ای ابا محمّد به ناچار باید پیش از این کار دو طاعون روی دهد: طاعون سفید و طاعون سرخ. عرض کردم: فردایت شوم طاعون سفید چیست؟ و طاعون سرخ چیست؟ فرمود: اما طاعون سفید، مرگ همگانی خواهد بود و اما طاعون سرخ عبارت از شمشیر است و قائم خروج نمی کند تا آنکه در شب جمعه بیست و سوّم ماه رمضان در دل فضا نامش را اعلام نمایند. عرض کردم: مضمون اعلامیّه چیست؟ فرمود اعلامیّه به نام او و نام پدرش صادر می شود که:(توجه کنید فلانی فرزند فلانی قائم آل محمّد است سخنش بشنوید و فرمانش ببرید) جانداری نمی ماند مگر آنکه آن صیحه را می شنود و خفته را بیدار می کند و از اطاق به حیاط خانه بیرون می آید و دوشیزه از پشت پرده اش بیرون می دود و حضرت قائم چون آن صدا بشنود خروج می کند و آن صدا آواز جبرئیل علیه السّلام است. (الغیبة للنعمانی، ص 290).
63- برای نمونه ر.ک: الغیبة للنعمانی، ص 253
عَنْ ابی بَصیرٍ عَنْ ابی جَعفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلیٍّ ع انَّهُ قَالَ اِذاَ رَایْتُمْ ناراً مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ شِبهَ الهُردِیِّ العَظیمِ تَطْلُعُ ثلاثَةَ ایَّامِ اوْ سَبْعَةً فَتَوقَّعُوا فَرَجَ آل مُحَمَّد ع اِنْ شاءَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ-اِنَّ اللهَ عَزیزٌ حَکیمٌ ثُمَّ قالَ الصَّیْحَةُ لا تَکُونُ الَّا فِی شَهرِ رَمَضانَ لِانَّ شَهْرَ رَمَضانَ شَهْرُ اللهِ وَ الصَّیْحَةُ فیهِ هِیَ صَیْحَةُ جَبْرَئیلَ ع اِلَی هَذا الخَلْقِ ثُمَّ قَالَ یُنادِی مُنادٍ مِنَ السَّماءِ بِاسْمِ الْقائِمِ ع فَیَسْمَعُ مَنْ بِالْمَشْرِقِ وَ مَنْ بِالْمَغْرِبِ لَا یَبْقَی راقِدٌ اِلَّا اسْتَیقَظَ وَ لا قائِمٌ اِلَّا قَعَدَ وَ لا قَاعِدٌ اِلَّا قَامَ عَلَی رِجْلَیِهِ فَزِعاً مِنْ ذَلِکَ الصَّوْتِ فَرَحِمَ اللهُ مَن اعْتَبَرَ بِذلِکَ الصَّوْتِ فَأجَابَ فَانَّ الصَّوْتَ الاوَّلَ هُوَ صَوْتُ جَبْرَئیلَ الرُّوحِ الأمِینَ ع ثُمَّ قَالَ ع یکُونُ الصَّوتُ فی شَهْرِ رَمَضانَ فِی لَیْلَةِ جُمُعةٍ لَیْلَةِ ثَلاثٍ وَ عِشرینَ فَلا تَشُکُّوا فِی ذلِکَ وَ اسْمَعُوا وَ اطیِعُوا وَ فِی آخرِ النَّهارِ صَوْتُ الْمَلْعُونِ اِبْلیسَ یُنَادی اِلَّا انَّ فَلانَاً قُتِلَ مَظُْوماً لِیُشکِّکَ النَّاسَ وَ یَفْتِنَهُمْ فَکُمْ فی ذلِکَ الْیَوْمِ مِنْ شاکٍّ مُتَحَیِّرٍ قَدْ هَوَی فی النَّارِ فَاذا سَمِعْتُمُ الصَّوْتَ فِی شَهْرِ رَمَضانَ فَلا تَشُکُّوا فِیه انَّهُ صَوتُ جَبرَئیلَ وَ علَامَةُ ذَلِکَ انَّهُ یُنادی باسْمِ القائِمِ و اسْمِ أبیهِ حَتَّی تَسْمَعَهُ الْعذْراءٌ فی خِدْرِهَا فَتَُحَرِّضُ أبَاهَا و أخَاهَا عَلَیِ الخُرُوجِ وَ قالَ لَا بُدَّ مِنْ هَذَیْنِ الصَّوْتَیْنِ قَبلَ خُروُجِ الْقائِمِ ع صَوْتٍ مِنَ السُّماءِ وَ هُوَ صَوْتُ جَبْرَئیلَ باسْمِ صاحِبِ هَذا الأمرِ وَ اسْمِ ابیهِ و الصَّوْتِ الثَّانی منَ الأرضِ وَ هُوَ صَوْتُ اِبْلیسَ اللِّعیِنِ یُنادِی باسْمِ فُلانٍ انَّهُ قُتِلَ مَظلُوماً یُرِیدُ بِذلِکَ الْفِتنَةَ فَاتَّبِعُوا الصَّوْتَ الاوَّلَ وَ ایَّاکُمْ وَ الأخیَرَ انْ تُفتَنُوا بِه.
ابوبصیر از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: «هنگامی که آتشی را شبیه هردی-رنگ زرد و سرخ-بسیار بزرگ مشاهده کردید که از [جانب] مشرق سه روز یا هفته ای سر زده است، پس چشم به راه فرج آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم داشته باشید ان شاء الله عزّ و جلّ که خداوند عزیز و حکیم است، سپس فرمود: آن صیحه جز در ماه رمضان بر نخواهد خاست [زیرا ماه رمضان] ماه خدا است، [و آن صیحه که در آن است] همان آوای بس بلند جبریئل علیه السّلام بدین مردمان است، بعد فرمود: نداکننده ای از آسمان به نام حضرت قائم علیه السّلام ندا سر می دهد و هر که در مشرق و مغرب است می شنود، هیچ خفته ای نمی ماند مگر اینکه بیدار می گردد، و هیچ ایستاده ای نمی ماند مگر اینکه می نشیند، و هیچ نشسته ای نمی ماند مگر اینکه از وحشت آن صدا بر دو پای خویش بر می خیزد، پس خداوند هر که را بدان آوا عبرت پذیرد و پاسخ گوید مورد رحمت قرار دهد که آن صدای نخستین آوای جبرئیل روح الأمین علیه السّلام است. سپس فرمود: آن صدا در ماه رمضان در شب جمعه شب بیست و سوم است، پس در آن تردید نکنید، بشنوید و اطاعت کنید، و در پایان روز آواز ابلیس ملعون است که ندا در می دهد: بدانید که فلانی مظلومانه کشته شد، برای اینکه مردم را دچار شکّ و گرفتاری سازد. پس بسی افراد شکّ کننده سرگردان در آن روز (پدید آیند) که در آتش سرازیر خواهند شد، پس اگر در ماه رمضان آوائی شنیدید در آن تردید نکنید که صدای جبرئیل است، و نشانه این است که او به نام قائم و اسم پدرش ندا سر می دهد تا آنجا که دوشیزه در پس پرده خویش آن را بشنود و پدر و برادر خود را بر خروج برانگیزد. و آن حضرت فرمود: ناگزیر و بدون شکّ قبل از خروج قائم علیه السّلام این دو صدا برخواهد خاست: صدائی از آسمان و آن آوای جبرئیل است، [به نام صاحب این امر و نام پدرش]، و صدای دومین از زمین برمی خیزد، و آن آوای ابلیس لعین است که ندا می دهد به نام فلانی که او مظلومانه کشته شد، و مرادش از آن ایجاد فتنه است، پس صدای نخستین را پیروی کنید و بپرهیزید از صدای دوم که بدان دچار گرفتاری شوید. همچنین ر.ک: بحارالأنوار لجامعة لدرر أخبار الائمة الأطهار، ج52، ص 206.
64-عَلیُّ بْنُ اِسْماَعیِلَ عَن عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ الْحَنَّاطِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ الثَّقَفیِّ قالَ سَمِعْتُ اَبَا جَعْفَرِ مَحَمَّدَ بْنَ عَلِیَّ الْبَاقِرَ ع یَقُولُ القَائِمُ مِنَّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ مُوَیَّدٌ بِالنَّصْرِ تُطْوَی لُهُ الارْضُ وَ تَظْهَرُ لَهُ الکُنُوزُ یَبْلُغُ سُلْطانُهُ المَشْرِقَ وَ المَغْرِبَ وَ یُظْهِرُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ دَیْنَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ فَلَا یَبْقَی فِی الارْضِ خَرَابٌ اِلَّا قَدْ عُمِرَ وَ یَنْزِلُ رُوُحُ اللهِ عِیسیَ بنُ مَریَمَ ع فَیُصَلِّی خَلْقَهُ قالَ قُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ مَتی یَخْرُجَ قَائِمُکُمْ قالَ ... خُرُوجُ السُّفْیانیِّ مِنَ الشَّامِ(کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص 331)
محمّد بن مسلم ثقفی گوید از امام پنجم ابوجعفر محمّد بن علی شنیدم می فرمود قائم ما به ترس در دل دشمنان یاری شده است و به یاری حق تأیید شده است زمین برایش در نور دیده شود و گنجها برایش آشکار گردد و تسلطش مشرق و مغرب را فرا گیرد و خدای عز وجل باو دین خود را بر همه دینها پیروز کند و اگرچه مشرکان را بد آید، در زمین ویرانه ای نماند جز آنکه آباد گردد و خدا روح الله عیسی بن مریم را فرود آورد تا دنبال او نماز بخواند گوید عرض کردم یابن رسول الله کی قائم شما خروج کند فرمود آنگاه که مردان به زنان مانند شوند و زنان به مردان، مردان به مردان اکتفاء کنند و زنان به زنان و زنان بر زیر زینها سوار شوند و گواهان دروغ پذیرفته شود و گواهان عادل و درست مردود شوند مردم خونریزی و زنا را سبک شمارند و ربا را حلال دانند و اشرار از ترس زبانشان مورد پرهیز باشند و سفیانی از شام خروج کند...
65- یُقْبِلُ السُّفْیَانِیُّ مِن بِلاَدِ الرُّومِ مُنْتَصِراً فِی عُنُقِهِ صَلیبٌ وَ هُوَ صُاحِبُ الْقَوْمِ (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الأطهار، ج 52؛ ص 217) (غیبت طوسی ص 278)
«سفیانی که سر کرده قوم است از کشور روم به حرکت درآمد و در حالی که چون مسیحیان صلیب به گردن دارد.»
در این باره کتابهای سفیانی، نوشته محمّد فقیه، ترجمه سید شاهپور حسینی و عصر ظهور نوشته استاد علی کورانی مطالب در خور توجهی دارند. همچنین به طور چکیده در شماره 97 ماهنامه موعود ضمن مقاله گفته ها و ناگفته ها درباره سفیانی مطالب متنوعی آمده است.
66- اَخْبَرنا احْمَدُ بْنُ مَحَمَّدِ بْنِ سَعیدٍ قالَ حَدَّثَنَا حُمَیْدُ بْنُ زِیادٍ قالَ حَدَّثَنِی عَلِیُّ بْنُ الصَّبَّاحِ بْنِ الضَّحَّاکِ قَالَ حَدَّثَنَا ابُو عَلِیٍّ الْحَسَنُ بْنُ مَحَمَّدٍ الْحَضْرَمِیُّ قالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ اِبْراهیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمیدِ عَنْ أبِی ایُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ عَنْ أبی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ ع قالَ السُّفْیانیُّ احْمَرُ اشْقَرُ ازْرَقُ لَمْ یَعْبُدِ اللهَ قَطُّ وَ لَمْ یَرَ مَکَّةَ وَ لا الْمَدینَةَ قَطُّ یَقُولُ یاَ رَبِّ ثَارِی وَ النَّارَ یَا رَبِّ ثَارِی وَ النَّارَ (الغیبة للنعمانی، ص 307)
محمّد بن مسلم از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمود: سفیانی سرخروئی است سپید سرخ و کبود چشم که هرگز خدای را نپرستیده و هرگز نه مکه را دیده است و نه مدینه را می گوید: پروردگارم خونم را از مردم می ستانم هر چند به آتش روم، خونم را می ستانم هر چند به آتش روم.
67- الغیبة للنعمانی، ص 304: اَخْبَرَنَا اَحْمَدُ بْنُ مَحَمَّدٍ بْنِ سَعیدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ الحَسَنِ التَّیْمُلِیُّ مِنْ کِتَابِهِ فی صَفَرٍ سَنَةَ ارْبَعٍ وَ سَبْعِینَ وَ مِائَتَیْنِ قَالَ حَدَّثَنا الْعَبَّاسُ بْنُ عَامِرِ بْنِ رَباحٍ الثَّفَِقیَّ قالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الرَّبیعِ الاقْرَعُ عَنْ هِشامِ بْنِ سالِمِ عَنْ أبِی عَبْدِاللهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ ع انَّهُ قالَ اِذَا اسْتَوْلیَ السُّفْیانیُّ عَلی الْکُوَرِ الْخَمْسِ فَعُدوَّا لَهُ تِسْعَةَ اشْهُرٍ وَ زَعَمَ هِشامٌ انَّ الْکُوَرَ الْخَمْسَ دَمِشْقُ وَ فِلَسْطینُ وَ الاُرْدُنُّ وَ حِمْصٌ وَ حَلَب.
امام صادق علیه السّلام فرمود: هنگامی که سفیانی به پنج قطعه مسلّط شد نه ماه برای او بشمارید و به گمان هشام آن پنج قطعه عبارتند از: دمشق و فلسطین و اردن و حمص و حلب.
68-عَلِیُّ بْنُ مُوسَی بْنِ طَاوُسٍ فِی کِتابٍ الاِقْبَالِ قالَ رَوَی مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیَّ الطَّرازیُّ فِی کتابِهِ بّاِسْنادِهِ المَتَّصِلِ اِلَی الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قالَ قالَ لِی ابُو عَبْدِ اللهِ ع ثُمَّ ذَکَرَ حَدیثاً فِی فَضْلِ یَوْمَ الْغَدیرِ اِلی أنْ قالَ المُفَضَّلُ سَیِّدِی تَامُرُنی بِصیَامِهِ قالَ إی وَ اللهِ إی وَ اللهِ إی وَ اللهِ اِنَّهُ الْیَوْمُ الَّذِی تَابَ اللهُ فِیهِ عَلَی آدَمَ ع فَصَامَ شُکْرَاً للهِ تَعَالی ذلِکَ الْیَومَ وَ اِنَّهُ الْیَوْمُ الَّذِی نَجَّی اللهُ تَعَالی فِیهِ اِبْراهیمَ ع مِنَ النَّارِ فَصَامَ شُکْراً لِلهِ تَعَالی عَلی ذلکَ وَ اِنَّهُ الْیَوْمُ الَّذِی اَقَامَ مُوسَی هَاروُنَ ع عَلَماً فَصَامَ شُکْراً لِلهِ تَعالَی ذَلِکَ الْیَوْمَ وَ إنَّهُ الْیَوْمُ الَّذی اظْهَرَ عِیسیَ وَصیَّهُ شَمْعُونَ الصَّفَا فََصَامَ شُکراً لِلهِ عَزَّ وَ جلَّ ذَلِکَ الْیَوْمَ وَ انَّهُ الْیَومُ الَّذی أقَامَ رَسُولُ اللهِ ص عَلِیاً ع لِلنَّاسِ عَلَماً وَ أبَّانَ فیهَ فَضْلَهُ وَ وَصِیَّتَهُ فَصامَ شُکْراً لِلهِ عَزَّ وَ جلَّ ذَلِکَ الْیَوْمَ وَ اِنَّهُ لَیَوْمُ صِیَامٍ وَ قِیَامٍ وَ اِطعَامٍ وَ صِلَةٍ الإخْوَانِ وَ فیهِ مَرْضَاةُ الرَّحْمَنِ وَ مَرْغَمَةُ الشَّیطانِ (وسائل الشیعة، ج10 ص 445)
سَهْلُ بْنُ زِیَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أبِیهِ قالَ سَالْتُ اَبَا عَبْدِ اللهِ ع هَلْ لِلْمُسلِمینَ عِیدٌ غَیْرَ یَوْمِ الْجُمُعَةٍ وَ الاضْحَی وَ الْفِطْرِ قالَ نَعَمْ اعْظَمُهَا حُرْمَةً قُلْتُ وَ ایُّ عیدٍ هُوَ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ الْیَوْمُ الَّذِی نَصَبَ فِیهِ-رَسُولُ اللهِ ص امیرُ المُوْمِنینَ ع و قَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّمَوْلَاهُ قُلْتُ و ایُّ یَوْمٍ هُوَ قَالَ وَ ما تَصْنَعُ بِالْیَومِ اِنَّ السَّنَةَ تَدُورُ وَ لَکِنَّهُ یَوْمُ ثَمَانیةَ عَشَرَ مِنْ ذِی الحِجَّةِ فَقُلْتُ و مَا یَنْبَغِی لَنَا انْ نَفْعَلَ فِی ذَلِکَ الْیَومِ قالَ تَذْکُرُونَ اللهِ عَزَّ ذِکْرُهُ فِیهِ بِالصِّیامِ وَ الْعبَادةِ وَ الذِّکْرِ-لِمَحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَانَّ رَسُولَ اللهِ ص اوْصَی امیرَ الْمُوْمِنینَ ع انْ یَتَّخِذَ ذَلِکَ الْیَوْمُ عِیداً وَ کَذَلِکَ کانِتِ الانْبیاءُ ع تَفْعَلُ کَانُوا یُوصُونَ اوْصِیاءَهُمْ بِذَلِکَ فَیَّتَخِذُونَهُ عِیدا (الکافی، ج4، ص 149؛ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 74)
به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: فدای شما گردم! آیا مسلمانان را عیدی به جز دو عید [قربان و فطر] است؟ امام علیه السّلام فرمود: آری ای حسن! بزرگتر و ارجمندتر از آن دو عید. راوی گوید که عرض کردم: آن عید در کدام روز است؟ فرمود: روز نهاده شدن امیرمؤمنان علیه السّلام به پیشوایی مردم. عرض کردم: فدایت گردم! آن روز کدام روز از روزهای ماه است؟ فرمود: به راستی، روزها می گردد و آن روز هیجدهم ذی الحجّه است. عرض کردم: فدایت شوم! ما را چه کاری شایسته است که در آن روز انجام دهیم؟ فرمود ای حسن! آن روز را روزه بدار و بر محمّد و خاندانش صلی الله علیه و آله و سلم-بسیار درود فرست؛ از کسانی که به آنان ستم روا داشته اند و حق آنان را انکار نموده اند، در پیشگاه خدا بیزاری جوی که به راستی، پیامبران علیهم السلام جانشینان خویش را امر می فرمودند که این روز را عید گیرند.
69- صحیفه امام، ج9، ص 267
بسم الله الرحمن الرحیم
من در طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین می نمودم، که اکنون این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است، و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی، پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می کند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولت های اسلامی می خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند. و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است، و می تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب، و طی مراسمی همبستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم. و السّلام علیکم و رحمه الله و برکاته. روح الله الموسوی الخمینی
70- صحیفه امام، ج9، ص 276
بسم الله الرحمن الرحیم
«روز قدس» یک روز جهانی است. روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است. روز مقابله ملت هایی است که در زیر فشار ظلم امریکا و غیر امریکا بودند، در مقابل ابرقدرت هاست. روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند و در مقابل مستکبرین، و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند. روزی است که بین منافقین و متعهدین امتیاز خواهد شد. متعهدین این روز را روز قدس می دانند، و عمل می کنند به آنچه باید بکنند.و منافقین-آنهایی که با ابرقدرت ها در زیر پرده آشنایی دارند و با اسرائیل دوستی-در این روز بی تفاوت هستند، یا ملتها را نمی گذارند که تظاهر کنند. روز قدس روزی است که باید سرنوشت ملت های مستضعف معلوم شود، باید ملت های مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرین. باید همان طور که ایران قیام کرد و دماغ مستکبرین را به خاک مالید و خواهد مالید، تمام ملت ها قیام کنند و این جُرثومه های فساد را به زباله دانها بریزند. روز قدس روزی است که باید این دنباله روهای رژیم سابق در ایران، و آن توطئه چین های رژیم فاسد و ابرقدرت ها در سایر جاها خصوصاً در لبنان، تکلیف خودشان را بدانند، روزی است که باید همت کنید و همت کنیم که قدس را نجات بدهیم؛ و برادران لبنانی را از این فشارها نجات بدهیم. روزی است که باید تمام مستضعفین را از چنگال مستکبرین بیرون بیاوریم. روزی است که باید جامعه مسلمین همه اظهار وجود بکنند و هشدار بدهند به ابرقدرت ها و به این تُفاله هایی که مانده است از آنها-چه در ایران و چه در سایر جاها.
روز قدس، روزی است که باید به این روشنفکرانی که در زیر پرده با امریکا و عمال امریکا روابط دارند هشدار داد. هشدار به اینکه اگر از فضولی دست برندارید، سرکوب خواهید شد! ما به آنها مهلت دادیم و با آنها به ملایمت رفتار کردیم که شاید دست از شیطنت بردارند و اگر دست برندارند، کلمه آخر را خواهیم گفت و خواهیم به آنها فهماند که دیگر رژیم سابق قابل برگشتن نیست و دیگر آمریکا نمی تواند به اینجا حکومت کند، و دیگر سایر ابرقدرت ها نمی توانند در این مملکت حکومت کنند. روز قدس روزی است که باید به همه ابرقدرت ها هشدار داد که باید دست خود را از روی مستضعفین بردارید و سر جای خود بنشینید.
اسرائیل، دشمن بشریت دشمن انسان، که هر روز غائله ایجاد می کند و برادرهای ما را در جنوب لبنان به آتش می کشد، باید بداند که دیگر ارباب های او رنگی ندارند در دنیا، و باید انزوا اختیار کنند؛ طمعها را از ایران باید قطع کنند، دست های آنها باید از همه ممالک اسلامی قطع شود؛ عمال آن در همه ممالک اسلامی باید کنار بروند. روز قدس روز اعلام این است به شیاطینی که ملتهای اسلام را می خواهند کنار بگذارند، و ابرقدرتها را به میدان بیاورند. روز قدس روزی است که قطع آمال آنها را بکند؛ و به آنها هشدار بدهد که گذشت آن زمانها.
روز قدس روز اسلام است. روز قدس روزی است که اسلام را باید احیا کرد و احیا بکنیم، و قوانین اسلام در ممالک اسلامی اجرا بشود. روز قدس روزی است که باید به همه ابرقدرت ها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت سیطره شما، به واسطه عمال خبیث شما، واقع نخواهد شد. روز قدس، روز حیات اسلام است. باید مسلمین به هوش بیایند، باید بفهمند قدرتی را که مسلمین دارند؛ قدرتهای مادی، قدرت های معنوی. مسلمین که یک میلیارد جمعیت هستند و پشتوانه خدایی دارند و اسلام پشتوانه آنهاست و ایمان پشتوانه آنهاست از چه باید بترسند؟ ما با یک جمعیت کمی در مقابل دشمنهای زیاد، دشمنهای بسیار، قیام کردیم و ابرقدرتها را شکست دادیم. و کسی گمان نکند که دیگر بعضی از این قشرهای فاسد، بعضی از این چپ روهای آمریکایی یا غیر آمریکایی، بتوانند در این مملکت اظهار وجود کنند. آن روز که ما بخواهیم و ملت ما بخواهند؛ در ظرف چند ساعت تمام آنها به زباله دانهای فنا خواهند ریخته شد. ملت بزرگ ما دیگر از این حرکات مذبوحانه نخواهد ترسید. و حرکات اسرائیل در جنوب لبنان و نسبت به فلسطین همین حرکات مذبوحانه است. حرکاتی که اواخر عمر اشخاص فاسد می کنند چنانچه شاه ما، شاه مخلوع ایران این حرکات را کرد، و منتهی به فنا شد.
دولت های عالَم بدانند که اسلام شکست بردار نیست. اسلام و تعالیم قرآن بر همه ممالک باید غلبه کند. دین باید دین الهی باشد، اسلام دین خداست؛ و باید در همه اقطار اسلام پیشروی کند. روز قدس، اعلام یک چنین مطلبی است، اعلام به این است که مسلمین به پیش! برای پیشرفت در همه اقطار عالَم. روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است؛ روز حکومت اسلامی است. روزی است که باید جمهوری اسلامی در سراسر کشورها بیرق آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرت ها فهماند که دیگر آنها نمی توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند.
من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم می دانم، و روزی است که باید ما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم؛ و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بود خارج شوند، و با تمام قدرت و قوّت در مقابل اجانب بایستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ایستاده ایم، و نخواهیم اجازه داد کسان دیگر در مملکت ما دخالت کنند، و مسلمین نباید اجازه بدهند که کسان دیگر در ممالکشان دخالت کنند. در روز قدس، ملت ها باید به حکومت هایی که خائن هستند هشدار دهند. روز قدس روزی است که ما خواهیم فهمید چه اشخاصی و چه رژیم هایی با توطئه گرهای بین المللی موافقت دارند و با اسلام مخالفت. آنهایی که شرکت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائیل. و آنهایی که شرکت کردند، متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام-که در رأس آنها امریکا و اسرائیل است. روز امتیاز حق از باطل است و روز جدایی حق و باطل است.
من از خداوند تبارک و تعالی خواهانم که غلبه بدهد اسلام را بر همه قشرهای عالَم، بر همه مستکبرین، مستضعفین را غلبه بدهد. و از خدای تبارک و تعالی خواهانم که برادرهای ما را در فلسطین، در جنوب لبنان و در لبنان، و در هر جایی از عالَم که هستند، از دست مستکبرین و از دست چپاولگران نجات بدهد. و السّلام علی رسول الله و علی الائمة المسلمین.
71-مَا یَنْظُرُونَ إِلاَّ صَیْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ یَخِصِّمُونَ (49) فَلاَ یَسْتَطِیعُونَ تَوْصِیَةً وَ لاَ إِلَى أَهْلِهِمْ یَرْجِعُونَ (50) وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذَا هُمْ مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ (51) قَالُوا یَا وَیْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَرْقَدِنَا هذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ (52) إِنْ کَانَتْ إِلاَّ صَیْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِیعٌ لَدَیْنَا مُحْضَرُونَ (53) فَالْیَوْمَ لاَ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ لاَ تُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (54) إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فَاکِهُونَ (55) هُمْ وَ أَزْوَاجُهُمْ فِی ظِلاَلٍ عَلَى الْأَرَائِکِ مُتَّکِئُونَ (56) لَهُمْ فِیهَا فَاکِهَةٌ وَ لَهُمْ مَا یَدَّعُونَ (57) سَلاَمٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ (58) وَ امْتَازُوا الْیَوْمَ أَیُّهَا الْمُجْرِمُونَ (59)
(اما) جز این انتظار نمی کشند که یک صیحه عظیم (آسمانی) آنها را فرا گیرد، در حالی که مشغول جدال (در امور دنیا) هستند.(49) (چنان غافلگیر می شوند که حتی) نمی توانند وصیتی کنند یا به سوی خانواده خود بازگردند.(50) (بار دیگر) در صور دمیده می شود، ناگهان آنها از قبرها، شتابان به سوی (دادگاه) پروردگارشان می روند.(51) می گویند: ای وای بر ما! چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟!(آری) این همان است که خداوند رحمان وعده داده، و فرستادگان (او) راست گفتند.(52) صیحه واحدی بیش نیست، (فریادی عظیم بر می خیزد) ناگهان همگی نزد ما احضار می شوند.(53) (و به آنها گفته می شود:) امروز به هیچ کس ذره ای ستم نمی شود، و جز آنچه را عمل می کردید جزا داده نمی شوید.(54) بهشتیان، امروز به نعمتهای خدا مشغول و مسرورند.(55) آنها و همسرانشان در سایه های (قصرها و درختان بهشتی) بر تختها تکیه زده اند.(56) برای آنها در بهشت میوه بسیار لذت بخشی است، و هر چه بخواهند در اختیار آنان خواهد بود.(57) بر آنها سلام (و درود الهی) است، این سخنی است از سوی پروردگاری مهربان.(58) (و به آنها می گویند:) جدا شوید امروز ای گنهکاران!(59)
72- الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج2، ص 369: قَتلُ اُهلِ مِصرَ أمِیرَهُم ... : مردم مصر امیر خود را بکشند...
73- در سایت ویکیپدیا درباره این ماجرا چنین نوشته شده است:
مروه شربینی به سال 1977 میلادی در شهر اسکندریه متولد شد. پدرش علی شربینی و مادرش لیلا شمس هر دو شیمی دان هستند. در سال 1995 از کالج انگلیسی دختران فارغ التحصیل شده و از سال 1992 تا 1999 عضو تیم ملی هندبال مصر بود. او در سال 2003 به همراه شوهرش به آلمان مهاجرت کرده و ابتدا در شهر برمن و از سال 2008 در شهر درسدن ساکن شدند. همسرش وابسته فرهنگی مصر در یکی از دانشگاه های آلمان است و با استفاده از بورس تحصیلی در مؤسسه ماکس پلانک شهر درسدن در رشته مهندسی ژنتیک مشغول تحصیل است و جهت انجام تز دکترای خود همراه مروه به آلمان آمده بود. چندی پیش از کشته شدنش، شربینی به دادگاهی مراجعه کرده و آلکس دبلیو (یک روس با ریشه های آلمانی که در سال 2003 به آلمان مهاجرت کرد) را متهم به این کرد که «زمانی که در پارک با پسرش بازی می کرده، آلکس دبلیو او را مورد توهین قرار داده و بخاطر حجاب مروه او را تروریست و فاحشه اسلامی خطاب کرده است». دادگاه شکایت شربینی را پذیرفته و آلکس را محکوم به پرداخت 750 یورو کرد. آلکس دبلیو این حکم را نپذرفت و تقاضای تجدید نظر نمود. در حین برگزاری جلسه دادگاه تجدیدنظر در یک دادگاه درجه دو در شهر درسدن، فرد آلمانی در جلوی چشمان قاضی و سایر حاضرین به شربینی حمله کرده و با ضربات چاقو وی را که سه ماهه باردار بوده از پا در آورد و همسر این زن و مرد دیگری را زخمی کرد. در بسیاری از دادگاهای آلمان از جمله این دادگاه در درسدن، هیچ گونه بازرسی از افراد صورت نمی گیرد. همچنین به علت آنکه الکس (قاتل) تا زمان حضور در دادگاه هیچ گونه سابقه بازداشت نداشت، هیچگونه تدابیر امنیتی برای دادگاه در نظر گرفته نشده بود. در حین ضربات شوهر مروه برای نجات همسرش به طرف او شتافت که توسط پلیس آلمان مورد تیراندازی قرار گرفت. پس از آن شوهرش با وضعیتی بحرانی در بیمارستان بستری گردید. برخی تیراندازی پلیس آلمان به وی را از روی اشتباه دانسته اند و برخی به نقل از مأموران امنیتی دادگاه اعلام کرده اند که گمان بر این بوده که شوهرش فرد مهاجم بوده و بدین خاطر وی را هدف قرار داده اند. همچنین فرزند خردسال سه ساله شان که شاهد این ماجرای خونبار بوده، برای معالجه تحت نظر روانشناس است. در تشییع جنازه او در مصر هزاران نفر از مردم و از جمله چند تن از وزیران دولت مصر شرکت داشتند، این مراسم تبدیل به تظاهراتی اعتراضی شد که سرانجام با دخالت و برخورد پلیس مواجه گردید.
74- عن علی بن ابیطالب علیه السّلام قال: اذا خرجت خیل السفیانی الی الکوفة، بعث فی طلب أهل خراسان، و یخرج أهل خراسان فی طلب المهدی، فیلتقی هو و الهاشمی برایات سود علی مقدمته شعیب بن صالح، فیلتقی هو و السفیانی بباب اصطخر فتکون ملحمة عظیمة فتظهر الرایات السود، و تهرب خیل السفیانی، فعند ذلک یتمنی الناس المهدی و یطلبونه.[البرهان فی علامات آخرالزمان،ص 152 حدیث 26 باب 7]
امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: چون لشکریان سفیانی به سوی کوفه، (و در نسخه ای از کوفه) خارج شدند. سفیانی آنها را به سوی مردم خراسان گسیل می دارد و مردم خراسان قیام می کنند و به جستجوی مهدی علیه السّلام می پردازند. پس سفیانی و هاشمی- که جلودار سپاه او با پرچم های سیاه شعیب بن صالح است-در باب استخر به یکدیگر رسیده و کشتار عظیمی روی می دهد. در این درگیری پرچمهای سیاه پیروز شده و سپاه سفیانی فرار می کنند. در این هنگام مردم آرزوی مهدی را کرده و او را می طلبند.
75- امام صادق علیه السّلام... اِخْتِلافُ بَنِی الْعَبَّاسِ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ خُرُوجُ السَّفْیانِیَّ فِی شَهْرٍ رَجَبٍ مِنَ المَحْتُومِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکیَّهِ مِنَ المَحْتُوم...(الخرائج و الجرائح، ج3، ص 1161)
اختلاف بنی عباس از علائم حتمیه است. و خروج سفیانی در ماه رجب و کشته شدن نفس زکیه، حتمی است.
76- فرانسیس فوکویاما (متولد 1952 در شیکاگو) فیلسوف پرآوازه امریکایی و استاد رشته اقتصاد سیاسی بین الملل است که هم اکنون در دانشگاه جان هاپکینز واشینگتن به تدریس اشتغال دارد. وی همچنین دارای سابقه کار در اداره امنیت امریکا و نیز تحلیلگر نظامی در شرکت (رند) از شرکت های وابسته به پنتاگون می باشد. وی پس از نگارش مقاله پایان تاریخ و واپسین انسان (the end of History and the last man) در 1989/1368 که در 1991/1370 با تفصیل بیشتر به همین نام، به صورت کتاب درآمد، به شهرت جهانی رسید. در این دو نوشته، فوکویاما به دفاع تاریخی از ارزش های سیاسی غربی برخاست و استدلال کرد که رویدادهای اواخر قرن بیستم نشان می دهد که اجماعی جهانی به نفع دموکراسی لیبرال به وجود آمده است. این اجماع، مساوی است با پایان تاریخ به معنای این که در شکل گرفتن اصول و نهادهای بنیادی دموکراسی، پیشرفت بیشتری به وجود نخواهد آمد. البته، باز هم رویدادهایی خواهد بود، ولی تاریخ، به معنای داستان جهانی رشد و شکوفایی آدمی، خاتمه یافته است. فوکویاما نظریه های معروف و نیز اعترافات معروفی دارد که در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است که شما در این جا بخشی از اعترافات او را از گفته ها و نوشته هایش می خوانید.
شیعه به روایت فوکویاما
در سال 1986 یعنی در اوج پیروزی های رزمندگان اسلام در جبهه مقاومت علیه استکبار جهانی، فرانسیس فوکویاما در کنفرانسی در اورشلیم تحت عنوان "بازشناسی هویت شیعه" که توسط صهیونیستها برگزار شد، گفت شیعه پرنده ایست که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست، پرنده ای که دو بال دارد، یک بال سبز و یک بال سرخ، بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالتخواهی است چون شیعه در انتظار عدالت به سر می برد، امیدوار است و انسان امیدوار هم شکست ناپذیر است. او همچنین گفت: نمی توانید انسانی را تسخیر کنید که مدعی است کسی خواهد آمد که در اوج ظلم و جور، دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد. شیعه با این دو بال (بال سبز مهدوی و بال سرخ حسینی)، افق پروازش خیلی بالاست و تیرهای زهرآگین سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و ... به آن نمی رسد. از نظر فوکویاما شیعه بعد سومی هم دارد که بسیار مهم است. این پرنده، زرهی به نام ولایت پذیری بر تن دارد ، در بین کلیه مذاهب اسلامی، شیعه تنها مذهبی است که نگاهش به ولایت فقهی است. یعنی فقیه می تواند ولایت داشته باشد.
77- ساموئل هانتینگتون (Samuel P.Huntington 18 آوریل 1927-24 دسامبر 2008)، متخصص علوم سیاسی شهیر آمریکایی بود. وی به خاطر نظریه برخورد تمدن ها و پیش بینی کشمکش جهان غرب با جهان اسلام شهرت جهانی پیدا کرده بود. ساموئل هانتینگتون، دانش آموخته و به مدت 58 سال، استاد دانشگاه هاروارد بود. آینده ای که وی پیش بینی می کند، آینده است توأم با تباهی، به نظر او در قرن بیست و یکم میان مسلمانان و مسیحیان جنگ های مذهبی خونین درخواهد گرفت. بسیاری از طرفداران این نظریه یازدهم سپتامبر و اشغال نظامی عراق را درآمدی بر جنگ های مذهبی آتی در نظر می گیرند و این دو واقعه را نشانه هایی از درستی نظریه هانتینگتون می پندارند.
هانتینگتون در رساله اش یادآور می شود که در غرب یک پلورالیسم مسیحی حکمفرماست و مذهب و سیاست از هم منفک هستند. جدایی مذهب از سیاست دستاورد نبردهایی خونین است که با نهضت رفرماسیون آغاز شد و سرانجام به شکست تئوکراسی مسیحی و جدایی سیاست از مذهب انجامید. از آن پس کاتولیسیسم و پروتستانتیسم ناگزیر بودند که بیاموزند بدون دخالت در امور سیاسی به حیات خود ادامه دهند، با این هدف که در کنار سیاست قرار گیرند و به آن مشروعیت دهند. به یک معنا رهایی مذهب از سیاست به رهایی سیاست از مذهب انجامید.
نهضت های ضد استعماری و استقلال طلبانه در نیمه دوم قرن بیستم همراه با مهاجرت نیروی کار سبب شد که در جوامع غربی ساختار مذهبی دگرگون شد. در متن پلورالیسم مسیحی ناگهان از بیرون اسلام در این ساختار اجتماعی جای گرفت. با پشتوانه سیادت مسلمانان بر اسپانیا و سیادت عثمانی بر کشورهای بالکان، اسلام هم مانند یهودیت یکی از مهمترین مؤلفه های فرهنگی در جهان غرب بود. به نظر این نظریه پرداز اسلام در جوامع غربی به سه شکل حضور دارد: اسلام هندی در انگلستان، اسلام آفریقایی در فرانسه و اسلام ترک در آلمان. از این نظر اسلام هم مانند مسیحیت اشکال گوناگون دارد. البته از منظر مسیحی و از منظر جامعه سکولار تنوع اسلام و قرائت های گوناگون از آن می تواند منشأ نزاع ها و درگیری های مذهبی باشد. خطر درگیری هنگامی افزایش می یابد که بنیاد مذهبی، نیروهای مذهبی را تقویت کند. بنیادگرایی البته الزاماً به معنای قرائت اصیل از مذهب و رجعت به ریشه ها نیست، بلکه بیش از هر چیز هدف آن از میان بردن جدایی سیاست از مذهب و سیاسی کردن مذهب است.
78- در سایت ویکیپدیا و دیگر دانشنامه ها درباره او به تفصیل می توانید مطالبی را ببینید. همچنین ر.ک: رسول نیمروزی، ابر پاییزی، نشر هلال.
79- وی گفته: آسمان در چهل و پنج درجه می سوزد. دو ساختمان بلند دو پرنده بلند پرواز در 581 و دود و آتش در شهر جدید در آن سوی اقیانوس ها پرنده در آتش و ضجه مادری به گوش می رسد، به طور ناگهانی آتش بزرگ و پراکنده شعله ور می شود.
80- بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار، ج52، ص 235. "و یا این که در مغرب زمین آتش جنگ بزرگی را با موادی قابل اشتعال دامن می زند در حالی که با فریاد بلند بانگ می زند وای بر او انتقامجویی و خونخواهی و مانند آن..." (بحارالأنوار، ج53، صص 84-82، به نقل از کورانی، علی، عصر ظهور، صص 214 -213)
81- در روزهایی که این اثر برای چاپ آماده می شد، عمر این مزدور به پایان رسید و خبر آن علاجی شد دیرهنگام و ناموفق برای تحت الشعاع قرار دادن خیزش و بیداری اسلامی خاورمیانه.
82- «... و یخربون خراسان و یصرفون الحلسان، و یهدمون الحصون و یظهرون المصون و یقتطفون الغصون، و یفتحون العراق و یحجمون الشقاق بدم یراق، فعند ذک ترقبوا خروج صاحب الزمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)». (إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب للشیخ علی الیزدی الحائری ج 2، ص 202-209/ الخطب النادرة لأمیرالمؤمنین لعبد الرسول زین الدین ص 140-148 ط 1. مؤسسه البلاغ لبنان-بیروت)
امام علی علیه السّلام زمان ظهور منجی موعود، حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) را ضمن خطبه البیان چنین توصیف می فرماید: پس، در زمانی که این علائم واقع شد مردمانی خروج می کنند که گناه و جنایاتی را مرتکب می شوند (و اگر عبارت «الحرائر» با «حاء» مهمله باشد یعنی تجاوز به زنان و دوشیزگان می کنند) و مالک می شوند «جزائر» را (جزیره ها را ) و نیرنگ ها به کار می برند و خراسان را خراب می کنند و دگرگون می سازند حلسان را (یا اسم جایی است یا جمع «حلس» به معنای اینکه باز می گردانند خانه نشینان را از خانه نشینی) و دژها و مواضع دفاعی مستحکم را ویران می کنند و آشکار می سازند آنچه را که مصون و محفوظ مانده بود و می چینند (و قطع می کنند) شاخه ها را و فتح می کنند عراق را و باز می دارند از شکاف و دو دستگی با (ایجاد ترس) و خونریزی (یعنی هر صدای مخالف را به سرعت در نطفه خفه می کنند یا مراد این است که می مکند و سوء استفاده می کنند از شکاف و ایجاد اختلاف بین گروهها با خونی که ریخته می شود). پس، در آن هنگام انتظار بکشید ظاهر شدن صاحب الزمان را؛ یعنی مراقب باشید و چشم و حواستان را متوجه امام زمان کنید که بزودی ظهور خواهد فرمود.
منبع مقاله :
همایون، محمد هادی؛(1390)، تاریخ تمدن و ملک مهدوی، تهران: نشر دانشگاه امام صادق (ع)و پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، چاپ اول1390.
مقالات مرتبط :